صادق شیخی، مدیر پایگاه میراث ملی منظر فرهنگی و تاریخی ایذه (آیاپیر)، در یادداشتی به مناسبت روز اسناد ملی و میراث مکتوب نوشت: ایذه سرزمینی کهن با پیشینهای غنی و آثاری برجسته از دورانهای دور تنها بهواسطه چشماندازهای طبیعی و تپههای باستانیاش شناخته نمیشود بلکه مجموعهای منحصربهفرد از نقشبرجستهها، کتیبههای سنگی، نشانههای نوشتاری باستانی و دادههای ارزشمند باستانشناختی را در خود جای داده است. این عناصر، همگی بخشی حیاتی از میراث مکتوب و مستند تاریخ این سرزمین و به گسترهای وسیعتر، تاریخ بشریت را تشکیل میدهند.
میراث مکتوب مفهومی بسیار فراتر از نسخههای خطی نفیس یا اسناد آرشیوی صرف است. این میراث شامل هر آنچه است که بتواند به شکلی مستند و قابل اتکا، پیامها، هویتها، اندیشهها، آیینها، ساختارهای اجتماعی پیچیده و روایتهای تاریخی گذشتگان را به نسل امروز منتقل کند. در ایذه این مفهوم در گسترهای شگرف معنا مییابد.
از نقوش برجسته باشکوهی که بر صخرههای سترگ تراشیده شدهاند و از سنگ نبشتههای کهنی که رازهای ناگفتهای را در خود حبس کردهاند تا شواهد و یافتههای دقیق علمی که در دل کاوشهای باستانشناسی به دست میآیند؛ هر کدام از اینها چون سندی زنده، بخشی از حافظه تاریخی ایران و جهان را بازگو میکنند و پنجرهای به سوی فهم عمیقتر تمدنهای گذشته میگشایند.
ایذه، به عنوان یکی از کانونهای اصلی تمدنی در جنوب غرب ایران واجد آثاری است که از منظر تاریخی، هنری، فرهنگی و مستندنگارانه، اهمیتی فراتر از مرزهای جغرافیایی این شهر و استان خوزستان دارند. این آثار، منابعی بکر و قابل استناد برای شناخت تمدنهای کهن، درک ساختارهای اجتماعی پیچیده، واکاوی مناسک دینی و آیینهای باستانی، تحلیل شیوههای زیست و درک سیر تحول فرهنگی در این بخش حیاتی از ایران هستند.
سنگنگارههایی مانند آنچه در کول فرح یا اشکفت سلمان یافت میشود نه تنها شاهدی بر قدرت و شکوه حاکمان گذشتهاند بلکه اطلاعاتی ارزشمند درباره زبان، خط، و باورهای دینی مردمان آن دوران ارایه میدهند. نقوش برجسته مانند آنچه در خنگ اژدر یا شهسوار دیده میشود، رویدادهای تاریخی، صحنههای نبرد، یا مراسم آیینی را به تصویر میکشند که هر کدام تفسیری خاص خود را میطلبد.
این گستره وسیع از شواهد مکتوب و بصری، ایذه را به موزهای زنده در دل طبیعت تبدیل کرده است. از این رو، میراث موجود در ایذه تنها متعلق به یک شهر یا یک استان نیست بلکه سرمایهای مشترک برای همه انسانها و بخشی جداییناپذیر از حافظه فرهنگی بشر به شمار میرود. درک و پاسداشت این میراث، وظیفهای همگانی است.
در همین راستا، پایگاه میراث ملی منظر فرهنگی و تاریخی ایذه (آیاپیر) با عزمی راسخ، پژوهشهای علمی و میدانی گستردهای را در دست اقدام دارد. این مطالعات تخصصی که شامل کاوشهای باستانشناسی دقیق، مطالعات مردمنگارانه، تحلیلهای زبانشناختی و مرمت آثار است، لایههای تازهای از هویت تاریخی این منطقه را آشکار ساخته و به بازخوانی دقیقتر اسناد سنگی، آثار و دیگر شواهد فرهنگی کمک میکنند.
استفاده از فناوریهای نوین مانند سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، پهپاد برای مستندسازی هوایی، و اسکن سهبعدی آثار، دقت و عمق این پژوهشها را به طرز چشمگیری افزایش داده است. بیتردید، استمرار این پژوهشها، افزون بر دانشافزایی و تولید محتوای علمی معتبر و انتشار آن در قالب مقالات و گزارشهای علمی، گامی اساسی و مؤثر در مسیر آمادهسازی پرونده جامع و قوی برای ثبت جهانی شهر ایذه در فهرست میراث جهانی یونسکو به شمار میرود. این اقدام، نهتنها شأن فرهنگی این منطقه را در سطح ملی و بینالمللی ارتقا میبخشد بلکه زمینه لازم برای حفاظت پایدار، مدیریت بهینه و معرفی جهانی میراث بینظیر آن را فراهم خواهد کرد.
از این منظر، ضروری است که این تلاشهای علمی، پژوهشی و حفاظتی، از حمایتهای ویژه و همهجانبه تمامی دستاندرکاران برخوردار باشد. این حمایتها باید از سوی نهادهای فرهنگی و پژوهشی چون وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، سازمان برنامهوبودجه، مسئولان اجرایی استان و شهرستان، رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب، دانشگاهها و مراکز پژوهشی و همچنین جوامع محلی ایذه صورت پذیرد. حمایت از پژوهش در ایذه، در حقیقت حمایت از حفظ اسناد زنده تاریخ، صیانت از هویت ملی و پاسداشت میراثی است که برای آیندگان به امانت در اختیار ما قرار گرفته است. این معرفی و اقدامات علمی، گامی بنیادین در جهت تبیین ارزشهای منحصربهفرد ایذه برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو است و انتظار میرود با همکاری و همراهی همگان، شاهد تحقق این مهم باشیم.
ایذه، گنجینهای از تاریخ است که در خود غارها، پناهگاههای صخرهای، محوطهها و بناهای باستانی، نقوش برجسته و سنگنوشتههای سترگ را جای داده است. آثاری چون اشکفت سلمان، کول فرح، خنگ اژدر، خنگ کمالوند، شهسوار، و الهک، تنها بخشی از این میراث عظیم هستند که هر کدام داستانی از گذشته را برای ما روایت میکنند. این یادگاران کهن شاهدان خاموشی هستند که با زبان سنگ، هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین را فریاد میزنند و ما را به سفری در اعماق زمان دعوت میکنند.
انتهای پیام/

نظر شما