شهین پزشکی، محقق، پژوهشگر دوختهای سنتی ایران، مدرس دانشگاه و بنیانگذار این رشته دانشگاهی، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، به تشریح چالشها، دستاوردها و ظرافتهای نادیده کارگاه ظریفدوزی این کلانپروژه تاریخی پرداخت.
او معتقد است بزرگترین چالش در ساخت لباسهای تاریخی، برقراری تعادل و همپوشانی میان «اصالت تاریخی» و «زبان تصویری دوربین» است؛ چالشی که او و تیمش طی هفت سال گذشته با آن دستوپنجه نرم کردهاند.
آغاز یک مسیر طلایی؛ از راهروهای دانشگاه تا شهرک سینمایی غزالی
داستان ورود شهین پزشکی به پروژه «سلمان فارسی» به سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ بازمیگردد؛ زمانی که تماسی تلفنی از سوی دفتر تولید «زلالفیلم»، مسیر حرفهای جدیدی را پیش روی او قرار داد. پزشکی درباره این آغاز میگوید: آنها به دنبال فردی بودند که تسلط کامل و علمی بر دوختهای سنتی ایران داشته باشد. بر اساس استعلام و پژوهشی که از وزارت میراث فرهنگی و دانشگاه شریعتی انجام داده بودند، نام من مطرح شده بود. البته پیش از من با افراد متعددی مصاحبه شده بود اما هیچکدام نتوانسته بودند معیارهای سختگیرانه پروژه را برآورده کنند.
پزشکی که در آن زمان مدیر گروه رشته دوختهای سنتی ایران در دانشگاه علم و فرهنگ البرز و مدرس دانشگاه شریعتی بود، این دعوت را یک «فرصت طلایی» ارزیابی کرد؛ نه فقط برای خود، بلکه برای فارغالتحصیلان رشتهای که خود او بنیانگدارش بود. او ادامه میدهد: طراح لباس پروژه در یکی از جلسات به من گفت که در خلال مصاحبهها، یکی از متخصصان این حوزه به صراحت گفته بود: اگر کسی را میخواهید که به تمامی دوختهای سنتی مسلط باشد، فقط باید سراغ خانم پزشکی بروید. شنیدن این جمله مسئولیت مرا دوچندان کرد و در دلم عهد بستم که ثابت کنم این اعتماد بیدلیل نبوده است.
تأسیس کارگاه ظریفدوزی
یکی از بزرگترین دستاوردهای حضور شهین پزشکی در این پروژه، بدعتگذاری و تأسیس اولین کارگاه تخصصی «ظریفدوزی» در تاریخ فیلمسازی ایران، مستقر در شهرک سینمایی غزالی بود. با این حال، شروع این مسیر چندان هموار نبود.
پزشکی با اشاره به چالشهای اولیه میگوید: در ابتدا این کارگاه ناشناخته بود و زیر لوای کارگاه خیاطی شروع به کار کرد. تصور عمومی بر این بود که تزئینات لباس، کارهای پیشپاافتادهای هستند که میتوان آنها را در گوشهای از کارگاه خیاطی انجام داد. نیروهای من که همگی از فارغالتحصیلان نخبه، دارندگان مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد و هنرجویان بااستعداد بودند، در ابتدا با نگاههای سنتی که در شان شان نبود مواجه شدند. قرار گرفتن کارگاه ما زیر نظر خیاط تجربی پروژه که شناختش از تزئینات لباس در حد کوک زدن و پسدوزی بود، چالشبرانگیز بود. اما ما صبوری کردیم تا غنای فرهنگی و ضرورت حیاتی این کارگاه را به اثبات برسانیم.
او انگیزه اصلی تیم خود را فراتر از یک همکاری ساده سینمایی میداند: سوزندوزی و دوختهای سنتی ایران هنری کهن، اصیل و متأسفانه مهجور مانده است. ما آمدیم تا پیوندی نوظهور میان هنر باستانی ایران و هنر قرن یعنی سینما ایجاد کنیم. هدف ما احیای این هنرهای فراموششده و ایجاد بسترهای اشتغال برای فارغالتحصیلان این رشته بود. همین دیدگاه ارزشمند، تحمل سختیها را برای ما آسان میکرد.
ظریفدوزی؛ تجلی هنرهای ظریف ایرانی
مسئول ظریفدوزی سریال تاریخی «سلمان فارسی» با تشریح ماهیت این هنر، آن را مجموعهای از دوختهای بسیار ظریف، پرکار و هنرمندانه دانست که نقش مهمی در هویتبخشی به لباس شخصیتهای تاریخی دارد.
شهین پزشکی در توضیح مفهوم «ظریفدوزی» گفت: ظریفدوزی به مجموعهای از هنر دوختهای سنتی ایران گفته میشود که در کارگاه تخصصی با دقت، ظرافت و مهارت روی انواع لباس، سربندها، کلاها، کمربندها، کفشها، مچبندها، پیشبندها و... به اجرا در میآید.
هنرهای دستی گفته میشود که با دقت، ظرافت و مهارت بالا روی لباس اجرا میشوند. در کارگاه تخصصی ظریفدوزی این سریال، انواع سوزندوزیها و قلابدوزیها متناسب با نقش، هویت و جایگاه اجتماعی هر شخصیت طراحی و اجرا میشود.
او افزود: این هنرها طیف گستردهای از تکنیکهای دوخت را در برمیگیرد، از جمله تزئینات فلزی و گرانبها مانند گلابتوندوزی (بهصورت دستی و با چرخ)، ملیلهدوزی، منجوقدوزی، فلزدوزی، مرواریددوزی، یراقدوزی و مهرهدوزی. همچنین دوختهای ظریف ابریشمی مانند ابریشمدوزی، قلابدوزی، قیطاندوزی، شبکهدوزی و شیرازهدوزی نیز در این مجموعه اجرا میشود.
پزشکی ادامه داد: در کنار این تکنیکها، بخش دیگری از کار به اجرای اتصالات و ملحقات اختصاص دارد که شامل تکهدوزی، توردوزی، منگولهدوزی، وصلهدوزی، ریشهدوزی، بافت دستی انواع کمربند و حتی ساخت دکمهها و اکسسوریهای پارچهای و چرمی است.
به گفته او، ظریفدوزی تنها یک مهارت فنی نیست، بلکه پیوندی عمیق با سنتهای بصری هنر ایرانی دارد. وی در این باره توضیح داد: بسیاری از این تزئینات از نظر ترکیب رنگ، ظرافت خطوط و هماهنگی نقوش، با سنت نگارگری ایرانی ارتباط مستقیم دارند. نگارگری ایرانی با رنگهای درخشان، خطوط ظریف و ترکیببندیهای شاعرانهاش بازتابدهنده جهانبینی و زیباییشناسی فرهنگ ایرانی است.
مسئول ظریفدوزی سریال «سلمان فارسی» تأکید کرد: تلاش ما در این پروژه آن بوده است که همان ظرافت، معناگرایی و هماهنگی بصری که در نگارگری ایرانی دیده میشود، در تار و پود لباس شخصیتها نیز متجلی شود تا پوشش هر شخصیت نهتنها یک عنصر ظاهری، بلکه بخشی از روایت فرهنگی و تاریخی اثر باشد.
سینما پاسدار هویت ملی
تداوم همکاری هفتساله با پروژه سلمان فارسی، تجارب بینظیری را برای این تیم به همراه داشته است. پزشکی معتقد است لباس در فیلم، صرفاً جنبه زیباییشناختی ندارد، بلکه ابزاری قدرتمند برای جامعهپذیری و انتقال پنهان پیامهای فرهنگی است.
او در این باره توضیح میدهد: امروز پس از ۷ سال کار مداوم، نگاه من به دوختهای سنتی، نگاهی بهمراتب مردمشناسانه و آکادمیکتر شده است. لباس میتواند بهطور مستقیم بر ذهن مخاطب اثر بگذارد و الگو بسازد. وقتی مخاطب، بهویژه نسل جوان، پوشش شخصیتها را منطبق بر هویت بومی و تاریخ خود میبیند، حس تعلق ملی در او تقویت میشود. انتخاب تزئینات، رنگها و متریال لباسها در یک اثر تاریخی، زبانی بصری است که بدون کلام، عمیقترین مفاهیم اخلاقی، طبقاتی و فکری را منتقل میکند.
ساسانیان؛ شکوه تزئینات لباس
یکی از بخشهای جذاب کارگاه ظریفدوزی، بازآفرینی البسه دوران ساسانی است. شهین پزشکی با تکیه بر پیشینه علمی و دانشگاهی خود، پژوهشهای گستردهای را در این زمینه به کار بسته است: میدانستیم که سوزن دوزی در دوران ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) یکی از جلوه های برجسته هنرهای تزئینی ایران باستان به شمار می آمد که در پیوندی عمیق با قدرت سیاسی، آیینهای مذهبی و ساختار اجتماعی آن دوران شکل گرفته بود. در این دوره پارچه و تزئینات پارچهای تنها وسیلهای برای پوشش نبودند، بلکه بهعنوان نمادی از شکوه شاهنشاهی و جایگاه اجتماعی افراد عمل میکردند. منسوجات ساسانی اغلب با نقشمایههای نماین و تکرار شونده تزئین میشدند؛ از جمله نقوش حیوانی مانند سیمرغ، عقاب، اسب، گوزن، همچنین طرح های گیاهی و هندسی که در قالب مدالهای دایرهای یا قالببندیهای منظم اجرا می شدند. اما بسیاری از این نقوش در سوزندوزیها و تزئینات دستی نیز بازتاب یافتهاند و نشان دهنده جهانبینی اسطورهای و نظممحور ایران آن دوره هستند.
او با اشاره به کمبود منابع فیزیکی مستقیم میافزاید: اگرچه پارچههای باقیمانده از آن دوران بسیار اندک است، اما از طریق بررسی نقشبرجستهها، سکهها، مهرهها، دیوارنگارهها و تأثیرات هنر ساسانی بر دوره اسلامی اولیه، متوجه شدیم که هنر سوزندوزی در آن زمان بسیار پیشرفته بوده و بیشتر با نخهای ابریشمی، زریندوزی (گلابتون) و نقرهدوزی انجام میشده است. ما با این آگاهی علمی تلاش کردیم تا عظمت هنر باستانی ایران را روی صحنه بازسازی کنیم.
«روح زمانه»؛ معیار اصلی وفاداری تاریخی
شهین پزشکی، تعادل میان سندیت تاریخی و الزامات فنی سینما را یکی از مهمترین چالشهای طراحی و اجرای لباس در آثار تاریخی دانست و تأکید کرد: سینما بازسازی موزهای تاریخ نیست، بلکه بازآفرینی باورپذیر گذشته برای مخاطب امروز است.
وی در توضیح دشواریهای اجرای ظریفدوزی و تزئینات لباس در یک پروژه تاریخی گفت: وفاداری تاریخی در سینما به معنای کپیبرداری کامل و بیکموکاست از ظاهر گذشته نیست، بلکه باید «روح زمانه» در تصویر زنده شود. به گفته او، «روح زمانه»؛ معیار اصلی وفاداری تاریخی در طراحی و اجرای تزئینات روی لباسهای سریالهای تاریخی است. گاهی برخی جزئیات کاملاً مستند و تاریخی، در قاب دوربین دیده نمیشوند یا حتی به خوانایی تصویر آسیب میزنند؛ در چنین شرایطی، حفظ اتمسفر، هویت و باورپذیری دوره تاریخی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
او با اشاره به اهمیت رفتار رنگها در برابر نور و دوربین افزود: رنگها زیر نورهای فیلمبرداری ممکن است تغییر ماهیت دهند؛ برخی رنگهای تیره تاریخی در تصویر نهایی کدر، بیاثر یا گمشده به نظر میرسند. به همین دلیل، تیم ظریفدوزی ناچار است رنگ نخها، تزئینات و جزئیات لباس را در کنار پارچه اصلی و زیر شرایط نوری مشابه صحنه آزمایش کند تا نتیجه نهایی در خروجی دوربین، با هدف طراح و فضای تاریخی اثر هماهنگ باشد.
پزشکی همچنین پرهیز از اغتشاش بصری را از دیگر اصول مهم در اجرای لباسهای تاریخی عنوان کرد و گفت: استفاده از متریالهای براق، پولکها، نخهای فلزی و تزئینات درخشان نیازمند دقت فراوان است، زیرا انعکاس نور از این تزئینات ممکن است موجب درخششهای ناخواسته، ایجاد نقاط نوری مزاحم و برهم خوردن توازن بصری تصویر شود.
به گفته او، آنچه در نگاه نزدیک زیبا و چشمگیر است، لزوماً در قاب دوربین همان کیفیت را ندارد و باید با زبان تصویر هماهنگ شود.
مسئول ظریفدوزی سریال «سلمان فارسی» تکرارپذیری لباسها را نیز یکی از چالشهای مهم در پروژههای تاریخی و پرحجم دانست و اظهار کرد: در بسیاری از صحنهها، بهویژه صحنههای اکشن، حرکتی یا بدلکاری، لازم است از یک لباس پرجزئیات چند نسخه مشابه ساخته شود. این نسخهها باید از نظر رنگ، بافت، تزئینات و جلوه تصویری با لباس اصلی تفاوتی نداشته باشند و در عین حال از دوام کافی در برابر کشش، حرکت و آسیبهای احتمالی برخوردار باشند.
او تأکید کرد: طراحی و اجرای لباس تاریخی در سینما، نقطه تلاقی پژوهش تاریخی، شناخت مواد و متریال، تجربه اجرایی و درک دقیق از زبان دوربین است. به باور پزشکی، بزرگترین موفقیت زمانی حاصل میشود که مخاطب، بدون درگیر شدن با جزئیات فنی، جهان تاریخی اثر را باور کند و لباسها را بخشی طبیعی و جداییناپذیر از روایت ببیند.
یادبودی ماندگار از اسقف اعظم؛ خاطرهای آمیخته با اندوه و افتخار
وقتی از پزشکی درباره ماندگارترین اثر هنری تیمش در طول این ۷ سال پرسیده میشود، او با لحنی آمیخته با احترام و حسرت، از لباس شخصیت «اسقف اعظم» با بازی زندهیاد استاد چنگیز جلیلوند یاد میکند: طراحی و اجرای جزئیات کلاه و کفش اسقف اعظم بر عهده من بود. برای هماهنگی این قطعات با لباس اصلی، روزها وقت صرف کردیم. ترکیب سادگی، وقار و شکوه این لباس در کنار ابهت بازی استاد جلیلوند، خروجی بینظیری داشت. به یاد دارم روزی یکی از همکاران صحنه تماس گرفت و با ذوق بسیار از جلوه بینظیر این لباس در کادر دوربین تعریف کرد؛ تماسی که بسیار دلگرمکننده بود. اما افسوس که صبح روز بعد، با خبر ناگهانی درگذشت استاد مواجه شدیم. امروز آن لباس برای من تنها یک اثر هنری نیست؛ یادگاری گرانبها از هنرمندی بزرگ است که فقدانش اندوهی عمیق برجای گذاشت و یادش برای همیشه در خاطره ما زنده خواهد ماند.
امضای کار و میراثی برای آینده
شهین پزشکی در پایان این گفتوگو، امضای هنری تیم خود را در سه واژه خلاصه میکند: «پژوهش، اصالت و ظرافت اجرایی.»
او در خصوص میراثی که دوست دارد از کار تیمش در ذهن مخاطبان و تاریخ سینمای ایران باقی بماند، میگوید: آرزو دارم مخاطب در وهله اول با داستان و شخصیتها همذاتپنداری کند و لباسها بدون خودنمایی زائد، به باورپذیری فضا کمک کنند. اما در مرتبه بعدی، دوست دارم بیننده درک کند که پشت هر کوک، هر گره و هر نقش اسلیمی یا ساسانی روی این لباسها، سالها پژوهش علمی، عشق و احترامی عمیق به هویت، هنر و میراث فرهنگی این سرزمین نهفته است. سینمای تاریخی ما باید بتواند پلی استوار میان نسل امروز و ریشههای فرهنگی گذشتهاش برقرار کند و امیدوارم کارگاه ظریفدوزی ما سهم خود را در این مسیر به درستی ایفا کرده باشد.
انتهای پیام/
نظر شما