سیدرضا صالحیامیری وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به بهانه سفر سهروزه خود به استان اصفهان در یادداشتی که در روزنامه فرهیختگان منتشر کرد، نوشت: ملتها در برهههایی از تاریخ، ناگهان از «زمان عادی» خارج میشوند و وارد لحظاتی میگردند که در آن، تاریخ با شتابی مضاعف حرکت میکند؛ لحظاتی که معنای بودنِ آن ملت در جهان، دوباره تعریف میشود. ایران امروز در میانه چنین لحظهای ایستاده است. «جنگ رمضان» تلاشی چندلایه، پیچیده و تمدنی برای شکستن ستونهای معنایی ایران، فرسایش سرمایه اجتماعی، اخلال در حافظه تاریخی و فروپاشی پیوند ملت با ریشههای هویتی خویش بود. دشمن اینبار بهدرستی فهمیده بود که ایران را نمیتوان با تحریم اقتصادی یا تهدید نظامی به زانو درآورد؛ ازاینرو، راهبرد اصلی، هدفگیری «ایرانِ تاریخی» و «ایرانِ فرهنگی» بود؛ یعنی همان لایهای که ضامن تداوم تاریخی این سرزمین در طول قرون متمادی بوده است.
در چنین شرایطی، هشتادمین سفر استانی اینجانب در کمتر از دو سال، آنهم به اصفهان، در حقیقت، نوعی بازخوانی راهبردی نسبت میان «تمدن، حکمرانی، امنیت ملی، سرمایه اجتماعی و آینده ایران» بود. اصفهان در این سفر، به صحنه بازتعریف «ایرانِ پساجنگ» تبدیل شد؛ ایرانی که از دل تهدید، انسجام میسازد، از زخم، قدرت تولید میکند و از بحران، افق تمدنی تازهای میآفریند.
اصفهان در حافظه تاریخی، تجسد عینی عقلانیت ایرانی، معماریِ حکمرانی، زیباییشناسی تمدنی و صورت متراکم فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است. از همین رو، حمله به میدان نقشجهان، چهلستون، تالار اشرف، رکیبخانه و دیگر نمادهای هویتی این شهر، تلاشی آگاهانه برای تخریب «زیرساخت معنایی قدرت ملی ایران» بود. دشمن میخواست خورشید اصفهان را خاموش کند تا پیوند ملت ایران با حافظه تمدنیاش دچار اختلال شود؛ اما آنچه رخ داد، درست نقطه مقابل این محاسبه بود. ملت ایران بار دیگر نشان داد هرگاه هویت تاریخیاش هدف قرار گیرد، نهتنها دچار فروپاشی نمیشود، بلکه در سطحی بالاتر از آگاهی، همبستگی و مقاومت بازتولید میگردد.
حضور در بدو ورود به کاروانسرای تاریخی شاهعباسی مادرشاه و سپس اجتماع عظیم مردمی «لبیک با رهبری» در میدانهای اصلی اصفهان، معنای واقعی قدرت ملی ایران را آشکار کرد. مردمی که بیش از هشتاد شب در خیابانها و میدانها ایستادند، در حقیقت از یک جغرافیا دفاع نمیکردند؛ آنان از «تداوم تاریخی ایران» صیانت میکردند. این حضور، نماد بازگشت سرمایه اجتماعی به مرکز معادلات قدرت در جمهوری اسلامی ایران بود؛ همان مؤلفهای که در سالهای اخیر، هدف اصلی جنگهای شناختی و ترکیبی دشمن قرار گرفته است.
آنچه در این سفر بیش از هر زمان دیگری آشکار شد، تغییر پارادایم در فهم نسبت «میراثفرهنگی» و «امنیت ملی» بود. برای سالها، میراث فرهنگی عمدتا در سطح حفاظت کالبدی یا ظرفیت گردشگری دیده میشد؛ حال آنکه تجربه جنگ اخیر نشان داد میراث تاریخی، بخشی از معماری اقتدار ملی و سپر تمدنی کشور است. کشوری که حافظه تاریخی خود را حفظ کند، امکان استحاله ندارد؛ ملتی که روایت تمدنی خویش را بازتولید کند، در برابر جنگهای ادراکی شکست نخواهد خورد. از همین منظر، آغاز فرآیند علمی مرمت ۱۴۹ بنای آسیبدیده کشور، بخشی از پروژه بازسازی اقتدار ملی و احیای پیوستگی تمدنی ایران است.
در این چارچوب، بازدید از چهلستون، تالار اشرف، رکیبخانه و میدان نقشجهان، اعلام پیگیری حقوقی جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی در مجامع بینالمللی، تفویض اختیارات به استانداران برای تسریع در بازسازی و قرارگرفتن اصفهان در صدر اولویتهای مرمتی دولت، همگی نشاندهنده ورود ایران به مرحلهای تازه از حکمرانی تمدنی است؛ مرحلهای که در آن، صیانت از میراث تاریخی، بخشی از راهبرد کلان حفظ انسجام ملی و بازتولید قدرت نرم کشور محسوب میشود.
اما نقطه کانونی این سفر، پیوند هوشمندانه میان «حافظه تمدنی» و «آینده توسعه» بود. رونمایی از طرح جامع احیای ورزش چوگان در میدان نقشجهان، بازگرداندن بخشی از حافظه زیست ایرانی به متن جامعه معاصر است. چوگان، بخشی از نظام نمادین فرهنگ ایرانی، آیین حکمرانی، سبک زندگی و بازنمایی تاریخ اجتماعی ایران است. همچنین رونمایی از سند مالکیت عمارت عالیقاپو، اقدامی حقوقی در ظاهر، اما در باطن، گامی راهبردی برای تثبیت حاکمیت فرهنگی و صیانت بلندمدت از میراث تمدنی کشور به شمار میرود.
در کنار بازسازی حافظه تاریخی، اصفهان امروز در آستانه بازتعریف جایگاه خود در اقتصاد آینده ایران قرار گرفته است. افتتاح بخشی از شهرک سلامت اصفهان و هتل پنجستاره «سیزنز»، نشانه تغییر هندسه توسعه در ایران معاصر است. کشوری که همزمان با ترمیم زخمهای جنگ، در حال سرمایهگذاری بر گردشگری سلامت، اقتصاد دانشبنیان، زیرساختهای پزشکی و خدمات پیشرفته اقامتی است، در واقع از مرحله «تابآوری» عبور کرده و وارد مرحله «بازآفرینی» شده است. مجموعهای با حدود ۲۸۰ هزار مترمربع زیربنا، زیرساختهای پیشرفته درمانی و ظرفیت اقامتی استاندارد بینالمللی، اصفهان را به یکی از مهمترین کانونهای آینده گردشگری سلامت منطقه تبدیل خواهد کرد؛ نقطهای که در آن، اقتصاد، دیپلماسی فرهنگی، فناوری و قدرت نرم به یکدیگر متصل میشوند.
اما ژرفترین لایه این سفر، در همنشینی با خانواده شهدا معنا یافت؛ بهویژه خانواده شهدای جنگ رمضان. مواجهه با مادرانی که چند فرزند خویش را تقدیم ایران کردهاند، مواجهه با سرچشمه حقیقی قدرت ایران بود. در جهانی که بسیاری از دولتها از بحران مشروعیت و فروپاشی سرمایه اجتماعی رنج میبرند، ایران همچنان بر ذخیرهای عظیم از سرمایه معنوی، حافظه ایثار و پیوند تاریخی ملت و سرزمین تکیه دارد. همین سرمایه است که امکان ایستادگی ایران را در برابر پیچیدهترین جنگهای ترکیبی فراهم ساخته است.
بازدید از دشت مهیار و ثبت آن بهعنوان محل شکست عملیات موسوم به «خشم حماسی» دشمن در فهرست میراث ملی دفاع مقدس، تثبیت یک روایت تاریخی بود؛ روایتی که نشان میدهد ایران جدید، در عرصه حافظه تاریخی نیز در حال بازتعریف جایگاه خویش است. همانگونه که طبس در حافظه ایرانیان به نماد شکست مداخله خارجی تبدیل شد، دشت مهیار نیز به یکی از نشانههای اقتدار ملی و شکست پروژه سلطه در عصر جدید بدل خواهد شد.
نشستهای شورای اداری در مبارکه، خوانسار و حضور در میان مردم گلپایگان، ابعاد عمیقتری از «ایرانِ نوین» را آشکار ساخت. تجربه جنگ رمضان نشان داد که آینده ایران، بر پایه گفتوگو، عقلانیت، مدارا، پذیرش نسل جدید و بازسازی اعتماد عمومی شکل خواهد گرفت. نسل جدید ایران، نسلی خلاق، پرسشگر، متکثر و دارای سبک زیست متفاوت است و حکمرانی آینده، ناگزیر از فهم این تحول تمدنی خواهد بود. اعتراف صریح به برخی کژکارکردیها و تاکید بر ضرورت اقناع، گفتوگو و رواداری، نشانه بلوغ در فهم تحولات اجتماعی ایران معاصر است.
در همین چارچوب، اعلام وجود بیش از ۳۲۰۰ پروژه گردشگری با حجم سرمایهگذاری بالغ بر ۱۳۰۰ همت، دعوت از ایرانیان خارج از کشور برای مشارکت در توسعه ملی، تاکید بر قداست سرمایه و حمایت از سرمایهگذاران، همگی نشانههای شکلگیری یک الگوی تازه توسعه در ایران است؛ الگویی که اقتصاد را به بخشی از پروژه بزرگ بازسازی قدرت ملی تبدیل میکند.
خوانسار با روح علم و فرهنگ، گلپایگان با مسجد جامع تاریخی و ارگ گوگد، مبارکه با حافظه ایثار و شهرضا با پیوند عمیق مقاومت و هویت، همگی قطعات یک پازل بزرگتر بودند؛ پازلی به نام «ایرانِ پساجنگ». ایرانی که جهان امروز در حال شناخت دوباره آن است؛ کشوری که نهتنها در میدان مقاومت ایستاده، بلکه همزمان در حال بازسازی روایت تمدنی، بازتعریف حکمرانی، تقویت انسجام ملی و طراحی افق جدید توسعه خویش است.
امروز اصفهان استعارهای از تداوم تاریخی ایران است. سرزمینی که هر بار پس از بحران، نه ضعیفتر، بلکه عمیقتر، هوشمندتر، منسجمتر و تمدنیتر از گذشته برمیخیزد. «ایرانِ نوین» دقیقا از همین نقطه آغاز میشود؛ از پیوند دوباره حافظه و آینده، از آشتی توسعه و هویت، از همافزایی قدرت سخت و قدرت نرم و از ملتی که ثابت کرده است میتواند از دل آتش، بار دیگر تمدن بسازد.
انتهای پیام/

نظر شما