الموت؛ قلب تپنده شبکه دفاعی اسماعیلیان/ شاهکاری از مهندسی، حکمرانی و معماری کوهستانی

عضو تیم باستان‌شناسی پرونده ثبت‌جهانی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته» با تشریح ابعاد معماری، راهبردی و تاریخی این مجموعه، تاکید کرد: قلعه الموت هسته مرکزی منظری دفاعی متشکل از هفت قلعه اصلی و ده‌ها استحکام وابسته بوده که با اتکا بر مدیریت پیشرفته منابع آب، ارتباط دیداری میان دژها، انطباق هوشمندانه با توپوگرافی البرز و سازمان‌دهی منسجم نظامی و اداری، طی ۱۶۶ سال به مرکز فرماندهی دولت اسماعیلیان نزاری و یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های معماری دفاعی جهان اسلام تبدیل شد.

به گزارش خبرنگار میراث‌آریا، هم‌زمان با قرار گرفتن پرونده «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته» در آستانه بررسی در کمیته میراث جهانی یونسکو، ابعاد تازه‌ای از ارزش‌های تاریخی، معماری و راهبردی این مجموعه از سوی اعضای تیم علمی پرونده تشریح شده است؛ مجموعه‌ای که به باور پژوهشگران، فراتر از یک قلعه تاریخی، نمونه‌ای ممتاز از شکل‌گیری یک «منظر دفاعی» منسجم در ایران به شمار می‌رود.

زهرا لرزاده، عضو تیم باستان‌شناسی پرونده ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته»، با اشاره به مبانی علمی انتخاب موقعیت این دژ تاریخی در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا اظهار کرد: استقرار قلعه الموت در قلب رشته‌کوه البرز، میان دره‌های عمیق و صخره‌های صعب‌العبور، حاصل انتخابی کاملا هدفمند و مبتنی بر ملاحظات ژئومورفولوژیک، امنیتی و مدیریتی بوده است؛ ویژگی‌هایی که این منطقه را به یک استحکام طبیعی کم‌نظیر تبدیل کرده و امکان نفوذ دشمن را به حداقل رسانده بود.

وی افزود: انتخاب این مکان فقط بر مبنای قابلیت‌های دفاعی صورت نگرفته، بلکه دسترسی پایدار به منابع آب، زمین‌های حاصلخیز، ظرفیت خودکفایی در تامین آذوقه، بهره‌گیری از مصالح بومی و همراهی جوامع محلی نیز از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در شکل‌گیری این مرکز سیاسی و حکومتی بوده است؛ عواملی که امکان استمرار حیات قلعه را حتی در طولانی‌ترین محاصره‌ها فراهم می‌کرد.

عضو تیم باستان‌شناسی پرونده ثبت‌جهانی الموت، مهم‌ترین ویژگی این مجموعه را شکل‌گیری شبکه‌ای یکپارچه از استحکامات دفاعی دانست و تصریح کرد: تمامی قلعه‌های وابسته بر پایه ارتباط دیداری مستقیم با یکدیگر طراحی شده بودند؛ شبکه‌ای که ضمن کنترل کامل مسیرهای ارتباطی دره‌های الموت، امکان انتقال سریع پیام، پشتیبانی متقابل و مدیریت هماهنگ عملیات دفاعی را فراهم می‌ساخت.

به گفته وی، در این منظومه دفاعی، هر یک از قلعه‌ها ماموریتی مشخص بر عهده داشتند؛ به‌گونه‌ای که قلعه الموت به‌عنوان مرکز سیاسی، فکری و فرماندهی دولت اسماعیلیان نزاری عمل می‌کرد، لمبسر نقش سپر دفاعی جبهه غربی و مقر نایب‌الحکومه را بر عهده داشت، نوایزرشاه به‌عنوان خزانه و آخرین پایگاه مقاومت شناخته می‌شد، شمس‌کلایه حلقه ارتباطی و محل ذخیره منابع بود، قسطینلار دیده‌بانی جبهه جنوبی را بر عهده داشت، شیرکوه از ورودی اصلی دره حفاظت می‌کرد و قلعه ایلان نیز مسیرهای فرعی جنوب‌شرقی را زیر نظر داشت.

لرزاده با تاکید بر اینکه راز ماندگاری این مجموعه در تلفیق مهندسی، مدیریت منابع و معماری دفاعی نهفته است، اظهار کرد: سامانه‌های پیشرفته ذخیره و توزیع آب، انبارهای آذوقه، بهره‌گیری از شیب طبیعی کوهستان، ورودی‌های محدود و کنترل‌شده، باروهای مستحکم و انطباق کامل معماری با عوارض طبیعی، مجموعه‌ای از راهکارهای هوشمندانه را شکل داده بود که الموت را به یکی از پیشرفته‌ترین نمونه‌های استحکامات کوهستانی جهان اسلام تبدیل می‌کند.

وی وجه تمایز اصلی این مجموعه را نقش فراتر از یک دژ نظامی دانست و افزود: برخلاف بسیاری از قلعه‌های کوهستانی ایران که کارکردی محلی داشتند، الموت طی ۱۶۶ سال مرکز هدایت سیاسی، مذهبی، اداری و علمی دولت اسماعیلیان نزاری و محور اداره شبکه‌ای گسترده از صدها قلعه در ایران و شام بود؛ جایگاهی که آن را به نمونه‌ای کم‌نظیر در تاریخ نظام‌های حکمرانی قرون میانه تبدیل کرده است.

عضو تیم باستان‌شناسی پرونده ثبت جهانی الموت همچنین یکی از رایج‌ترین برداشت‌های نادرست درباره این اثر را نگاه منفرد به قلعه الموت عنوان کرد و گفت: شواهد باستان‌شناسی به‌روشنی نشان می‌دهد که این مجموعه باید در قالب یک «منظر دفاعی» مطالعه شود؛ منظری که از هفت قلعه اصلی و ده‌ها استحکام وابسته تشکیل شده و فهم معماری، کارکرد و ارزش تاریخی آن بدون درک این شبکه منسجم امکان‌پذیر نیست.

وی همچنین تقلیل جایگاه الموت به یک پایگاه نظامی را نادرست دانست و خاطرنشان کرد: این مجموعه افزون بر نقش دفاعی، مرکز تولید دانش، اداره حکومت، فعالیت‌های فرهنگی و مذهبی نیز بوده و وجود کتابخانه مشهور الموت و حضور اندیشمندان برجسته، گواهی روشن بر جایگاه علمی و فرهنگی این مرکز تاریخی است.

لرزاده در پایان با اشاره به پشتوانه علمی پرونده ثبت‌جهانی این مجموعه اظهار کرد: از سال ۱۳۸۰ تاکنون، در چارچوب «پروژه بزرگ ملی دره الموت»، ۱۶ فصل کاوش در قلعه الموت، دو فصل در قلعه لمبسر، یک فصل در قلعه قسطینلار و چندین فصل بررسی گسترده باستان‌شناسی به سرپرستی دکتر حمیده چوبک انجام شده است.

وی تاکید کرد: استمرار بیش از دو دهه پژوهش‌های میدانی و مطالعات تخصصی، مجموعه قلعه الموت و استحکامات وابسته را به یکی از مستندترین محوطه‌های باستان‌شناسی کشور تبدیل کرده و پشتوانه‌ای علمی و مستحکم برای معرفی این منظر تاریخی در سطح بین‌المللی و ثبت آن در فهرست میراث جهانی یونسکو فراهم آورده است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405042201505
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha