به گزارش خبرنگار میراث آریا، علیرضا قلینژاد پیربازاری، سرپرست معاونت فناوری و کاربردیسازی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در نخستین رویداد از سلسله جلسات «تریبون کارشناسان میراثپژوه» با عنوان «نخلداری سنتی از منظر انسانشناسی، نگاهی به دستساختههای انسان از درخت نخل» که به اهتمام معاونت فناوری و کاربردی سازی که روز دوشنبه 4 اسفندماه برگزار شد، با اشاره به سابقه برگزاری کرسیهای علمی ویژه اعضای هیئت علمی، اظهار کرد: پژوهشگاه سرمایهای جز پژوهشگران خود ندارد؛ چه اعضای هیئت علمی و چه کارشناسان پژوهشی. این سرمایه نهتنها قابل چشمپوشی نیست، بلکه باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
او افزود: با مشورتهای انجامشده با ریاست پژوهشگاه و همراهی همکاران، تصمیم گرفتیم برنامهای معادل کرسیهای نظریهپردازی برای کارشناسان طراحی کنیم تا دستاوردهای آنان نیز بهصورت رسمی و سازمانیافته ارائه و ثبت شود.
به گفته معاون فناوری و کاربردیسازی، این سلسله نشستها با عنوان «تریبون تخصصی کارشناسان میراثپژوه» تعریف شده و در کنار آن، برگزاری «پنلهای گفتوگو» نیز در دستور کار قرار دارد؛ پنلهایی که در آن کارشناسان پژوهشی و اعضای هیئت علمی بهصورت مشترک درباره موضوعات تخصصی به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت.
معاون فناوری و کاربردیسازی با اشاره به ضرورت کاربردیسازی نتایج پژوهشها خاطرنشان کرد: بخش مهمی از ظرفیتهای پژوهشگاه در حوزه دستاوردهای قابل اجرا و کاربردی نهفته است. هدف ما این است که این ظرفیتهای مغفول، شناسایی و به بدنه اجرایی متصل شوند. امیدواریم با تداوم این نشستها، امکان انعکاس گستردهتر و مؤثرتر دستاوردهای پژوهشی فراهم شود.
گیتی دشتکی، پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی، در ارائهای تخصصی با تمرکز بر صنایع دستی برخاسته از درخت نخل، این درخت را فراتر از یک گونه گیاهی و بهمثابه پدیدهای فرهنگی- اجتماعی تحلیل کرد.
او با اشاره به فرهنگ مناطق مختلف ایران، بهویژه زیستبومهای گرم و خشک، اظهار کرد: درخت نخل نماد پایداری، سازگاری با طبیعت و بهرهبرداری خردمندانه از منابع است. صنایع دستی حاصل از اجزای نخل، نمونهای روشن از این نگاه هوشمندانهاند؛ جایی که طبیعت نه مصرف میشود و نه تخریب، بلکه با احترام به فرهنگ و هنر تبدیل میشود.
دشتکی تأکید کرد: دستساختههای نخیلی صرفاً محصول ذوق فردی هنرمندان نیستند، بلکه حاصل تجربه نسلها، دانش بومی و تعامل مستمر انسان با محیط پیراموناند؛ سرمایهای فرهنگی که شایسته توجه علمی، پژوهشی و حمایتی، بهویژه در مسیر توسعه پایدار و اقتصاد فرهنگمحور است.
به گفته این پژوهشگر، پرسش محوری این مطالعه آن است که صنایع دستی سنتی چه جایگاهی در نظام فرهنگی و معیشتی جوامع دارند و چرا نخل را میتوان فراتر از یک گونه گیاهی و بهعنوان پدیدهای فرهنگی تحلیل کرد.
او افزود: ساختههای برخاسته از نخل، دانش زیسته و نظام معنایی خاصی را بازنمایی میکنند و میتوان آنها را بهعنوان بخشی از فرهنگ مادی مورد تحلیل قرار داد.
دشتکی با تشریح چارچوب نظری پژوهش گفت: این تحقیق بر این فرض استوار است که دستساختههای نخیلی صرفاً مصنوعات مادی نیستند، بلکه کارکردها و ساختارهای اجتماعی- فرهنگی جوامع نخلدار را بازتاب میدهند. از منظر کارکردگرایی، این اشیا در پاسخ به نیازهای معیشتی، زیستمحیطی و سازمان اجتماعی شکل گرفته و در حفظ تعادل و تداوم زندگی جمعی نقش داشتهاند. همزمان، با رویکرد ساختارگرایی، این ساختهها بهعنوان عناصر یک نظام معنایی تحلیل میشوند که در شبکهای از روابط نمادین و الگوهای فرهنگی معنا مییابند.
او تأکید کرد: تحلیل همزمان کارکردی و ساختاری این دستساختهها، امکان فهم عمیقتری از رابطه انسان، طبیعت و فرهنگ در نظام معیشتی سنتی فراهم میسازد.این پژوهش بر پایه مطالعات میدانی در مناطق نخلخیز و همچنین بررسیهای کتابخانهای انجام شده است.
این پژوهشگر با اشاره به جایگاه انسانشناختی نخل افزود: درخت نخل نقطه تلاقی طبیعت و فرهنگ است؛ جایی که عناصر طبیعی از طریق فرایندهای خلاقانه و دانشی که سینهبهسینه منتقل شده، به ابزار، پوشاک، خوراک، سرپناه و صنایع دستی تبدیل میشوند.
به گفته او، اجزای مختلف نخل از تنه و برگ تا الیاف و میوه تنها مواد اولیه نیستند، بلکه حامل معنا و حافظه جمعیاند. این صنایع دستی را نمیتوان صرفاً اشیایی کاربردی دانست؛ بلکه تجلی دانش سنتی، الگوهای نمادین و تجربه زیسته جوامعی هستند که در همزیستی دیرینه با نخل زیستهاند.
دشتکی همچنین تصریح کرد که منطق زیستفرهنگی حاکم بر این دستساختهها مبتنی بر بهرهبرداری پایدار از منابع، استفاده حداکثری از مواد اولیه و انطباق با شرایط زیستمحیطی است؛ منطقی که امکان مطالعه ساختارهای اقتصاد معیشتی، نظامهای خویشاوندی و تقسیم کار جنسیتی را نیز فراهم میکند.
این پژوهشگر در پایان با اشاره به چالشهای زیستمحیطی و گسستهای فرهنگی معاصر، پژوهش درباره نخل و صنایع دستی وابسته به آن را پلی برای بازاندیشی در الگوهای توسعه، احیای دانش بومی و تقویت هویت فرهنگی دانست و گفت: پرداختن علمی و انسانشناسانه به درخت نخل، ادای دین به درختی است که قرنها به انسان آموخته؛ درختی که ایستادگی، بخشندگی و پیوند عمیق انسان و طبیعت را مجسم کرده است.
نخل در جنوب ایران عنصری هویت ساز است
ژیلا مشیری پژوهشگر حوزه مردم شناسی با تاکید بر این که کار پژوهشی درخت نخل و صنایع دستی وابسته به آن به دلیل انتخاب موضوعی مناسب و توجه به پیوند میان محیط طبیعی و فرهنگ مادی، تلاشی ارزشمند به شمار میآید، گفت: نویسنده بهدرستی نشان داده است که نخل در مناطق جنوبی ایران صرفاً یک منبع اقتصادی نیست، بلکه عنصری هویتساز در حوزههای معیشت، باورها و هنرهای سنتی است. گردآوری دادههای میدانی، بهویژه ثبت اصطلاحات بومی و توصیف ابزارها و دستساختههای نخلی، از نقاط قوت مهم پژوهش محسوب میشود و نشاندهنده ارتباط مستقیم پژوهشگر با میدان تحقیق است.
او افزود: با این حال، نقد حاضر در کار پژوهشی مذکور مفاهیمی مانند قداست نخل، هویت فرهنگی و اهمیت اقتصادی بیشتر در سطح گزارههای کلی مطرح شدهاند و کمتر در چارچوب نظری انسانشناسی تبیین شدهاند.
به گفته مشیری؛ همچنین شفافیت روششناختی محدود است؛ جزئیاتی درباره حجم نمونه، شیوه انتخاب مشارکتکنندگان و نحوه ثبت دادههای میدانی ارائه نشده که ارزیابی اعتبار یافتهها را دشوار میکند.
او اعلام کرد: نقد در عین حال تأکید میکند که ظرفیت پژوهش بسیار بالاست. غنای دادههای بومی، توجه به تنوع کاربردهای اجزای نخل و اشاره به تهدیدهای ناشی از مدرنیته، زمینه مناسبی برای توسعه تحلیلهای عمیقتر فراهم کرده است.
این پژوهشگر پیشنهاد داد که در بازنگریهای بعدی، چارچوب نظری روشنتری به کار گرفته شود، روش تحقیق دقیقتر گزارش گردد و پیامدهای اجتماعی و نسلی تغییرات معاصر بیشتر واکاوی شود.
او خاطرنشان کرد: در مجموع، این پژوهش پایهای قابل اتکا برای یک مطالعه انسانشناختی پختهتر درباره فرهنگ نخل در ایران جنوبی فراهم آورده است.
انتهای پیام/
نظر شما