از میراث باستانی تا یادمان‌های صنعتی

استان خوزستان پهنه‌ای است که در آن تاریخ باستانی، زیست‌بوم کشاورزی و دستاوردهای صنعتی در هم تنیده‌اند.

سودابه افشار، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، در یادداشتی نوشت: استان خوزستان از یک سو دارای آثار کهن و باستانی است که ریشه در تمدن‌های پیشین دارد و از سوی دیگر یادمان‌های صنعتی و معماری عصر مدرنیته را در خود جای داده است. افزون بر این، ظرفیت‌های «کشاورزی»، «نفت و صنایع وابسته به آن» و دسترسی به «آب‌های آزاد خلیج فارس» این سرزمین را به کانونی مهم از تعاملات تاریخی، صنعتی، اقتصادی و فرهنگی بدل کرده است. تداوم حیات این گنجینه‌ها، نه صرفا از طریق مداخلات فنی بلکه در گرو «توافقات اجتماعی» و ارتقای «فرهنگ صیانت» در میان جوامع محلی است.

پیوند هویت، جغرافیا و اقتصاد

جامعه‌شناسی میراث‌فرهنگی بر این نکته تأکید دارد که میراث زمانی پایدار می‌ماند که به بخشی از «سرمایه فرهنگی» جامعه تبدیل شود. در بخش‌هایی که آثار کهن قرار دارند حفاظت نیازمند احیای پیوندهای هویتی و اتصال میراث به تاریخ شفاهی و زیست‌بوم است. در حوزه یادمان‌های صنعتی، چالش اصلی، گذار از انگاره «مستعمل بودن» به سمت «بازآفرینی کارکردی» است؛ به‌گونه‌ای که هویت مدرن جامعه با این ابنیه پیوند بخورد.

در این میان، «کشاورزی» به عنوان یکی از ارکان اصیل زیست و معیشت پیوندی ناگسستنی با میراث این سرزمین دارد. محصولاتی مانند «گندم»، «نیشکر»، برخی غلات و سایر تولیدات زراعی، بخشی از شبکه معیشتی و هویتی استان را شکل می‌دهند و نشان می‌دهند که پیوند انسان، زمین و آب در این جغرافیا تنها یک رابطه اقتصادی نیست بلکه بخشی از حافظه تاریخی و سبک زندگی مردم است. همچنین، صنعت نفت و صنایع وابسته به عنوان یکی از شهرهای اصلی اقتصادی و تاثیرات این صنعت بر نحوه زندگی و معیشت آنها و «مجاورت با آب‌های آزاد خلیج فارس» و بهره‌مندی ساکنان بومی از این آب‌ها نیز جایگاه استان را در شبکه تبادلات فرهنگی و اقتصادی برجسته می‌سازد و گویای آن است که میراث فرهنگی این دیار همواره با تجارت، دریانوردی و تعاملات فرامرزی پیوسته بوده است. در کنار این مؤلفه‌ها، فعالیت‌های صنعتی و تولیدی نیز بخشی از سیمای کار و تولید مدرن در استان را شکل می‌دهند که می‌توانند در چارچوب کلان «میراث توسعه» بازخوانی شوند.

راهکارهای اجرایی برای تحول در مدیریت صیانت

دستگاه‌های اجرایی مرتبط می‌توانند، با رویکردی کلان، سیاست‌های زیر را در سطح استان پیاده‌سازی کنند:

۱. توسعه مشارکت‌های اجتماعی (مدل اجتماع‌محور):

ترویج گفتمان «مسئولیت‌پذیری عمومی» به‌جای «حفاظت دستوری»؛ این امر از طریق درگیر کردن جوامع محلی در فرایند حفاظت و آموزش مهارت‌های مرتبط با پاسداشت آثار ممکن می‌شود.

۲. تغییر کاربری خلاقانه برای هویت صنعتی:

سیاست «بازآفرینی هویت»؛ یعنی تبدیل ساختمان‌های صنعتی بلااستفاده به مراکز فرهنگی، موزه‌های کار و فضاهای خلاقانه تا این ابنیه دوباره به چرخه حیات اجتماعی بازگردند.

۳. پیوند میان معیشت، کشاورزی و میراث:

ارائه روایت‌های توسعه‌ای که در آن میراث فرهنگی ابزاری برای تقویت معیشت پایدار و اشتغال‌زایی محلی باشد. همسویی فعالیت‌های کشاورزی با گردشگری میراث‌محور می‌تواند ارزش‌افزوده‌ای پایدار ایجاد کند.

۴.بهره‌مندی از صنایع به ویژه نفت: صیانت از میراث فرهنگی با پول نفت، نباید یک کمک مالی تلقی شود بلکه باید یک «سرمایه‌گذاری استراتژیک» برای تبدیل ثروت فیزیکی و گذار به ثروت فرهنگی و ماندگار باشد. این کار باعث می‌شود که میراث فرهنگی نه تنها یک هزینه برای دولت بلکه یک دارایی (Asset) در ترازنامه ملی باشد.

۵. بازخوانی پیوند تاریخی با آب‌های آزاد:

موقعیت استراتژیک استان خوزستان در جوار خلیج فارس ظرفیتی است که باید در سیاست‌های فرهنگی مورد توجه قرار گیرد چراکه بسیاری از الگوهای سکونت و معماری بومی از همین پیوند دیرینه با دریا و مسیرهای آبی ناشی شده‌اند.

نتیجه‌گیری

صیانت از میراث این استان نیازمند گذار از مدیریت تک‌بعدی به مدیریت چندلایه است. در مناطقی که میراث کهن حکم‌فرماست باید بر «هویت ریشه‌دار» تأکید ورزید و در مناطق دارای میراث صنعتی بر «هویت پویا و کارآمد». با تمرکز بر کشاورزی، بهره‌گیری از ظرفیت‌های صنایع نفت و پتروشیمی و ظرفیت‌های دریایی و ساماندهیِ بهینه ابنیه تولیدی دستگاه‌های اجرایی مرتبط می‌توانند از نقشِ «محافظ» به نهادی «توسعه‌بخش و جامعه‌ساز» تغییر وضعیت دهند.

توضیح واژه Asset:  نوعی از سرمایه‌گذاری است دارای سطح بالای نقدشوندگی، سوددهی و ریسک.

انتهای پیام/

کد خبر 1405040200111
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha