مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: در نشست خبری سرپرست معاونت صنایعدستی، وزارت میراثفرهنگی گردشگری و صنایعدستی، موضوع چگونگی رویکرد این معاونت با پژوهشکده هنرهای سنتی پرسش تعدای از خبرنگاران بود که مطرح شد و معاونت صنایعدستی هم ضمن تاکید بر ظرفیتهای پژوهشکده هنرهای سنتی به تعامل پژوهشکده و معاونت تأکید کرد.
هنرهای سنتی و صنایعدستی ایران از مهمترین جلوههای هویت فرهنگی، تاریخی و تمدنی این سرزمین به شمار میآیند. این دو حوزه، اگرچه از حیث ماهیت، کارکرد و شیوه تولید دارای تفاوتهایی هستند، اما در بنیانهای فرهنگی، زیباشناختی، مهارتی و تاریخی با یکدیگر پیوندی عمیق و ناگسستنی دارند. از این رو، هرگونه برنامهریزی برای صیانت، احیا، توسعه و معرفی این میراث ارزشمند، نیازمند همکاری نزدیک و مستمر میان نهادهای تخصصی، پژوهشی و اجرایی است.
در این میان، معاونت صنایعدستی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان یکی از اصلیترین و اثرگذارترین ارکان سیاستگذاری، حمایت، هدایت و توسعه صنایعدستی کشور، جایگاهی تعیینکننده دارد. این معاونت با توجه به شرح وظایف خود در حوزههایی همچون حمایت از صنعتگران و هنرمندان، توسعه تولید، ارتقای کیفیت، معرفی و ترویج صنایعدستی، ایجاد زمینههای آموزشی و مهارتی، صیانت از رشتههای اصیل و کمک به احیای هنرها و مهارتهای در معرض فراموشی، میتواند نقش مهمی در تقویت جریان هنرهای سنتی و پیوند آن با عرصههای کاربردی و تولیدی ایفا کند.
از سوی دیگر، پژوهشکده هنرهای سنتی با ماهیت علمی، پژوهشی و کارگاهی خود میتواند بازوی فکری، پژوهشی و تخصصی ارزشمندی برای معاونت صنایعدستی باشد. این پژوهشکده به سبب برخورداری از استادکاران برجسته، پژوهشگران، اعضای هیئت علمی، کارشناسان خبره و ظرفیتهای کارگاهی و اسنادی، امکان آن را دارد که در زمینههایی چون مستندسازی دانشهای بومی، شناسایی و احیای هنرهای فراموششده، تدوین الگوهای آموزشی، تحلیل تحولات تاریخی و زیباییشناختی هنرهای سنتی و پشتیبانی علمی از سیاستهای اجرایی معاونت صنایعدستی نقشآفرینی کند.
هنرهای سنتی شامل هنرهایی است که در طول تاریخ، بر پایه خاستگاههای جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جوامع مختلف پدید آمدهاند. این هنرها ضمن الهام از ادوار مختلف تاریخی، مبتنی بر روح زمانه خویش نیز بوده و از اصول، مناسک و آداب خاصی پیروی میکنند؛ بهگونهای که ابعاد معنوی، عرفانی و حکمی در آنها جایگاهی والا دارد. با این حال، آنچه وجه متمایزکننده صنایعدستی از هنرهای سنتی در طول تاریخ بوده، تولیدمحوری صنایعدستی در برابر اندیشهمحوری و نمونهسازی منحصربهفرد اثر در هنرهای سنتی است. همین تمایز، ضرورت تعامل و همافزایی میان این دو حوزه را دوچندان میکند؛ زیرا صنایعدستی میتواند از پشتوانه نظری، هنری و پژوهشی هنرهای سنتی بهرهمند شود و هنرهای سنتی نیز میتواند از ظرفیتهای اجرایی، حمایتی و ترویجی معاونت صنایعدستی برای حضور مؤثرتر در جامعه استفاده کند.
بر این اساس، همکاری میان پژوهشکده هنرهای سنتی و معاونت صنایعدستی نه یک امر تشریفاتی، بلکه ضرورتی راهبردی است. این همکاری میتواند در قالب تدوین طرحهای مشترک پژوهشی، برگزاری کارگاههای آموزشی و مهارتی، مستندسازی شیوههای اصیل تولید، حمایت از استادکاران، احیای رشتههای در حال فراموشی، شناسایی ظرفیتهای منطقهای، ایجاد بانک اطلاعاتی هنرمندان و آثار، تدوین استانداردهای هنری و کیفی و همچنین فراهم کردن زمینههای لازم برای معرفی ملی و بینالمللی هنرهای سنتی و صنایعدستی ایران دنبال شود.
در سالهای اخیر، برخی از صنعتگران برجسته کشور نیز دغدغههایی جدی در خصوص ضرورت حمایت و تقویت پژوهشکده هنرهای سنتی مطرح کردهاند. این دغدغهها از آن رو اهمیت دارد که اهل فن و استادکاران باتجربه، بیش از هر گروه دیگری نسبت به آسیبهای ناشی از گسست میان پژوهش، آموزش، تولید و انتقال تجربه آگاهاند. آنان بهدرستی تأکید دارند که بدون تقویت نهادهای پژوهشی و تخصصی، امکان صیانت عمیق و پایدار از هنرهای سنتی و صنایعدستی وجود نخواهد داشت. از این منظر، حمایت معاونت صنایعدستی از پژوهشکده هنرهای سنتی، نهتنها حمایت از یک مجموعه پژوهشی، بلکه حمایت از ریشههای فکری، هنری و هویتی صنایعدستی کشور است.
پژوهشکده هنرهای سنتی را میتوان یکی از معدود مراکزی دانست که محل تلاقی سنت و مدرنیته است. حضور استادکارانی که به شیوه سنتی و در نظام استاد ـ شاگردی مهارت کسب کردهاند، در کنار دانشگاهیان و پژوهشگرانی که در نظام آموزشی نوین پرورش یافتهاند، مجموعهای منحصربهفرد پدید آورده است. در این مجموعه، انفکاک تاریخی میان کارگاههای سنتی و دانشگاه به پیوندی سازنده بدل شده و همین ویژگی میتواند ظرفیت ارزشمندی برای معاونت صنایعدستی در مسیر ارتقای کیفیت، آموزش، پژوهش و احیای رشتههای اصیل باشد.
طی سالیان متمادی، فعالیتهای کارگاهی ـ پژوهشی این مجموعه منجر به شکلگیری دستاوردهایی همچون تدوین بانک اسناد، ایجاد کتابخانه مستقل تخصصی و احیای برخی هنرهای از یاد رفته شده است. تداوم و گسترش این فعالیتها نیازمند تقویت جایگاه حقوقی و ساختاری پژوهشکده هنرهای سنتی است. ارتقای جایگاه علمی و اداری این مجموعه از گروه به پژوهشکده، با توجه به ظرفیتهای موجود، ضرورتی اجتنابناپذیر است و میتواند مانع هدررفت منابع انسانی، تجربی و مالی شود.
از سوی دیگر، با توجه به نقش هنرهای سنتی بهعنوان تبلور محسوس فرهنگ و هنر ایرانی و جلوهای از هوش و توانمندی تاریخی ایران، شایسته است که دستگاههای اجرایی و سیاستگذار، بهویژه معاونت صنایعدستی، در تقویت و تثبیت جایگاه پژوهشکده هنرهای سنتی اهتمام ویژه داشته باشند. این مجموعه با دارا بودن اعضای هیئت علمی، کارشناسان پژوهشی خبره، استادان شاخص هنری، منابع انسانی متخصص و امکانات کارگاهی و پژوهشی، ظرفیت آن را دارد که به مرکز ثقل هنرهای سنتی ایران تبدیل شود.
همچنین همچنین باید یادآور شد که در زمان تدوین چارت پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در سال ۱۳۸۴، به دلیل تمرکز بر فعالیتهای عملی و عدم توجه کافی به ویژگی متمایزکننده آثار هنری پژوهشمحور، این مجموعه نتوانست جایگاه واقعی خود را به دست آورد. با این وجود، طی سالهای بعد تلاش شد با جذب کادر پژوهشی و تقویت بنیه علمی، زمینه تحقق مأموریتهای پژوهشی آن فراهم شود؛ امری که امروز تا حد زیادی محقق شده و ضرورت بازنگری در جایگاه این مجموعه را بیش از پیش آشکار کرده است.
در نتیجه، تقویت همکاری میان پژوهشکده هنرهای سنتی و معاونت صنایعدستی باید بهعنوان یکی از اولویتهای مهم در مسیر صیانت و توسعه هنرهای سنتی و صنایعدستی کشور مورد توجه قرار گیرد. این همکاری میتواند موجب پیوند مؤثرتر میان پژوهش و اجرا، سنت و نوآوری، استادکار و دانشگاه، و اندیشه هنری و تولید کاربردی شود. بیتردید، با شکلگیری تعامل مستمر و هدفمند میان این دو مجموعه، امکان حفظ، احیا، ارتقا و معرفی شایستهتر هنرهای سنتی و صنایعدستی ایران در سطح ملی و بینالمللی فراهم خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما