سیدرضا صالحیامیری وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به مناسبت روز جهانی صنایعدستی در روزنامه ایران نوشت: بیستم خردادماه، روز صنایعدستی، روز بازخوانی یکی از کانونهای اصلی هویتآفرین، معیشتآفرین، خانواده محور و تصویرساز برای ایران و جهان و فرصتی برای اندیشیدن به آیندهای است که در آن فرهنگ، اقتصاد و توسعه پایدار در کنار یکدیگر معنا مییابند. صنایعدستی ایران روایت زنده یک تمدن چند هزار ساله، زبان مشترک نسلها و تجلی خلاقیت مردمانی است که هنر را با زندگی درآمیختهاند.
امروز بشر در آستانه یکی از پیچیدهترین و تعیینکنندهترین دورههای تاریخ خود ایستاده است. انقلابهای فناورانه، هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال، تغییرات اقلیمی، جابهجاییهای گسترده جمعیتی، گسترش نابرابریها و فرسایش هویتهای فرهنگی، جهان را با پرسشهایی بنیادین مواجه ساخته است؛ پرسشهایی که مستقیما به معنای انسان، کیفیت زیست انسانی و آینده تمدنها مربوط میشوند.
امروز مسئله اصلی جهان این است که چگونه میتوان انسان را در مسیر تولید، توسعه خلاقیت و هنر به عنوان محور پنداشت. چگونه میتوان در میانه جهانیشدن، تنوع فرهنگی را پاس داشت. چگونه میتوان پیشرفت را با معنا، رشد اقتصادی را با هویت و فناوری را با حکمت همراه ساخت. در چنین بستری، صنایعدستی از یک حوزه تولیدی فراتر میرود و به یک مسئله راهبردی برای آینده بشریت تبدیل میشود.
ممکن است در نگاه نخست، صنایعدستی در برابر عظمت فناوریهای نوظهور و تحولات شتابان اقتصاد جهانی، پدیدهای متعلق به گذشته به نظر برسد؛ اما واقعیت دقیقا معکوس است. هرچه جهان بیشتر به سمت استانداردسازی، یکسانسازی فرهنگی و تولید انبوه حرکت میکند، ارزش آنچه ریشه در اصالت، هویت، خلاقیت انسانی و تنوع فرهنگی دارد، بیشتر میشود. صنایعدستی در حقیقت مقاومت خلاق انسان در برابر استیلای یکنواختی است. این هنر-صنعت آخرین سنگر حضور روح انسان در فرآیند تولید است.
در جهانی که ماشینها میتوانند تولید کنند، محاسبه کنند و حتی بیاموزند، هنوز قادر نیستند تجربه تاریخی یک ملت، احساس زیباشناختی یک فرهنگ و حافظه انباشته نسلها را بازآفرینی کنند. این همان نقطهای است که صنایعدستی از یک کالا به یک ارزش تمدنی تبدیل میشود. برای ایران، صنایعدستی بخشی از نظام معنایی ایران است. ایران را نمیتوان بدون فرش، سفال، خاتم، مینا، قلمزنی، گلیم، نساجی سنتی، هنرهای چوبی و صدها جلوه دیگر خلاقیت مردمان این سرزمین فهم کرد. صنایعدستی در عین حال، یکی از مهمترین عناصر زیباشناختی ایران معاصر در عرصه جهانی است؛ عرصهای که در آن ملتها با توان فرهنگی، زیباییشناختی و ظرفیت الهامبخشی خود شناخته میشوند.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین زبانهایی نیاز دارد. زبانهایی که به جای سلطه، گفتوگو را ترویج کنند؛ به جای حذف تفاوتها، تنوع را پاس بدارند و به جای تقلیل انسان به مصرفکننده، او را به مثابه خالق معنا بازشناسند. به همین دلیل، ما صنایعدستی را در قالب یک راهبرد ملی و تمدنی بازتعریف کردهایم.
این راهبرد بر این باور استوار است که توسعه پایدار، بدون پایداری فرهنگی ممکن نیست؛ عدالت اجتماعی، بدون توزیع عادلانه فرصتهای فرهنگی محقق نمیشود و اقتصاد آینده، بدون اتکا به ظرفیتهای خلاق، مزیتهای فرهنگی و سرمایههای نمادین ملتها، دوام نخواهد داشت.
ایران امروز با برخورداری از حدود ۳۰۰ رشته از ۴۰۰ رشته شناختهشده صنایعدستی جهان، یکی از غنیترین ذخایر خلاقیت فرهنگی بشر را در اختیار دارد. این ظرفیت عظیم، اگر با حکمرانی هوشمند، سرمایهگذاری هدفمند و نگاه آیندهنگر همراه شود، میتواند به یکی از موتورهای اصلی اقتصاد خلاق کشور تبدیل شود. اما برای تحقق این هدف، باید با شجاعت و واقعبینی به چالشها نیز نگریست.
مسئله نخست، امنیت معیشتی و حرفهای هنرمندان است. جامعهای که از میراثفرهنگی خود سخن میگوید اما حاملان آن میراث را در معرض ناامنی اقتصادی رها میکند، در حقیقت از آینده خود محافظت نکرده است. بیمه، حمایتهای اجتماعی، آموزش و توانمندسازی هنرمندان، سرمایهگذاری بر روی سرمایه انسانی تمدن ایران است.
مسئله دوم، بازار است. تجربه جهانی نشان داده است که بسیاری از شکستها در حوزه صنایعدستی نه از ضعف تولید، بلکه از ضعف نظام عرضه، برندسازی، بازاریابی و دسترسی به بازارهای بینالمللی ناشی میشود. آینده صنایعدستی ایران در گرو عبور از اقتصاد تولیدمحور به اقتصاد ارزشمحور است؛ اقتصادی که در آن روایت، هویت، اصالت و برند، بخشی از ارزش افزوده محصول باشند.
مسئله سوم، صادرات فرهنگی است. جهان امروز بیش از هر زمان دیگری تشنه اصالت است. در عصری که محصولات مشابه در مقیاس انبوه تولید میشوند، محصولات فرهنگی اصیل و ریشهدار از مزیت رقابتی بیبدیلی برخوردارند. صنایعدستی ایران میتواند به یکی از مهمترین سفیران فرهنگی کشور در عرصه بینالمللی تبدیل شود؛ سفیری که بدون نیاز به ترجمه، پیام تمدنی ایران را به جهان منتقل میکند.
در این میان، روستاهای ایران جایگاهی محوری دارند. روستا کانون تولید فرهنگ، حافظه تاریخی و استمرار هویت ملی است. هر روستایی که خالی شود، بخشی از تنوع فرهنگی ایران نیز تضعیف میشود. از همین رو، تمرکز بر توسعه صنایعدستی روستایی، حمایت از زنان هنرمند، توسعه بومگردی و تقویت زنجیرههای ارزش محلی، راهبردی برای حفظ توازن سرزمینی، تقویت سرمایه اجتماعی و تحقق توسعه فراگیر است.
ما بر این باوریم که قرن بیستویکم، قرن رقابت فرهنگها برای حذف یکدیگر نخواهد بود؛ قرن همکاری تمدنها برای ساختن آیندهای انسانیتر خواهد بود. در چنین جهانی، صنایعدستی میتواند یکی از مؤثرترین ابزارهای گفتوگوی میان ملتها باشد.
امروز جهان به منابع جدید قدرت نیاز دارد؛ منابعی که از انباشت معنا سرچشمه بگیرند؛ نه از سلطه بر دیگران، بلکه از توانایی الهامبخشی به آنان. صنایعدستی یکی از این منابع قدرت است. قدرتی که از فرهنگ زاده میشود، از خلاقیت تغذیه میکند، به اشتغال میانجامد، هویت میآفریند، سرمایه اجتماعی تولید میکند و در نهایت، ملتها را به یکدیگر نزدیکتر میسازد. از این منظر، صنایعدستی بخشی از معماری آینده و نظام فرهنگی و هنری ایران است. آیندهای که در آن توسعه با هویت آشتی میکند؛ اقتصاد در خدمت انسان قرار میگیرد؛ فرهنگ به سرمایهای برای صلح و همکاری جهانی تبدیل میشود و ملتها نه از مسیر حذف تفاوتها، بلکه از رهگذر احترام به تنوع فرهنگی، آینده مشترک خود را میسازند.
ایران با تکیه بر پیشینه تمدنی خود و با اتکا به دستان خلاق صدها هزار هنرمند، آماده است سهمی فعال در ساختن چنین آیندهای ایفا کند؛ آیندهای که در آن فرهنگ، نقطه آغاز آن است و صنایعدستی، یکی از مطمئنترین راههای رسیدن به فردا.
در انتها لازم میدانم هفته صنایعدستی را به همه هنرمندان، صنعتگران و دوستداران فرهنگ ایران تبریک بگویم و امیدوارم سال ۱۴۰۵، سال شکوفایی بزرگ صنایعدستی ایران، سال احیای ظرفیتهای روستایی، سال توسعه صادرات فرهنگی و سال تثبیت جایگاه ایران بهعنوان یکی از مهمترین قدرتهای صنایعدستی جهان باشد.
انتهای پیام/

نظر شما