محمد شجاعی جامعهشناس در یادداشتی نوشت: میراث فرهنگی، حافظه زنده ملتهاست؛ حافظهای که گذشته را به امروز پیوند میدهد و افق آینده را روشن میسازد، از این منظر ثبت جهانی یک اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو، صرفا افزودن نام یک بنا، محوطه تاریخی یا چشمانداز طبیعی به فهرستی بینالمللی نیست، بلکه تایید جایگاه فرهنگی و تمدنی ملتی است که در طول قرنها، هویت خود را در قالب معماری، هنر، آیینها، دانش بومی و شیوه زیست به یادگار گذاشته است.
این رخداد، بیش از آنکه یک موفقیت اداری یا فرهنگی باشد، رویدادی اجتماعی است که آثار آن در لایههای مختلف حیات یک جامعه آشکار میشود، جامعهشناسان بر این باورند که هیچ جامعهای بدون نمادهای مشترک، حافظه جمعی و احساس تعلق پایدار نمیماند؛ آنچه یک ملت را فراتر از مرزهای جغرافیایی به هم پیوند میدهد، مجموعهای از ارزشها، روایتها و نشانههایی است که هویت مشترک را شکل میدهند.
آثار ثبت جهانی از برجستهترین این نشانهها هستند، نمادهایی که به مردم یادآوری میکنند وارث تمدنی بزرگ و تاریخی پربارند، هنگامی که جامعه جهانی ارزش این میراث را به رسمیت میشناسد، احساس غرور ملی، اعتماد به نفس فرهنگی و خودآگاهی تاریخی نیز در میان شهروندان تقویت میشود.
از منظر جامعهشناسی، ثبت جهانی به تقویت سرمایه نمادین و سرمایه فرهنگی کشور میانجامد، این سرمایه قدرت نرم ملتها را شکل میدهد؛ قدرتی که نه بر پایه ابزارهای اقتصادی یا سیاسی، بلکه بر اعتبار فرهنگی، پیشینه تمدنی و توانایی گفتوگو با جهان استوار است.
هر اثر ثبتشده، سفیری خاموش اما اثرگذار است که بدون نیاز به ترجمه، از تاریخ، هنر، خلاقیت و اندیشه ایرانی سخن میگوید و تصویری ماندگار از فرهنگ ایران در ذهن جهانیان میآفریند، در کنار این سرمایه نمادین، ثبت جهانی نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی نیز دارد.
حفاظت از میراث، مسئولیتی مشترک میان دولت، دانشگاه، رسانه، جوامع محلی و شهروندان است؛ هنگامی که مردم خود را در پاسداری از میراث سهیم میبینند، اعتماد، مشارکت و مسئولیتپذیری اجتماعی افزایش مییابد، این همدلی، سرمایهای ارزشمند برای توسعه پایدار است؛ سرمایهای که با هیچ شاخص اقتصادی قابل اندازهگیری نیست، اما زیربنای موفقیت همه برنامههای توسعه به شمار میآید.
میراث جهانی همچنین پیوند نسلها را استوارتر میکند، هر بنای تاریخی، هر باغ ایرانی، هر کاروانسرا و هر منظر فرهنگی، روایتگر بخشی از تجربه زیسته نیاکان ماست، این آثار کتابهای سنگی تاریخاند که داستان تلاش، ایمان، هنر و خلاقیت ایرانیان را برای نسل امروز و فردا روایت میکنند؛ جامعهای که این روایت را بشناسد، کمتر دچار گسست هویتی میشود و با اعتماد بیشتری مسیر آینده را خواهد پیمود.
در بعد اقتصادی نیز ثبت جهانی فرصتی کمنظیر برای رونق گردشگری فرهنگی، توسعه صنایعدستی، ایجاد اشتغال و افزایش سرمایهگذاری فراهم میآورد، اما ارزش واقعی این دستاوردها زمانی آشکار میشود که منافع حاصل از آن به توانمندسازی جوامع محلی، حفظ اصالت فرهنگی و ارتقای کیفیت زندگی مردم بینجامد، توسعهای که از دل میراث فرهنگی برمیخیزد، توسعهای ریشهدار، هویتمحور و پایدار است.
ایران، با پیشینهای چند هزار ساله و گنجینهای کمنظیر از آثار فرهنگی و طبیعی، یکی از مهمترین کانونهای تمدنی جهان به شمار میرود؛ هر اثر ایرانی که در فهرست میراث جهانی جای میگیرد، برگ دیگری از کتاب پرافتخار تمدن این سرزمین را پیش روی جهانیان میگشاید، این آثار نه تنها افتخار یک شهر یا استان، بلکه سرمایهای ملی و حتی بشری هستند که مسئولیت حفاظت از آنها بر دوش همه ما قرار دارد.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید ثبت جهانی را نه پایان یک مسیر، بلکه آغاز تعهدی بزرگ بدانیم؛ تعهدی برای پاسداری از اصالت میراث، گسترش آگاهی عمومی، تقویت مشارکت اجتماعی و انتقال این سرمایههای بیبدیل به نسلهای آینده، زیرا هر اثر ثبت جهانی، تنها یادگاری از گذشته نیست، بلکه چراغی برای آینده است؛ آیندهای که در آن هویت، فرهنگ، انسجام و سرمایه اجتماعی و توسعه پایدار، در کنار یکدیگر معنا مییابند و ایران را با زبان فرهنگ و تمدن به جهان معرفی میکنند.
انتهای پیام/
نظر شما