میراثآریا: مجموعه تاریخی بیستون در استان کرمانشاه، یکی از شاخصترین محوطههای تاریخی جهان است؛ محوطهای که اهمیت آن تنها به نقشبرجسته و کتیبه مشهور داریوش بزرگ محدود نمیشود، بلکه لایههای متعددی از تاریخ، فرهنگ و تمدن ایران را از دوران پیشاتاریخ تا دورههای اسلامی در خود جای داده است.
بیستون در ۱۵ تیرماه ۱۳۸۵ (۲۰۰۶ میلادی) در سیامین اجلاس کمیته میراثجهانی یونسکو در ویلنیوس لیتوانی، بهعنوان هشتمین اثر ایران در فهرست میراثجهانی به ثبت رسید؛ ثبتی که بر پایه ارزش استثنایی جهانی این محوطه و نقش بیبدیل آن در تاریخ تمدن و تحول نظامهای نوشتاری صورت گرفت.
بزرگترین سنگنبشته جهان
در قلب این مجموعه، کتیبه و نقشبرجسته داریوش بزرگ قرار دارد؛ اثری که حدود سال ۵۲۰ پیش از میلاد و در آغاز دوران فرمانروایی داریوش یکم هخامنشی بر دامنه کوه بیستون حجاری شد.
این اثر، بزرگترین سنگنبشته شناختهشده جهان و مهمترین متن تاریخی برجایمانده از دوره هخامنشی است. داریوش در این کتیبه، روایت رسمی به قدرت رسیدن خود، شکست گئومات مغ و سرکوب شورشهای آغازین حکومتش را ثبت کرده است؛ روایتی که افزون بر ارزش تاریخی، یکی از معتبرترین منابع شناخت ساختار سیاسی و اندیشه حکمرانی در ایران باستان به شمار میآید.
کلید رمزگشایی خط میخی
کتیبه داریوش به سه زبان فارسی باستان، ایلامی و اکدی (بابلی) نگاشته شده و همین ویژگی سبب شد در سده نوزدهم میلادی، پژوهشگر انگلیسی هنری راولینسون با مطالعه و نسخهبرداری از آن، موفق به رمزگشایی خط میخی فارسی باستان شود؛ دستاوردی که راه را برای خوانش هزاران متن میانرودان و ایران باستان گشود و نقطه عطفی در شکلگیری دانش آشورشناسی و مطالعات خاور باستان بود.
از همین رو، بسیاری از پژوهشگران، بیستون را با سنگ روزتا در مصر مقایسه میکنند؛ اثری که نقش مشابهی در رمزگشایی هیروگلیفهای مصر باستان ایفا کرد.
روایتی از حکومت، عدالت و راستی
داریوش در این متن، ضمن معرفی تبار هخامنشی خود، به چگونگی برقراری نظم در قلمرو شاهنشاهی، مقابله با شورشها، اهمیت عدالت، نکوهش دروغ و ستایش راستی میپردازد؛ مفاهیمی که نشان میدهد این سنگنبشته، افزون بر یک سند سیاسی، بازتابی از اندیشه حکمرانی در ایران باستان نیز هست.
در نقشبرجسته بیستون نیز داریوش با دست راست برافراشته در برابر نماد اهورامزدا ایستاده و مخالفان شکستخورده در برابر او به تصویر کشیده شدهاند؛ ترکیبی هنری که پیام اقتدار، مشروعیت و نظم سیاسی را منتقل میکند.
بیستون؛ چهارراه تمدنها
موقعیت جغرافیایی بیستون نیز یکی از عوامل اهمیت تاریخی آن است. این محوطه در مسیر شاهراه باستانی میان فلات ایران و بینالنهرین قرار داشت؛ مسیری که قرنها یکی از مهمترین راههای ارتباطی، تجاری و فرهنگی جهان باستان محسوب میشد. انتخاب این مکان برای حک کردن کتیبه، تصمیمی آگاهانه بود تا پیام حکومت هخامنشی در برابر دیدگان کاروانها، بازرگانان، سفیران و مسافران قرار گیرد.
نام باستانی این منطقه نیز از واژه «بغستان» به معنای «جایگاه خدا» یا «سرزمین مقدس» گرفته شده است؛ نامی که در گذر زمان به «بهیستان»، «بهستون» و سرانجام «بیستون» تبدیل شد.
موزهای در دل طبیعت
در گستره این محوطه، دهها اثر ارزشمند از دورههای مختلف تاریخی شناسایی شده است؛ از جمله مجسمه هرکول، فرهادتراش، پل تاریخی بیستون، کاروانسرای شاهعباسی، نقشبرجسته مهرداد دوم اشکانی، بقایای سکونتگاههای پیشاتاریخی و آثار دورههای ساسانی و اسلامی که هر یک بخشی از تداوم استقرار انسان در این منطقه را روایت میکنند.
همین تنوع فرهنگی و تاریخی، بیستون را به یکی از غنیترین محوطههای باستانشناسی ایران و غرب آسیا تبدیل کرده است.
چرا بیستون جهانی شد؟
کمیته میراثجهانی یونسکو، بیستون را بر اساس معیارهای فرهنگی کنوانسیون میراث جهانی ثبت کرد؛ زیرا این اثر، گواهی بیهمتا از شکوفایی هنر، اندیشه، نظام حکمرانی و تحول نوشتار در یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان است.
بیستون سندی است که به پژوهشگران امکان داده بخشی از تاریخ تمدن بشری را بازخوانی کنند و زبانهای فراموششده جهان باستان را دوباره به سخن آورند.
میراثی برای همه بشریت
امروز، بیستون فراتر از یک یادگار ملی، بخشی از حافظه مشترک بشریت به شمار میآید؛ اثری که نشان میدهد چگونه یک سنگنبشته میتواند پس از بیش از دو هزار و پانصد سال، همچنان مرجع پژوهشهای تاریخی، زبانشناسی، باستانشناسی و مطالعات تمدنی باشد.
در آستانه برگزاری چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان و همزمان با بررسی پرونده «قلعه الموت و استحکامات مربوط به آن»، مرور مسیر ثبت آثار جهانی ایران، یادآور این واقعیت است که هر ثبت جهانی، نتیجه سالها پژوهش، حفاظت، مستندسازی و اثبات «ارزش برجسته جهانی» است؛ ارزشی که بیستون، با روایت ماندگار خود بر سینه کوه، بیش از هر اثر دیگری آن را به نمایش گذاشته است.
انتهای پیام/

نظر شما