میراثآریا: در میانه سالهای پرالتهاب دفاعمقدس، زمانی که تمامیت ارضی ایران در معرض تهدیدی جدی قرار داشت، شهروندان ایرانی از هر قوم و مذهب، سنگر به سنگر در خط مقدم از کیان ملی حفاظت کردند.
سرکیس داویتیانس، متولد ۱۳۴۶ و از هموطنان ارمنی ساکن ارومیه، نمونهای از این وفاداری ملی است.
او که پیش از خدمت سربازی با جهاد سازندگی همکاری داشت، در سال ۱۳۶۵ به صورت داوطلبانه عازم جبهههای جنوب شد و دورههای آموزشی را در دارخوین سپری کرد.
داویتیانس در بخشی از خاطرات عملیاتی خود، با وضوحی تاریخمند به حضوری چندماهه در جزیره مجنون و سپس نبرد طلائیه در سال ۱۳۶۷ اشاره میکند.
وی در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا شرح میدهد که چگونه در پی یک آمادهباش شبانه و در غیاب یکی از نیروها، به سنگر مخابرات منتقل شد و در محاصره نیروهای عراقی قرار گرفت. مقاومت تا ساعات اولیه صبح و جنگ تنبهتن زیر آتش هلیکوپترهای دشمن، فصل خونینی از این روایت را شکل میدهد. سرانجام، با دستان بسته به پشت خط دشمن انتقال یافت و راهی اردوگاههای اسرا شد.
این آزاده ارمنی، با بیان جزئیاتی از فضای اردوگاه الرمادی، به فقدان امکانات اولیه، محدودیتهای معیشتی و شرایط دشوار بهداشتی اشاره میکند.
وی همچنین مواجهه مستقیم با تبلیغات گروههای معاند در پشت سیمخاردارهای اردوگاه را روایت میکند که با واکنش قاطع و انزجار سایر اسرا مواجه شد.
اما نقطه عطف روایت داویتیانس، تجربهای است که خود آن را «تحول روحی-جسمی» مینامد. در دوران اسارت و در اوج بیماری و ضعف، وی در سفری که به کربلا انجام شد، بهبودی ناگهانی خود را تجربه کرد.
او این واقعه را به شفاعت امام حسین(ع) منتسب میداند و از آن پس، هر ساله با نذر در هیئتهای عزاداری، سپاسگزاری خود را ابراز میدارد؛ حادثهای که موجب شد همرزمانش در آسایشگاه او را «کربلایی سرکیس» خطاب کنند.
داویتیانس در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع جانبازی خود اشاره کرد: مجروحیت ناشی از ترکش خمپاره در جبهه و سپس صدمهدیدگی کلیه در اثر ضربه یک مأمور عراقی در اسارت.
سرانجام، وی در سال ۱۳۶۹ همراه با دیگر آزادگان به میهن بازگشت؛ بازگشتی که با چشم انتظاری خانواده پس از دیدن تصویر او در گزارشهای تلویزیونی بصره همراه بود.
انتهای پیام/
نظر شما