میلاد عطایی فعال رسانهای استان کرمانشاه در یادداشتی نوشت: سفر به قصرشیرین، تنها عبور از یک جغرافیا نیست؛ ورود به روایتی است که هزاران سال پیش آغاز شده و هنوز ادامه دارد. این شهر، که در مرز ایران و بینالنهرین قرار گرفته، همواره دروازهای مهم برای تمدنها بوده است؛ جایی که کاروانها توقف میکردند، شاهان اقامت میگزیدند و عشق، نامش را برای همیشه جاودانه کرد.
عمارت خسرو؛ هدیهای از جنس عشق و قدرت
در میان همه جلوههای تاریخی قصرشیرین، هیچ اثری به اندازه عمارت خسرو نمیتواند عظمت و شکوه دوران ساسانی را به تصویر بکشد. این بنای باشکوه، که در زمان فرمانروایی خسرو پرویز ساخته شد، نهتنها یک اقامتگاه سلطنتی، بلکه نمادی از یکی از مشهورترین داستانهای عاشقانه تاریخ ایران است.
بنابر روایتها، این عمارت هدیهای از سوی خسرو پرویز به معشوقهاش، شیرین بود؛ زنی که زیبایی و نفوذش در تاریخ و ادبیات فارسی جاودانه شد. همین روایت است که نام «قصرشیرین» را معنا میبخشد؛ قصری برای شیرین.
امروز، اگرچه از آن شکوه بیپایان تنها دیوارهایی استوار باقی مانده، اما همین بقایا نیز عظمت معماری ساسانی را فریاد میزنند. وقتی در کنار این دیوارها میایستید، به راحتی میتوانید تالارهای وسیع، ایوانهای بلند و باغهای سرسبزی را تصور کنید که روزگاری محل قدمزدن شاه و محبوبش بودهاند. سکوت این بنا، سکوتی معمولی نیست؛ سکوتی است آکنده از خاطره.
سیستم آبرسانی ساسانی؛ مهندسی در خدمت زندگی
یکی دیگر از شگفتیهای قصرشیرین، سیستم آبرسانی ساسانی است؛ مجموعهای از کانالها و سازههای مهندسی که نشان میدهد ساسانیان تا چه اندازه در مدیریت منابع آب پیشرفته بودند.
این کانالها، آب را از فاصلهای دور به داخل شهر و کاخها هدایت میکردند و نهتنها نیازهای روزمره را تأمین میکردند، بلکه باغهای سلطنتی را نیز سیراب میساختند. تصور کنید در سرزمینی گرم، آب چگونه حیات را جاری میکرده و چگونه صدای جریان آن، با صدای پرندگان و نسیم درهم آمیخته است.
این سیستم، تنها یک سازه کاربردی نبود؛ نمادی از درک عمیق انسان ساسانی از طبیعت و توانایی او در هماهنگکردن زندگی با محیط بود.
آتشکده چهارقاپی؛ شعلهای که هنوز روشن است
در گوشهای دیگر از این سرزمین، بقایای آتشکده چهارقاپی دیده میشود؛ بنایی که زمانی شعلهها در آن روشن بودند و نیایشگران گرد آن جمع میشدند.
معماری چهارقاپی، با چهار طاق متقارن خود، نمونهای زیبا از سبک معماری مذهبی ساسانی است. این بنا، فراتر از یک عبادتگاه، نمادی از باور، ایمان و جهانبینی مردمانی است که آتش را نشانه پاکی میدانستند.
ایستادن در کنار این آتشکده، تجربهای متفاوت است. سکوتی عمیق فضا را فرا گرفته و گویی هنوز میتوان حضور نیایشگران باستانی را احساس کرد.
نخلستانهای قصرشیرین؛ بهشت گرمسیری غرب ایران
اما قصرشیرین تنها شهر سنگ و تاریخ نیست؛ شهر زندگی نیز هست. نخلستانهای این منطقه، تصویری متفاوت از غرب ایران ارائه میدهند. ردیفهای منظم نخل، با قامتهای بلند و برگهای سبز، چشماندازی خلق میکنند که بیشتر یادآور جنوب ایران است تا غرب آن.
در فصل برداشت، خوشههای خرما همچون جواهراتی طلایی از میان برگها آویزان میشوند و زندگی در این نخلستانها جریان مییابد. قدمزدن در میان این درختان، تجربهای آرامشبخش است؛ جایی که صدای باد، برگها را به رقص درمیآورد و سایهها بر زمین نقش میبندند.
نخلستانها، تنها یک جاذبه طبیعی نیستند؛ بخشی از هویت قصرشیریناند. آنها نشان میدهند که چگونه انسان و طبیعت، در کنار هم، چشماندازی بینظیر خلق کردهاند.
شهری که باید با دل دید
قصرشیرین را نمیتوان تنها با چشم دید؛ باید آن را با دل حس کرد. اینجا شهری است که هر گوشهاش داستانی برای گفتن دارد. دیوارهای عمارت خسرو، هنوز از عشق سخن میگویند. کانالهای ساسانی، هنوز از نبوغ انسان روایت میکنند. آتشکده چهارقاپی، هنوز از ایمان زمزمه دارد. و نخلستانها، هنوز از زندگی.
شاید راز جذابیت قصرشیرین در همین ترکیب باشد؛ ترکیب عشق و قدرت، طبیعت و تاریخ، سکوت و زندگی.
وقتی خورشید در افق نخلستانها غروب میکند و سایهها بر دیوارهای باستانی کشیده میشوند، قصرشیرین چهرهای دیگر به خود میگیرد؛ چهرهای که گویی از دل یک افسانه بیرون آمده است.
و شاید، همین افسانه است که هر گردشگری را، یکبار دیگر، به این شهر بازمیگرداند.
انتهای پیام/

نظر شما