سیدمحمد رستگاری مدیرکل میراثفرهنگی گردشگری و صنایعدستی استان یزد در یادداشتی نوشت: اگر بخواهیم آیین نخلبرداری را در یک مستند تحلیلی بررسی کنیم، باید از مرزهای یزد فراتر رویم. برخی پژوهشگران در جست وجوی ریشههای این آیین، به سنت ها کهن سوگواری شیعی در سده ها نخستین اسلامی اشاره کردهاند؛ ریشههایی که احتمالاً با سنتهایی چون حرکت با اجسامی به نام منجنیق در شهر کرخ بغداد در پیوند بوده است. این جریان تمدنی که در دوران صفویه به اوج رسید، در گزارشهای جهانگردانی چون تاورنیه، دلاواله و اولئاریوس نیز ثبت شده است. وقتی تاورنیه از عماریهای اصفهان با پارچههای زری و اسبهای نمادین مینویسد، در واقع پیش درآمد همین شکوهی را توصیف میکند که امروز در یزد به کمال رسیده است؛ گویی میتوان رگههایی از تداوم تاریخی سنتهای سوگواری را از منجنیقهای بغداد و عماریهای اصفهان تا نخلهای باشکوه یزد دنبال کرد؛ سنتی که امروز در یزد به یکی از شاخصترین آیینهای عزاداری جهان اسلام بدل شده است.
در پیکره نمادین نخل یزد، هیچ جزئیاتی تصادفی نیست. در تحلیل نمادشناختی این آیین، ما با یک زبان بصری روبهرو هستیم: چوب نخل، نماد پیکر مطهر سیدالشهدا (ع) است که بر دوش ارادتمندان میرود و سیاهپوشی آن، فریاد خاموش زمین برای سوگواری است. شمشیرها و نیزهها، تجسم زخمهای عمیق بدن امام حسین (ع) هستند و زنگهای آویزان، پژواک صدای کاروان غمبار کربلاست که با هر حرکت، صلواتها را در فضا جاری میکند. دستار سبز، نماد حیات ابدی و شباهت ساختاری نخل به درخت سرو، نمادی از رشادت و جاودانگی است. در واقع، نخل در یزد، پلی است میان نخل خرما به عنوان یادآور سرزمین کربلا و سرو به عنوان نماد جاودانگی و زندگی اخروی.
برای آنکه این نمادپردازی به واقعیت تبدیل شود، نبوغی در دستان نخلبندها یا بابای نخل جاری است. هندسه دقیق این سازهها و طراحی خاص سقف شیبدار آنها، تلاشی است برای به حرکت درآوردن وزنی چندتنی با همکاری صدها ارادتمند. اما آنچه این مراسم را از منظر میراث فرهنگی ارزشمند میکند، نظم اجتماعی آن است؛ اینکه بلند کردن هر پایه از نخل، یک حق موروثی است و میان صنفها و طایفهها تقسیم میشود. این پیمان نامرئی میان نسلها، همان سرمایه انسانی است که باعث میشود نخلبرداری، هر سال با شکوهی بیشتر بازگردد.
در شهر تفت، این آیین به اوج میرسد. لحظه ورود هیئت محله سرده و سایر محلات و دویدن آنها به سوی نخل، نقطه عطف مراسم است. گویی نخل منتظر است تا عشق صادقانه و خستگی مسیر عاشقان، نیرویی برای برخاستن او باشد. این صحنه، همراه با صدای سنجها و نوحههای حماسی، جلوهای روشن از پویایی و زنده بودن میراث ایمانی مردم یزد را به نمایش میگذارد.

از زمینه تمدن ادیان تا همبستگی جهانی، نخلبرداری یزد امروز مرزهای مذهبی را درنوردیده است. حضور هموطنان زرتشتی در تأمین نذورات و همراهی با این مراسم، نمودی درخشان از فرهنگ همزیستی دیرینه در دیار یزد است که این شهر را به نماد همبستگی انسانی تبدیل کرده است. وقتی میبینیم این آیین در نجف و مناطق مختلف جهان از جمله جنوب شرق آسیا و هند جاری است، درمییابیم که نخلبرداری یزد، در واقع پیونددهنده اندوهی مشترک در سراسر جهان است.
این نگرش تمدنی است که آیین نخلبرداری را نه فقط به عنوان یک رسم، بلکه به عنوان میراثی ارزشمند و ناملموس پاسداری میکند. نخلهای یزد، از میدان امیرچقماق تا حسینیههای تفت و میراث ۳۰۰ ساله شهر زواره، سندهایی زنده هستند که به جهان میگویند: در قلب کویر، مردمی زندگی میکنند که هنر را در خدمت ایمان، و نظم را در خدمت عشق قرار دادهاند.
نخلبرداری یزد، میراثی زنده از پیوند ایمان، هنر و همبستگی اجتماعی است؛ آیینی که در گذر قرنها نه تنها فراموش نشده، بلکه همچنان در متن زندگی مردم جاری است. این سنت باشکوه نشان میدهد که فرهنگ، زمانی ماندگار میشود که در حافظه جمعی یک جامعه ریشه بدواند و نسلها آن را با عشق و باور به آینده بسپارند. نخلهای یزد، در قامت نمادین خود، همچنان روایتگر حماسه عاشورا و گواهی روشن بر هویت فرهنگی مردمانی هستند که در دل کویر، شکوه ایمان را به تصویر کشیدهاند.
انتهای پیام/

نظر شما