صنایع‌دستی قشم؛ تجلی تنوع فرهنگ‌های کرانه خلیج‌فارس و سند زنده تاریخ دریا

خلیج‌فارس تنها یک پهنه آبی نیست؛ یک حوزه تمدنی گسترده است که هزاران سال محل تلاقی فرهنگ‌ها، زبان‌ها، ادیان، تجارت‌ها و شیوه‌های زیست گوناگون بوده است که در این میان، جزیره قشم به دلیل موقعیت راهبردی خود در قلب این آبراه تاریخی، نقشی فراتر از یک جزیره داشته و در طول قرون متمادی به مثابه پلی میان تمدن‌های ساحلی عمل کرده است.

حمید الماسی‌نیا فعال رسانه‌ در یادداشتی نوشت: امروز ردپای تاریخ طولانی تبادلات فرهنگی را در کالبدی ملموس جست‌وجو کنیم، صنایع‌دستی قشم یکی از روشن‌ترین و زنده‌ترین اسناد این میراث مشترک به شمار می‌رود.

صنایع‌دستی جزیره قشم تنها محصول دست هنرمندان نیست؛ این آثار در حقیقت روایت‌های مکتوب‌نشده‌ای هستند که تاریخ، اقتصاد، جغرافیا و فرهنگ دریایی خلیج‌فارس را در تار و پود خود حفظ کرده‌اند.

قشم؛ چهارراه تمدنی خلیج‌فارس و با نگاهی به تاریخ جزیره قشم نشان می‌دهد که این جزیره از دیرباز در مسیر شبکه‌های بزرگ تجارت دریایی قرار داشته است و کشتی‌های بادبانی که میان بنادر جنوب ایران، سواحل عمان، هند، زنگبار و شبه‌جزیره عربستان در رفت‌وآمد بودند، تنها کالا جابه‌جا نمی‌کردند؛ بلکه حامل اندیشه‌ها، هنرها، سبک‌های پوشش و الگوهای فرهنگی نیز بودند.

همین ویژگی موجب شد فرهنگ جزیره قشم نه در انزوا، بلکه در تعامل مستمر با دیگر جوامع ساحلی شکل گیرد و در نتیجه، صنایع‌دستی این جزیره به تدریج به عرصه‌ای برای بازتاب این ارتباطات گسترده تبدیل شد.

در گلابتون‌دوزی، خوس‌دوزی، شک‌بافی و حتی سوند بافی جزیره قشم می‌توان نشانه‌هایی از این تعاملات تاریخی را مشاهده کرد که در برخی نقوش، یادآور سنت‌های ایرانی هستند؛ برخی دیگر تحت تأثیر فرهنگ دریایی اقیانوس هند شکل گرفته‌اند و شماری نیز بازتاب ارتباطات دیرینه با سرزمین‌های عربی همجوارند.

تاریخ رسمی معمولاً در کتاب‌ها، اسناد و بناها ثبت می‌شود؛ اما بخش مهمی از تاریخ جوامع در حافظه فرهنگی مردم باقی می‌ماند و صنایع‌دستی یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال این حافظه است که در جزیره قشم، بسیاری از هنرهای سنتی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند، بدون آنکه دستورالعمل مکتوبی برای آن‌ها وجود داشته باشد. مهارت‌ها، نقش‌ها، ترکیب رنگ‌ها و حتی فلسفه تولید آثار از طریق تجربه، مشاهده و آموزش خانوادگی حفظ شده‌اند و به همین دلیل، هر قطعه صنایع‌دستی قشم را می‌توان نوعی «سند فرهنگی» دانست؛ سندی که اطلاعات ارزشمندی درباره جایگاه زنان در جامعه، اقتصاد خانوار، نظام معیشتی، روابط اجتماعی و جهان‌بینی مردم جزیره در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.

زنان؛ ستون‌های پنهان اقتصاد و فرهنگ جزیره قشم که در بررسی صنایع‌دستی این جزیره بدون توجه به نقش زنان امکان‌پذیر نیست که در بسیاری از روستاهای جزیره، زنان طی قرن‌ها نه تنها حافظان هنرهای سنتی بوده‌اند، بلکه نقشی کلیدی در پایداری اقتصاد خانواده ایفا کرده‌اند.

گلابتون‌دوزی و خوس‌دوزی تنها هنرهای تزئینی نیستند؛ این رشته‌ها بخشی از هویت اجتماعی زنان جنوب ایران را شکل داده‌اند و در لباس‌های سنتی مزین به این هنرها، نشانه‌ای از جایگاه فرهنگی، مناسبت‌های اجتماعی و پیوندهای خانوادگی بوده‌اند.

امروز نیز هزاران زن در نقاط مختلف جزیره قشم از طریق صنایع‌دستی به اقتصاد خانواده کمک می‌کنند؛ موضوعی که صنایع‌دستی را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای توانمندسازی اقتصادی زنان در مناطق ساحلی تبدیل کرده است.

دریا؛ بزرگ‌ترین الهام‌بخش هنرمندان قشمی است و کمتر منطقه‌ای در ایران را می‌توان یافت که طبیعت تا این اندازه بر هنر مردم تأثیر گذاشته باشد و در جزیره قشم، دریا صرفاً یک عنصر جغرافیایی نیست؛ بخشی از هویت مردم است و با امواج، بادبان‌ها، جریان‌های دریایی، نخلستان‌ها، سواحل مرجانی و زیست‌بوم منحصربه‌فرد جزیره در بسیاری از نقوش صنایع‌دستی بازتاب یافته‌اند که حتی در هنر حصیربافی که با برگ نخل انجام می‌شود، رابطه‌ای عمیق میان انسان و محیط طبیعی دیده می‌شود که این هنر نمونه‌ای از اقتصاد پایدار بومی است که طی آن مواد اولیه از طبیعت گرفته می‌شود، بدون آنکه به اکوسیستم آسیب جدی وارد شود.

از این منظر، صنایع‌دستی قشم تنها یک فعالیت فرهنگی نیست، بلکه تجلی دانش بومی درباره همزیستی انسان و محیط زیست نیز محسوب می‌شود.

در دنیای امروز، کشورها بیش از گذشته از فرهنگ برای افزایش نفوذ و اعتبار بین‌المللی خود بهره می‌گیرند و آنچه «قدرت نرم» نامیده می‌شود، اغلب از مسیر هنر، میراث فرهنگی و صنایع خلاق شکل می‌گیرد و در جزیره قشم در این زمینه ظرفیتی کم‌نظیر دارد که صنایع‌دستی این جزیره می‌تواند به عنوان زبان مشترک ملت‌های حوزه خلیج‌فارس عمل کند؛ زبانی که فراتر از مرزهای سیاسی، ریشه در تاریخ و فرهنگ مشترک منطقه دارد و با برگزاری نمایشگاه‌های بین‌المللی، ایجاد بازارهای تخصصی صنایع‌دستی دریایی، توسعه گردشگری فرهنگی و حضور در رویدادهای جهانی می‌تواند نقش قشم را در دیپلماسی فرهنگی ایران تقویت کند.

با وجود ظرفیت‌های گسترده، صنایع‌دستی قشم با چالش‌هایی نیز مواجه است و تغییر سبک زندگی، کاهش علاقه نسل جوان به برخی رشته‌های سنتی، ورود محصولات مشابه صنعتی، محدودیت بازارهای صادراتی و ضعف در برندسازی از جمله مهم‌ترین این چالش‌ها هستند و در بسیاری از هنرهای سنتی زمانی رونق داشتند که بخشی از نیازهای روزمره جامعه را تأمین می‌کردند و اما امروز برای بقا ناچارند خود را با اقتصاد جدید و سلیقه بازارهای نوین تطبیق دهند و در چنین شرایطی، توسعه آموزش‌های تخصصی، طراحی نوآورانه، بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال و اتصال صنایع‌دستی به زنجیره گردشگری می‌تواند مسیر تازه‌ای برای تداوم این میراث ارزشمند فراهم کند.

اگر برنامه‌ریزی منسجم، حمایت نهادی و سرمایه‌گذاری هدفمند صورت گیرد، قشم این ظرفیت را دارد که به «پایتخت صنایع‌دستی دریایی خلیج‌فارس» تبدیل شود و با وجود تنوع کم‌نظیر رشته‌های صنایع‌دستی، حضور گسترده زنان هنرمند، پیشینه تاریخی تجارت دریایی، جایگاه ژئوپلیتیکی جزیره و برند شناخته‌شده جزیره قشم در گردشگری، مجموعه‌ای از مزیت‌های رقابتی را ایجاد کرده است که کمتر منطقه‌ای در خلیج‌فارس از آن برخوردار است.

صنایع‌دستی قشم صرفاً مجموعه‌ای از محصولات هنری نیست؛ این آثار بازتاب هزاران سال تعامل میان انسان، دریا و فرهنگ در حوزه تمدنی خلیج‌فارس هستند و با هر دوخت گلابتون، هر تار حصیر و هر نقش سنتی، روایتی از سفرهای دریایی، دادوستدهای تاریخی، همزیستی فرهنگی و مقاومت جوامع ساحلی در برابر گذر زمان را در خود نهفته دارد که در روزگاری که جهانی‌شدن بسیاری از هویت‌های محلی را تهدید می‌کند، صنایع‌دستی قشم همچنان به مثابه چراغی روشن، حافظ حافظه تاریخی خلیج‌فارس و نمادی از تنوع فرهنگی این پهنه تمدنی باقی مانده است؛ گنجینه‌ای که حفاظت از آن نه فقط وظیفه یک جزیره، بلکه مسئولیتی ملی و منطقه‌ای برای پاسداری از میراث مشترک مردمان دریا به شمار می‌رود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405032402136
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha