حمیده چوبک، مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، مسیر بیش از دو دهه پژوهش، حفاظت و آمادهسازی پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن» را تشریح کرد و گفت: مسئولیت مدیریت پایگاه را در سال ۱۳۷۹ پذیرفتم و فعالیتهای اجرایی از سال ۱۳۸۰ آغاز شد؛ زمانی که نه پایگاه پژوهشی مناسبی وجود داشت و نه حتی مسیر دسترسی استانداردی برای رسیدن به قلعه فراهم بود.
وی افزود: نخستین اقدام، ایجاد پایگاهی دائمی برای استقرار گروههای پژوهشی بود؛ زیرا تجربه فعالیتهای میدانی نشان میداد پژوهشهای بلندمدت بدون استقرار دائمی امکان استمرار ندارد. همزمان با همکاری مهندس محمد فیروز شیبانی، مسیرهای دسترسی، داربستها و پلههای ایمن طراحی و اجرا شد و پس از آن، کاوشهای نظاممند باستانشناسی آغاز شد.
چوبک با اشاره به نخستین فصلهای کاوش اظهار کرد: نخستین گمانهها در محدوده دروازه پایین و مسیر دسترسی قلعه انجام شد که به شناسایی و مستندسازی پلههای سنگی متعلق به دوره صفوی انجامید؛ یافتهای که آغازگر مطالعات لایهنگارانه مجموعه بود.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت، شناسایی «ملاسرا» را مهمترین دستاورد ۱۶ فصل کاوش باستانشناسی این مجموعه دانست و گفت: این بنا پیش از این تنها در منابع تاریخی، از جمله ظفرنامه حمدالله مستوفی، شناخته شده بود، اما کاوشهای علمی توانست جایگاه آن را آشکار کند. این کشف، افزون بر آنکه از مهمترین یافتههای باستانشناسی دوره اسلامی در دهههای اخیر محسوب میشود، نشان داد بسیاری از روایتهای تاریخی درباره الموت بر پایه واقعیتهای عینی استوار بوده و اکنون با شواهد باستانشناختی نیز تایید شده است.
وی تصریح کرد: این مجموعه در حقیقت یک «کاخدژ» است؛ بنایی که معماری آن به شکلی هوشمندانه با بستر طبیعی منطقه تلفیق شده است. بخش قابل توجهی از استحکامات از دل صخرههای طبیعی تراشیده شده، دیوارههای سنگی طبیعی نقش سامانه دفاعی را ایفا میکنند و در کنار آن، فضاهای حکومتی، آجرکاریهای نفیس، کاشیکاریها، سامانه پیشرفته آبرسانی و فناوری ساخت، تصویری از یک مرکز حکمرانی پیشرفته را به نمایش میگذارد.
چوبک در ادامه با اشاره به جایگاه علمی الموت اظهار کرد: یافتههای باستانشناسی و منابع تاریخی نشان میدهد این مجموعه یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام در روزگار خود بوده است. حضور خواجه نصیرالدین طوسی، استقرار دانشمندانی از چین، مصر، ارمنستان و شام و همچنین کشف شواهد مرتبط با فعالیتهای نجومی، از جمله فضایی با کارکرد احتمالی رصدخانه و بخشی از ابزار نجومی مشابه خطکش اسطرلاب، موید آن است که الموت علاوه بر مرکز سیاسی، کانون تولید علم، آموزش و تبادل دانش نیز بوده است.
وی درباره ساختار پرونده ثبتجهانی نیز گفت: از ابتدا اعتقاد داشتیم ارزش برجسته جهانی الموت بدون شناخت شبکه دژهای وابسته به آن قابل درک نیست. به همین دلیل پرونده به صورت زنجیرهای تدوین شد و علاوه بر دژ اصلی الموت، قلعههای لمبسر، عیلان، شیرکوه، نبیذرشاه، قسطینلار و شمسکلایه را نیز دربر گرفت؛ زیرا این مجموعه در کنار یکدیگر، سامانهای یکپارچه از مدیریت قلمرو، دفاع، ارتباطات و حکمرانی اسماعیلیان نزاری را نمایندگی میکنند.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت، پیوند میان معماری، طبیعت و دانش را از مهمترین ارزشهای جهانی این پرونده برشمرد و گفت: در این مجموعه، دانش مهندسی آب، معماری، سازماندهی فضایی، بهرهگیری از مصالح بومی و استفاده از دانش روزگار خود در قالب یک نظام منسجم به هم پیوند خورده است؛ ویژگیای که در کنار تداوم فرهنگی این میراث، از مهمترین دلایل برخورداری آن از ارزش برجسته جهانی به شمار میرود.
چوبک با اشاره به روند تهیه پرونده ثبتجهانی افزود: از همان سال ۱۳۸۰، هدف ما علاوه بر کاوشهای باستانشناسی، حفاظت، مرمت، شناخت ارزشهای تاریخی و فراهمسازی مقدمات ثبتجهانی بود. طی این مدت، ۱۶ فصل کاوش علمی، تثبیت و حفاظت آثار، مستندسازی، ساماندهی مسیرهای دسترسی و مدیریت مستمر پایگاه انجام شد و در نهایت پرونده پس از تکمیل مطالعات، در سال ۱۴۰۳ به یونسکو ارائه شد.
وی تاکید کرد: آنچه امروز به عنوان پرونده ثبت جهانی الموت مطرح است، حاصل ۲۵ سال حضور مستمر، پژوهش علمی، حفاظت تخصصی، مشارکت جامعه محلی و مدیریت پایدار در یکی از دشوارترین محوطههای کوهستانی کشور است.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت با اشاره به برنامه جامع مدیریت پس از ثبتجهانی گفت: برای این مجموعه، برنامهای ۱۰ ساله در سه افق کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تدوین شده است که محورهای آن شامل حفاظت و مرمت اصولی، ادامه کاوشهای باستانشناسی، تکمیل مطالعات، ساماندهی گردشگری، ایجاد موزه، توسعه زیرساختهای مورد نیاز و مدیریت پایدار بازدیدکنندگان بر اساس ضوابط یونسکو و ایکوموس خواهد بود تا اصالت و یکپارچگی این میراث ارزشمند برای نسلهای آینده حفظ شود.
چوبک در ادامه با تشریح ابعاد مختلف پرونده «دژ الموت و استحکامات وابسته به آن» اظهار کرد: یکی از مهمترین شاخصهایی که در ارزیابی این پرونده مورد توجه یونسکو قرار گرفته، نقش تاریخی و تداوم فرهنگی این مجموعه است؛ چراکه الموت در دوره تاریخی خود مرکز حکومت اسماعیلیان نزاری بود و این جریان تاریخی همچنان دارای پیوستگی فرهنگی و پیروان در نقاط مختلف جهان است.
وی افزود: یکی دیگر از ارزشهای برجسته این پرونده، ارتباط عمیق و هماهنگ میان معماری و محیط طبیعی است. در الموت، معماری نه در تقابل با طبیعت، بلکه در امتداد ویژگیهای توپوگرافی و جغرافیای منطقه شکل گرفته و همین همزیستی هوشمندانه، یکی از مهمترین مولفههای ارزش جهانی این مجموعه به شمار میرود.
چوبک تصریح کرد: بستر جغرافیایی و بخش قابل توجهی از مصالح، بومی منطقه بوده، اما بسیاری از دانشها، فناوریها و الگوهای بهکاررفته حاصل تبادل علمی در گسترهای فراتر از مرزهای محلی است. اسماعیلیان از پیشرفتهترین دانشهای روزگار خود در حوزههایی همچون معماری، مهندسی آب، شیوههای ساختوساز و سازماندهی فضایی بهره گرفتهاند.
وی ادامه داد: سامانه آبرسانی الموت نمونهای شاخص از این دانش مهندسی است که شناخت دقیق از مدیریت منابع آب و بهرهگیری از تجربه تمدنهای مختلف را به نمایش میگذارد. همچنین ساختار چندلایه و پلکانی قلعه، نحوه بهرهگیری از اختلاف ارتفاع، سازمان فضایی و پیوند میان عناصر معماری و طبیعت، ویژگیهایی منحصربهفرد برای این مجموعه ایجاد کرده است.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت خاطرنشان کرد: حتی این احتمال وجود دارد که در طراحی برخی فضاها از الگوهای باغسازی تاریخی، از جمله باغهای پلکانی و نظامهای گردش آب الهام گرفته شده باشد؛ موضوعی که البته نیازمند مطالعات و پژوهشهای تکمیلی است.
وی تاکید کرد: آنچه به الموت ارزش جهانی میبخشد، تجلی مجموعهای از دانشهای گوناگون در یک منظومه منسجم است؛ از معماری و مهندسی گرفته تا مدیریت آب، دانش نجوم و سازماندهی یک نظام حکمرانی. همین پیوند میان دانش جهانی و ظرفیتهای بومی، یکی از مهمترین دلایل اهمیت این پرونده در فرآیند ثبت جهانی است.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت اظهار کرد: این پرونده ابتدا با عنوان «منظر فرهنگی الموت» در فهرست موقت یونسکو قرار گرفت، اما در ادامه با عنوان «قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن» بازتعریف شد و پس از انجام مطالعات تکمیلی، ساختار علمی و محتوایی آن تکامل یافت.
چوبک ادامه داد: فعالیت در الموت به دلیل شرایط سخت کوهستانی و صخرهای، از پیچیدگیهای فنی بسیاری برخوردار است، اما استمرار فعالیت پایگاه، مدیریت ثابت، بهرهگیری از نیروهای بومی و استفاده از شیوهها و مصالح سنتی در حفاظت و مرمت، از مهمترین نقاط قوت این پرونده بود که مورد توجه ارزیابان یونسکو قرار گرفت.
وی افزود: این پرونده پس از طی مراحل کارشناسی، در سال ۱۴۰۳ به یونسکو ارائه شد و پس از ارزیابیهای تخصصی، مورد پذیرش قرار گرفت؛ موفقیتی که حاصل ۲۵ سال تلاش مستمر در حوزه پژوهش، حفاظت و مدیریت میراثفرهنگی الموت است.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت درباره ابعاد جغرافیایی پرونده نیز گفت: پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن» حدود دو هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و بیش از ۲۰۰ روستا را در دو بخش الموت شرقی و غربی دربرمیگیرد.
وی تصریح کرد: بسیاری از این روستاها همانند هفت دژ تاریخی منطقه، متناسب با شیب طبیعی کوهستان و بهصورت پلکانی شکل گرفتهاند که این موضوع، جلوهای از انطباق سکونتگاههای انسانی با زیستبوم منطقه را نشان میدهد.
چوبک درباره جایگاه روستای گازرخان نیز اظهار کرد: این روستا به دلیل ارتباط مستقیم با دژ الموت و قرار گرفتن در حریم تاریخی آن، از اهمیت ویژهای برخوردار است. شواهد تاریخی نشان میدهد گازرخان در گذشته نقش پشتیبان و مکمل قلعه را ایفا میکرده است.
مدیر پایگاه میراثفرهنگی الموت تصریح کرد: مهمترین اولویت پس از ثبت جهانی، حفاظت از اصالت و تمامیت مجموعه خواهد بود. بر همین اساس، هیچ برنامهای برای بازسازی گسترده قلعه وجود ندارد و تمامی اقدامات در چارچوب کاوشهای علمی، ایمنسازی، حفاظت و مرمت اصولی انجام خواهد شد.
وی افزود: بر اساس ضوابط یونسکو و ایکوموس، بازدید از این مجموعه نیز باید بهصورت مدیریتشده انجام شود، زیرا همه بخشهای دژها ظرفیت پذیرش گسترده گردشگران را ندارند و حفاظت از ارزشهای تاریخی و طبیعی باید در اولویت قرار گیرد.
چوبک در پایان خاطرنشان کرد: تکمیل مطالعات و کاوشهای باستانشناسی، استمرار مرمت با بهرهگیری از روشها و مصالح سنتی، توسعه زیرساختهای گردشگری، تدوین طرح جامع گردشگری و ایجاد موزه در کنار مجموعه، از مهمترین محورهای برنامه ۱۰ ساله مدیریت الموت است تا این میراث کمنظیر، با اتکا به حفاظت علمی و مدیریت پایدار، برای نسلهای آینده حفظ و صیانت شود.
انتهای پیام/
نظر شما