محمدجواد حقشناس در یادداشتی برای میراثآریا نوشت: سالروز درگذشت غلامرضا تختی، صرفاً یادآور خاموشی یک قهرمان ورزشی نیست؛ یادآور فقدان الگویی است که امروز جامعه ایرانی بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد. تختی، بیش و پیش از آنکه قهرمان تشک کشتی باشد، حامل یک منش بود؛ منشی که نامش با ایران، آزادی و مردم گره خورده است.
تختی بچهٔ خانیآباد بود؛ نه فقط به اعتبار شناسنامه، که بهمعنای دقیق کلمه. خانیآباد برای او یک نشانی جغرافیایی نبود، یک هویت اجتماعی بود. او از دل جنوب شهر تهران برخاست، از محلهای که فقر، رنج و نجابت را توأمان در خود داشت. و مهمتر آنکه، تختی هرگز از این ریشهها فاصله نگرفت. به اوج رسید، جهانپهلوان شد، اما تا آخر، بچهٔ خانیآباد ماند؛ در زبان، در رفتار، در نوع ایستادن کنار مردم و در پرهیز آگاهانه از پیوند خوردن با قدرت.
آرمان تختی، آرمان ایران بود؛ ایرانی که در آن کرامت انسان مخدوش نشود و پهلوانی در خدمت مردم باشد، نه ابزار نمایش و تبلیغ. او آزادی را نه در شعار، که در انتخابهایش معنا کرد؛ در استقلال اخلاقی، در نپذیرفتن تحقیر، در ایستادن کنار مردم حتی وقتی هزینه داشت. تختی فهمیده بود که قهرمان اگر به مردم پشت کند، مدالهایش هم بیاعتبار میشود.
رفتار اجتماعی تختی، بهروشنی این آرمان را بازتاب میداد. حضور او در کنار زلزلهزدگان بوئینزهرا، نه یک حرکت نمادین، که کنشی مسئولانه و مردمی بود. او سرمایهی اجتماعی خود را خرج کرد تا رنج دیگران دیده شود. تختی بهجای آنکه از مردم فاصله بگیرد، خود را در دل آنان تعریف کرد؛ همین انتخاب بود که او را از قهرمانان معمولی جدا کرد و به جهانپهلوان بدل ساخت.
در روزگاری که بسیاری میکوشند موفقیت را با نزدیکی به قدرت تعریف کنند، تختی راه دیگری رفت. او نشان داد که میتوان بزرگ بود و مستقل ماند، محبوب بود و ابزار نشد. احترام او به رقیب، پذیرش شکست با وقار، و پرهیز از تحقیر دیگران، بخشی از همان اخلاق پهلوانی بود که امروز جایش در فضای عمومی خالی است.
این منش، ریشه در سنت عمیق فرهنگی ایران دارد. مولانا وقتی میگوید:شیرِ خدا و رستمِ دستانم آرزوستاز پهلوانی سخن میگوید که قدرت را با حقطلبی جمع میکند. تختی، در روزگار معاصر، مصداق عینی همین آرزوست؛ پهلوانی که تلفیقی از مرام امام علی (ع) و منش رستم را به نمایش میگذاشت ،قدرتش ، شهرتش و محبوبیتش همکی در خدمت مردم قرار گرفت، نه در برابر آنان.
برای جوان ایرانی امروز، تختی یک اسطوره دستنیافتنی نیست؛ یک امکان است. امکانِ اینکه بتوان از دل محلههای فرودست برخاست، به قله رسید و در عین حال، ایرانی ماند، آزاد ماند و مردمی زیست. یاد تختی، یاد یک مسیر است؛ مسیری که اگر دوباره به آن بازگردیم، شاید بتوانیم معنای فراموششده پهلوانی را در زندگی اجتماعی امروز احیا کنیم.
انتهای پیام/

نظر شما