گردشگری نقطه ثقل شعار سال ۱۴۰۵

در سال ۱۴۰۵، با گذشت از تنش‌های منطقه‌ای، ایران باید از ظرفیت‌های خاک خود برای تقویت وحدت ملی و ایجاد ثبات اقتصادی استفاده کند. صنعت گردشگری می‌تواند همزمان با افزایش درآمد خانوارهای داخلی و جذب ارز خارجی، نقش بی‌بدیلی در تحقق شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» ایفا کند.

جعفر خاندوزی کارشناس گردشگری در یادداشتی نوشت: ایران هرچند از اسفند سال گذشته و روزهای آغاز سال ۱۴۰۵ درگیر جنگی تمام‌عیار با آمریکا و رژیم صهیونیستی بود و در ایام پیش رو، پیکر رهبر شهید خود را تشیع خواهد کرد، اما با پذیرش آتش‌بس توسط طرفین جنگ، نشان از آن دارد که نظام سیاسی کشور به‌شدت و با تمام اراده در پی مرتفع کردن فضای ملتهب و عوارض ناشی از جنگ رمضان است و قصد دارد یک بار دیگر در عین بازیگری منطقه‌ای خود با کشورهای دنیا به روابط و تعاملات گذشته ادامه دهد.

این اتمسفرِ بازسازی و رویکرد توسعه‌گرایانِ بی‌شک، اکوسیستم خاص خود را می‌طلبد تا با بهره‌گیری جدی و پررنگ از داشته‌ها و توانمندی‌های قابل‌دسترس و زودبازده، بتواند به رشد و توسعه کشور کمک کند. در این میان و بیش از همه، صنعت گردشگری(اعم از طبیعت‌گردی، میراث‌فرهنگی و صنایع‌دستی) از نقش‌آفرینان مهم اکوسیستم مذکور، می‌تواند در کوتاه‌مدت در کنار این‌که به چرخه‌ی اقتصادی و سودآوری اقتصادی کشور یاری برساند، بر روند گسترش و تعمیق روابط کشور با دیگر کشورها نیز تأثیرگذاری جدی داشته باشد.

صنعت گردشگری ذاتاً دوسویه است. از سویی، رونق گردشگری داخلی می‌تواند بر افزایش درآمد خانوارهای میزبان تأثیر چشمگیری داشته باشد و مهم‌تر از آن، روحیه‌ نشاط و امید را در بین ایرانیان افزایش دهد و با آشنایی هرچه بیشتر و بهتر ایرانیان با خرده‌فرهنگ‌ها، آیین‌ها، جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و صنایع‌دستی مناطق میزبان، به درک و فهم عمیق‌تری از هویت ملی و نتیجه وحدت و همبستگی ملی تعلق می‌رسند. و ازآنجایی‌که هویت‌یابی یکی از مؤلفه‌های بنیادین امنیت ملی است طبیعتاً کشور به حوزه‌ امنیت ملی پایدار به گستره و ژرفای فزون‌تری دست خواهد یافت.

گردشگری خارجی، سویه‌ دیگر صنعت گردشگری است که شوربختانه با توجه شرایط خاص ایران و تحریم‌هایی که ایران شده است طی دو دهه اخیر، نتوانسته‌ایم چندان‌که شایسته است از گردشگری خارجی در سبد درآمدی کشور بهره‌مند شویم. کشور ایران، هم منابع فرهنگی و تاریخی متنوعی دارد و هم توانمندی پزشکی شناخته‌شده‌ای به‌ویژه درزمینه‌ی گردشگری سلامت داراست. از درمان‌های تخصصی پزشکی گرفته تا جاذبه‌های تاریخی و طبیعی، ایران ظرفیت آن را دارد که میان مقاصد برتر گردشگری جهان قرار گیرد، بااین‌حال، تحریم‌ها، کمبود زیرساخت‌ها و فقدان برنامه‌ریزی مدون موجب شده است درآمد گردشگری کشور نتواند با پتانسیل واقعی خود همخوانی داشته باشد. بر اساس آمار منتشره، درآمد ایران از صنعت گردشگری در سال ۱۴۰۳، حدود ۵/۷ میلیارد دلار بوده است، این رقم در مقایسه با کشورهای حاضر در فهرست ۱۰ مقصد برتر جهان، فاصله‌ای قابل‌توجه دارد و نشان می‌دهد که هنوز ظرفیت زیادی برای افزایش درآمد و ایجاد اشتغال در این بخش وجود دارد. همین وضعیت درباره‌ صنایع‌دستی نیز وجود دارد که با توجه پتانسیل‌های جدی درآمدزایی و ارزآوری هنوز نتوانسته است به بازیگری مؤثر تبدیل شود.

