تأکید استاندار خراسان رضوی بر بازخوانی معاصر شاهنامه و توسعه منطقه توس برای تقویت هویت ایرانی

استاندار خراسان رضوی با تأکید بر نقش حکیم توس در پیوند هویت ملی و دینی، بر لزوم توسعه کیفی منطقه توس و بهره‌گیری از شاهنامه برای پاسخ به مسائل امروز جامعه تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار میراث‌آریا، غلامحسین مظفری امروز جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ در پیامی نوشت: از حکیم نظامیِ گنجوی آموخته‌ایم که «همهْ عالَم تن است و ایرانْ دل»، وَ اکنون باید اقرار آورد که «دلِ دلِ ایران» حکیمِ سخن‌سرای توس؛ «ابوالقاسم فردوسی» است. او که جانِ ایرانی را به جهانِ جاودانی گره زد. جوانمردی که نام و نانش را در خطرِ ایمانش افکنْد. ایمان به نیک‌پنداری، درست‌گفتاری و راست‌کرداری. انسان موجودی است زبان‌مند و جز در کالبدِ زبان نمی‌تواند خویشتنِ خویش را بازیابد و خود را تعریف کند. فردوسی، امکانِ بازیابیِ انسانِ ایرانی را فراهم آورد. هویتِ ایرانی تا همیشه مدیون اوست. نامش بلند است، بلندتر باد.

جادوی جاودانِ فردوسی نه فقط این است که زبانِ گران‌مایۀ فارسی را از شرّ میان‌مایگی رهانْد و کبوترِ این زبانِ گران‌سنگ را بالا و بلند به پرواز درآورْد، بلکه او امرِ خطیرِ آشتی میان ماهیتِ ملی و هویتِ دینی را محقّق ساخت. فردوسی را بایستی به راستی و درستی «آیینه‌ای برای صداها» دانست. او رؤیای «یگانگی در چندگانگی» را تعبیر کرد و نشان داد ایران و ایرانیان چگونه در حساس‌ترین لحظاتِ زندگیِ خویش، بی‌آنکه دست از آرمان‌های‌شان بردارند، انعطاف‌پذیر می‌شوند و بدین‌ترتیب امکان بقای خویش را تدارک می‌بینند. بدین‌سان شایسته است که فردوسی بزرگ را آموزگارِ راستینِ تاب‌آوری نیز بدانیم. ما هنرِ زیستن در زمانۀ دشوار را نیز، هم از او می‌توانیم آموخت. تمدنِ ایرانی در جغرافیایی سخت بالیده و پرورده شده است. این تمدن به زیرساخت‌هایی استوار همچون روایتِ فردوسی از جهانِ ایرانی گره خورده است و از همین روست که خیالِ باطلِ نابودسازیِ تمدنِ ایرانی با از بین بردن جاده‌ها و پل‌ها هیچ‌گاه ممکن نخواهد شد. تمدنِ پایدارِ ایرانی، نرم‌افزارانه قد کشیده است نه با وابستگی به سخت‌افزارِ ناپایدار. ایران مانده است زیرا قرن‌ها و قرن‌هاست که در جنگِ روایت‌ها، استادی بزرگ همچون فردوسی قصه‌گوی این قوم بوده است. 

فردوسی و شاهنامۀ جاویدانش را بارها و بارها خوانده‌ و شنیده‌ایم. جانِ جهانِ ایرانی با روایتِ این مردِ بزرگ آمیخته است. ایرانیان همواره حکیمِ سخن‌سرای توس را قدر دانسته و بر صدر نشانده‌اند. این ارج‌گذاری لازم است و اما کافی نیست. امروز باید، ضمن گسترشِ کیفیت‌مندِ منطقۀ ویژۀ توس و اتخاذ راهکارهای ویژه جهت ادارۀ آن، خوانش‌های معاصرانه از کهن‌متن‌ها، به‌ویژه شاهنامه را، در برنامۀ خویش قرار دهیم. اکنون باید به این پرسشِ ذهن‌سوز پاسخ داد که شاهنامۀ فردوسی برای ایرانِ امروز و مسائلِ گوناگونش چه آموزه‌ای را عرضه می‌کند؟ این رسالتی بزرگ بر دوش فرزندانِ فردوسی است که این شیوۀ مواجهه با متن را پی بگیرند و به جهانیان نشان دهند که اندیشۀ ایرانی، ریشه در آب‌های هزاره دارد و با جادویِ جامِ کهنِ خویش می‌تواند سهمی به‌سزا در ساختنِ جهانِ نوین داشته باشد. 

امروز و از پسِ دو موجِ تحمیلیِ جنگِ غیرحقوقی و غیراخلاقی طی یک سال اخیر، نشان داده شد که مردم چگونه در زمانۀ بحران، گِردِ گوهرِ ایران یکپارچه می‌شوند و فریاد می‌زنند: «دریغ است ایران که ویران شود / کُنامِ پلنگان و شیران شود». ما از فردوسی و کوششِ بی‌دریغِ او آموخته‌ایم که جان را به جانان گره زنیم، وَ تن را به وطن. ایران همواره ایرانشهر خواهد بود و خوابِ پریشانِ ایرانِستان شدن، همیشه آشفته خواهد ماند.

بیست‌وپنجمِ اردیبهشت، روز ملی فردوسی، هنگامِ استوارسازیِ عهدِ خویش با ایرانِ جان است. روزِ بازاندیشی در این نکتۀ ظریف که چگونه می‌توان ایرانیِ بهتری بود و ایران را چنانکه بایسته و شایستۀ آن است بازساخت. این روزِ گرامی را به یکایکِ ایران‌دوستان و فرهنگ‌مداران شادباش گفته و در پیشگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی، عهدِ خویش را با مامِ میهن تازه می‌کنیم که «دوباره می‌سازمت وطن! اگرچه با خشتِ جانِ خویش». سلامتی و سربلندی یکایکِ ایران‌دوستان و فرهنگ‌مردمانِ ایران و خراسان را از پروردگار یکتا آرزومندم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405022601723
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha