امیر کرمزاده مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان در یادداشتی نوشت: در جهان امروز که مناسبات بینالمللی بیش از هر زمان دیگری بر پایه روایتها، ادراکها و تصویرسازیها شکل میگیرد، دیپلماسی فرهنگی بهعنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای قدرت نرم کشورها جایگاهی تعیینکننده یافته است. در چنین فضایی، میراثفرهنگی صرفاً مجموعهای از آثار تاریخی نیست، بلکه زیرساختی زنده برای تولید معنا، هویت و گفتوگو میان ملتها محسوب میشود.
استان اصفهان با پیشینه تمدنی عمیق و جایگاه ممتاز در تاریخ ایران، یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری این ظرفیت است. وجود آثار ثبت جهانی، بافت تاریخی زنده، معماری شاخص و گستره متنوع صنایعدستی، این استان را به یک زیستبوم فرهنگی تبدیل کرده است که قابلیت بالایی در بازنمایی هویت ایرانی در سطح بینالمللی دارد. این ظرفیت نهتنها ارزش تاریخی دارد، بلکه ظرفیت راهبردی در حوزه تعاملات فرهنگی با جهان ایجاد میکند.
از نگاه مدیریت میراثفرهنگی استان اصفهان، آنچه اهمیت دارد صرفاً حفاظت فیزیکی از آثار نیست، بلکه فعالسازی کارکردهای فرهنگی و بینالمللی میراث است. امروز میراثفرهنگی باید بهعنوان یک ابزار ارتباطی و زبانی مشترک میان ملتها دیده شود؛ زبانی که میتواند بدون واسطه سیاسی، امکان گفتوگو و شناخت متقابل را فراهم کند. بر همین اساس، رویکرد ما حرکت از حفاظت منفعل به کنشگری فعال در عرصه دیپلماسی فرهنگی است.
یکی از محورهای اساسی در این مسیر، توسعه تعاملات علمی و تخصصی با نهادهای بینالمللی است. تبادل دانش در حوزه مرمت، حفاظت و مدیریت میراثفرهنگی، نهتنها موجب ارتقای توان فنی کشور میشود، بلکه زمینهساز شکلگیری شبکههای پایدار همکاری فرهنگی در سطح جهانی خواهد بود. این شبکهها در بلندمدت به تقویت جایگاه ایران در نظام بینالملل فرهنگی کمک میکنند.
در کنار این بعد تخصصی، گردشگری فرهنگی نقش مهمی در تحقق دیپلماسی عمومی ایفا میکند. تجربه مستقیم گردشگران از فضاهای تاریخی و فرهنگی اصفهان، آنان را به راویان واقعی فرهنگ ایرانی در کشور خود تبدیل میکند. این فرآیند، یکی از مؤثرترین روشهای اصلاح تصویر ایران در سطح جهانی و تقویت فهم متقابل میان ملتها است.
صنایعدستی نیز در این منظومه جایگاهی ویژه دارد. این حوزه تنها یک فعالیت اقتصادی یا هنری نیست، بلکه حامل پیامهای فرهنگی و تمدنی است. هر اثر هنری تولیدشده در اصفهان، بازتابی از تاریخ، ذوق و هویت ایرانی است و در بازارهای جهانی میتواند بهعنوان یک رسانه فرهنگی عمل کند. از این منظر، صنایعدستی یکی از ابزارهای مهم دیپلماسی فرهنگی به شمار میرود.
در این چارچوب، لازم است نگاه به میراثفرهنگی از سطح یک حوزه صرفاً حفاظتی فراتر رفته و به سطح یک راهبرد ملی در دیپلماسی فرهنگی ارتقا یابد. همافزایی میان دستگاههای اجرایی، نهادهای علمی، بخش خصوصی و فعالان فرهنگی، شرط اساسی برای تبدیل این ظرفیتها به یک قدرت نرم پایدار است. بدون این همافزایی، ظرفیتهای موجود بهصورت پراکنده و کم اثر باقی خواهند ماند.
درنهایت، اصفهان را میتوان نهفقط یک شهر تاریخی، بلکه یک متن زنده تمدنی دانست که امکان خوانش های متعدد در عرصه جهانی دارد. این شهر ظرفیت آن را دارد که به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود؛ جایی که میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در کنار هم، زبان مشترکی برای گفتوگو با جهان معاصر خلق میکنند.
انتهای پیام/

نظر شما