فریده مجیدی خامنه سرپرست و عضو هیئت علمی پژوهشکده مردمشناسی در یادداشتی نوشت:در سال ۱۹۴۲، هزاران پناهجو از مسیر بندر انزلی و خراسان وارد ایران شده و با هماهنگی دولت و متفقین، در شهرهایی نظیر تهران، اصفهان، مشهد، انزلی، قزوین و زاهدان اسکان یافتند. این حضور سهساله، فراتر از یک اسکان موقت، به فصلی مهم در تاریخ اجتماعی و فرهنگی ایران تبدیل شد.
بسیاری از مهاجران، کودکانی بودند که در شعلههای جنگ یتیم شده بودند. تمرکز این کودکان در یتیمخانههای اصفهان به قدری بود که این شهر در میان لهستانیها به «شهر کودکان لهستانی» شهرت یافت. بسیاری از این پناهجویان پیش از ورود به ایران، درگیر سوءتغذیه و بیماریهایی چون تیفوس و مالاریا بودند که منجر به مرگ و تدفین آنها در آرامستانهای ارامنه اصفهان و گورستان دولاب تهران شد.
تبادلات و تأثیرات فرهنگی
حضور لهستانیها در ایران، با وجود چالشهای اقتصادی و نایابی کالا در آن دوران، منجر به شکلگیری پیوندهای فرهنگی عمیقی شد که برخی از آنها عبارتند از:
- تغییر در سبک زندگی: جذابیت مد و پوشش بانوان لهستانی برای ایرانیان و استخدام آنها به عنوان مربی موسیقی (پیانو و ویولن) و پرستار کودک در خانوادههای متمول.
- توسعه مشاغل و خدمات: راهاندازی کارگاههای درودگری، خیاطی، کفاشی، و تأسیس کافه-رستورانهای مشهوری چون «پولونیا» در تهران و اصفهان.
- ذائقه غذایی: رواج نان شیرینی «پنجیک» که یادگار آن دوران است.
- همافزایی هنری: یادگیری هنرهای اصیل ایرانی مانند قلمزنی بر مس و نقره و قالیبافی توسط لهستانیها زیر نظر اساتید اصفهانی.
- میراث علمی و ادبی: انتشار روزنامه به زبان لهستانی، تأسیس انجمن مطالعات ایرانی، ورود واژگان فارسی به ادبیات لهستانی و تداوم فعالیتهای ایرانشناسی در لهستانِ پس از جنگ.
میراث ماندگار: خاطره مهماننوازی
اگرچه اسکان پناهجویان با تبعات اقتصادی و بهداشتی سختی برای جامعه ایران همراه بود، اما آنچه در حافظه تاریخی ملت لهستان حک شده و ماندگار ماند، «خاطره مهماننوازی و مهربانی بیدریغ ایرانیان» است. این تجربه تاریخی نشان میدهد که چگونه در اوج بحرانهای جهانی، تعامل میان جامعه میزبان و میهمان میتواند به خلق میراثی انسانی و فرهنگی منجر شود که دههها پس از پایان جنگ، همچنان زنده و الهامبخش باقی بماند.
برگرفته از پژوهش تطبیقی بر پناهجویان جنگی (قزاقان و لهستانیها)


انتهای پیام/
نظر شما