در همین راستا، شعار سال ۱۴۰۵ از سوی رهبر معظم انقلاب به نام «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» تعیین شد، در بردارنده‌ سه مؤلفه‌ی جدی قدرت است؛ «اقتصاد مقاومتی»، «وحدت ملی» و «امنیت ملی». نخست این‌که گردشگری و امنیت، دوروی یک سکه هستند. از یک‌سو، امنیت پیش‌شرط اصلی توسعه‌ی پایدار گردشگری بشمار می‌رود و بدون ثبات و آرامش، هیچ سرمایه‌گذاری یا جریانی در این صنعت صورت نمی‌گیرد. از سوی دیگر، توسعه‌ی گردشگری و حضور فعال جمعیت در پهنه کشور، خود از ابزار امنیت ملی است. توسعه‌ی زیرساخت‌های گردشگری در اقصی نقاط ایران، حضور فعال دولت و مردم در این مناطق و ایجاد پویایی در جاده‌ها و مسیرهای ارتباطی، به معنای تسلط و پایداری اجتماعی است. همچنین، مناطق آزاد می‌توانند به‌عنوان نگینی در زنجیره‌ی امنیت و توسعه، نقش بی‌بدیلی در جذب سرمایه و ایجاد ثبات اقتصادی ایفا کند که خود از ارکان اصلی امنیت ملی است.

دوم، اگر اقتصاد مقاومتی را بدنه‌ی و روکش توسعه‌ی متوازن و پایدار در نظر بگیریم، وحدت ملی، روح آن است. فلسفه وجودی سفر، برخورد با دیگری و آشنایی با فرهنگ‌های متفاوت است. گردشگری، بی‌گمان قدرتمندترین ابزار برای پیوند دادن اقوام، آداب‌ورسوم و فرهنگ‌های مختلف آحاد مردم است. وقتی گردشگری بومی و رویدادهای محلی با برنامه‌ریزی دقیق تقویت شوند، نه‌تنها یک مقصد تفریحی، بلکه یک میدان گفت‌وگو و همدلی میان مردم از سراسر کشور و دیگر کشورها خواهد بود. این تعاملات انسانی، پیش از آن‌که در سطوح سیاسی بحث شود، در سطح زیرساخت‌های اجتماعی و از طریق تجربه‌ی سفر، پیوندها را مستحکم و سوءتفاهم‌های فرهنگی را از میان می‌برد. گردشگری از این منظر، عامل انسجام اجتماعی و تجلی عینی وحدت ملی خواهد بود.

و سرانجام، اقتصاد مقاومتی است که بر پایه‌ی بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی، کاهش وابستگی و ایجاد پویایی در برابر شوک‌های خارجی استوار است. صنعت گردشگری ایران، با برخورداری از تنوع بی‌نظیر در بخش‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی و صنایع‌دستی، می‌تواند پیشران اصلی اقتصاد کشور باشد. تحقق این هدف نیازمند گذار از الگوی سنتی به الگوی اقتصاد گردشگری هوشمند است. این امر مستلزم مشارکت بیشتر و فعالانه بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری برای ایجاد تأسیسات متنوع و پاسخگویی به ذائقه‌های جدید گردشگران است. ارتقای کیفیت خدمات، تقویت گردشگری مذهبی و فرهنگی و گسترش صنایع‌دستی با بازآفرینی خلاقانه، همگی از ابزار کاهش وابستگی به کالاهای وارداتی و ایجاد چرخه‌ی پول در داخل کشور و درنتیجه افزایش تولید ناخالص ملی هستند. درواقع، وقتی گردشگری با برنامه‌ریزی عملیاتی و مشارکت دولت و بخش خصوصی هدایت شود، به یک اقتصاد پایدار و مقاوم در برابر نوسانات جهانی تبدیل می‌گردد.

درواقع صنعت گردشگری به‌طور ذاتی به مناطق بکرتر علاقه‌مند است و با کارکرد ویژه‌ی خود در ایجاد اشتغال و در گیرکردن مردم محلی، در دورافتاده‌ترین مناطق(مانند مناطق روستایی) جاذبه‌های موجود را که بی‌هیچ هزینه‌ای در مقصد موجود است، به نمایش گذاشته و مردم را از مراکز ثقل اقتصادی به این مکان‌ها کشانده و موجب می‌شود چرخه‌ی اقتصاد در تمام کشور به گردش درآید. کارشناسان معتقدند که در مرحله‌ی اول با شناسایی موانع توسعه‌ی پایدار گردشگری در مناطق کمتر شناخته‌شده‌ و سپس با ایجاد بستر مناسب جهت معرفی جاذبه‌های گردشگری در نقاط مختلف کشور و فراهم نمودن سازوکار مناسب برای دسترسی آسان و کم‌هزینه به این مناطق، امکان رونق کسب‌وکار و بهبود معیشت و درآمد خانوار ساکن در این مناطق وجود دارد و چنین هدفی قابل تحقق خواهد بود.

واقعیت آن است که در ایران میان ثروت تمدنی و قدرت گردشگری، فاصله‌ای قابل‌توجه وجود دارد. یکی از ضعف‌های اصلی، نبود یک روایت منسجم ملی برای معرفی ایران تمدنی است. گردشگری ایران هنوز در موارد، بخشی اداره می‌شود و شوربختانه بیشتر استان‌ها صرفاً بر داشته‌های خود تأکید می‌کند، هر شهر مسیر و اولویت مستقلی دارد و کمتر شاهد پیوندی روشن میان ظرفیت‌های متنوع کشور هستیم. برای نمونه، ایران، به‌واسطه‌ی حضور شهرهای مذهبی و آیین‌های ریشه‌دار، یکی از مهم‌ترین کانون‌های تمدن شیعی در جهان بشمار می‌رود؛ ظرفیتی که فراتر از زیارت صرف، می‌تواند روایتگر تاریخ، اندیشه، هنر، معماری، سنت‌های اجتماعی و سبک زندگی برآمده از این تمدن باشد.

شاید زمان آن رسیده باشد که به‌جای نگاه پروژه‌ای و کوتاه‌مدت، گردشگری تمدنی را به‌عنوان یک راهبرد ملی ببینیم. این مسیر نیازمند طراحی روایت‌های تمدنی، توسعه‌ مسیرهای گردشگری فرهنگی، آموزش جوامع محلی، تقویت زیرساخت‌ها، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و شکل‌گیری نوعی مدیریت هماهنگ مقصد است؛ مدیریتی که بتواند میان شهرها، نهادها و بازیگران مختلف پیوند برقرار کند.

لذا، سال ۱۴۰۵فرصتی بی‌بدیل برای تجمیع ظرفیت‌های داخلی، ارتقای توان ملی و تحقق اهداف بلندمدت توسعه‌ی کشور علی‌الخصوص در حوزه‌ی میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی است که تنها با هماهنگی کامل میان دولت، بخش خصوصی، نهادهای مردمی و نیروهای مسلح، می‌توانند زمینه‌ساز توسعه‌ی پایدار کشور ایران برای عبور از چالش‌های پیش رو و ساختن آینده‌ای روشن برای ملت ایران باشند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405042001324
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha