آتوسا مومنی، رئیس مرکز میراث ناملموس ایران، در گفتوگویی با میراثآریا، ثبت جهانی این پرونده را رویدادی فراتر از ثبت چند اثر تاریخی دانست و تأکید کرد: این پرونده، روایتگر یک سرزمین، یک منظومه تاریخی و فرهنگی و هزاران سال تعامل انسان با طبیعت است.
وی با اشاره به ارزیابی مثبت ایکوموس گفت: خوشبختانه میتوان با امیدواری جدی به نتیجه این پرونده نگریست؛ زیرا ایکوموس، بهعنوان نهاد مشورتی تخصصی کمیته میراث جهانی در ارزیابی آثار فرهنگی، پس از بررسی پرونده، توصیه ثبت آن در فهرست میراث جهانی را ارائه کرده است. البته تصمیم نهایی در صلاحیت کمیته میراث جهانی است، اما دریافت این توصیه، پشتوانهای بسیار مهم و نشانهای امیدبخش برای تصویب نهایی پرونده به شمار میآید.
مومنی افزود: در صورت تحقق این ثبت، با یکی از مهمترین رویدادهای میراث فرهنگی ایران روبهرو خواهیم بود؛ رویدادی که اهمیت آن تنها به افزوده شدن مجموعهای از آثار تاریخی به فهرست میراث جهانی محدود نمیشود، بلکه به معنای بهرسمیت شناختهشدن جایگاه یکی از برجستهترین منظومههای دفاعی، تاریخی و فکری ایران در مقیاس جهانی است.
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران با بیان اینکه قلعهها و استحکامات تاریخی الموت صرفاً بناهایی منفرد نیستند، اظهار کرد: این آثار در پیوندی عمیق با توپوگرافی ویژه منطقه، شبکهای هدفمند و منسجم را شکل دادهاند که از هوشمندی در انتخاب مکان، مهندسی دفاعی، مدیریت سرزمین و سازگاری خلاقانه با محیط طبیعی حکایت دارد. این مجموعه همچنین با یکی از مهمترین دورههای تاریخ سیاسی، فرهنگی و اندیشهای ایران و جهان اسلام پیوند خورده و از همین منظر، جایگاهی فراتر از مرزهای ملی دارد.
وی تأکید کرد: پیوستن این مجموعه به فهرست میراث جهانی یونسکو، افتخاری بزرگ برای ایران و مردم الموت خواهد بود، اما در منطق میراث جهانی، ثبت پایان راه نیست؛ بلکه آغاز مسئولیتی گستردهتر برای حفاظت علمی، پژوهش مستمر، مدیریت یکپارچه، مشارکت مؤثر جوامع محلی و معرفی شایسته این میراث به جهان است.
مومنی در ادامه با اشاره به اینکه ثبت جهانی این پرونده میتواند نگاهها را از چند قلعه تاریخی به سرزمین تاریخی الموت تغییر دهد، گفت: شهرت یک دوره تاریخی نباید موجب نادیده گرفته شدن دیگر لایههای هویتی یک منطقه شود. بخش عمدهای از شهرت الموت با دوره اسماعیلیه و قلعههای آن گره خورده است، اما اگر روایت الموت را تنها به این دوره محدود کنیم، در حقیقت تاریخ این سرزمین را از میانه کتاب آغاز کردهایم.
وی تصریح کرد: الموت، پیش از آنکه به یکی از مهمترین کانونهای سیاسی و فکری جهان اسلام تبدیل شود، هزاران سال عرصه زیست، تجربه، سازگاری و آفرینش فرهنگی انسان بوده است. شواهد باستانشناسی نشان میدهد این منطقه از دورههای پیشاتاریخی، عصر مفرغ، عصر آهن، دوران تاریخی و اسلامی همواره محل استقرار و تداوم زندگی انسانی بوده است و همین استمرار، یکی از مهمترین ویژگیهای هویت تاریخی آن به شمار میآید.
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران با اشاره به پژوهشهای باستانشناسی انجامشده در منطقه افزود: بررسیهای علمی، شواهدی از حضور انسان در هزاره سوم پیش از میلاد را آشکار کرده است، هرچند این شواهد همچنان نیازمند مطالعات جامعتر هستند. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان درباره آن سخن گفت، استقرارهای عصر مفرغ و عصر آهن است که موضوع بخشی از پژوهشها و رساله دکتری اینجانب نیز بوده و برای نخستین بار تصویری روشنتر از جوامع این دورهها در الموت ارائه کرده است.
وی خاطرنشان کرد: اهمیت این یافتهها تنها در اثبات قدمت سکونت در الموت نیست، بلکه در شناخت شیوه زیست انسان در جغرافیایی است که در نگاه نخست دشوار به نظر میرسد، اما ساکنان آن طی هزاران سال توانستهاند با ارتفاع، اقلیم، منابع آب و ظرفیتهای محیطی سازگار شوند. قلعههای الموت نیز بر بستری از همین تجربه تاریخی شکل گرفتهاند و برای شناخت آنها، نخست باید خودِ الموت را شناخت.
مومنی با اشاره به رویکردهای جدید یونسکو در حوزه میراث جهانی گفت: امروز دیگر ارزش یک اثر تاریخی صرفاً در معماری آن خلاصه نمیشود، بلکه اثر باید در بستر طبیعی، تاریخی، اجتماعی و فرهنگی خود فهمیده شود. هر اثر بخشی از یک روایت بزرگتر است و بدون شناخت آن روایت، بخش مهمی از معنای خود را از دست میدهد.
وی افزود: ارزش الموت در شبکهای از ارتباطات میان طبیعت و انسان، گذشته و حال و همچنین میان میراث ملموس و میراث زنده نهفته است؛ میراثی که هنوز در فرهنگ، آیینها، دانش بومی، شیوههای کشاورزی، روایتهای محلی و حافظه جمعی مردم این منطقه جریان دارد.
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران با تأکید بر اهمیت میراث زنده تصریح کرد: اگر الموت را تنها در آثار تاریخی آن خلاصه کنیم، نیمی از هویت آن را نادیده گرفتهایم. شیوههای سنتی بهرهبرداری از منابع آب، نظامهای کشاورزی در زمینهای شیبدار، باغداری، معماری بومی، خوراک، روایتهای شفاهی، نامهای جغرافیایی و آیینهای محلی، همگی بخشی از میراث زنده این سرزمین هستند و همان رشتهای را تشکیل میدهند که گذشته را به امروز پیوند میدهد.
وی افزود: از منظر یونسکو نیز میراث زمانی معنا پیدا میکند که در زندگی مردم جریان داشته باشد. حفاظت از الموت تنها حفاظت از دیوارها و برجها نیست، بلکه حمایت از جامعهای است که هنوز حامل دانش، تجربه و هویت این سرزمین است. اهدای میراث پرآوازه قلعههای الموت به جهان، تنها حاصل نبوغ معماری نخستین معماران آن نیست، بلکه حاصل خرد نیاکان و جانفشانی آنان در حفاظت و پاسداری از این سرمایههای هویتی است.
مومنی در ادامه با اشاره به مسئولیتهای پس از ثبت جهانی اظهار کرد: ثبت جهانی هرگز پایان مسیر نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه از مسئولیتپذیری است. از آن پس، تعهد ما نسبت به حفاظت، شناخت، مدیریت و انتقال این میراث به نسلهای آینده عمیقتر خواهد شد.
وی نخستین مسئولیت را شناخت دقیقتر سرزمین الموت از طریق پژوهشهای میانرشتهای دانست و گفت: ظرفیتهای علمی بسیاری در حوزههای باستانشناسی، تاریخ، معماری، جغرافیا، محیطزیست، مردمشناسی و میراث زنده وجود دارد که باید مورد مطالعه قرار گیرد.
به گفته رئیس مرکز میراث ناملموس ایران، استقرار نظام مدیریت پایدار، مشارکت فعال جوامع محلی، ارتقای کیفیت روایت از الموت و توسعه گردشگری مسئولانه، از دیگر الزامات دوران پس از ثبت جهانی خواهد بود.
مومنی تأکید کرد: معرفی الموت نباید به چند تصویر از قلعهها محدود شود، بلکه باید تصویری جامع از پیشینه چند هزار ساله، میراث زنده، تنوع فرهنگی، ویژگیهای طبیعی و جایگاه تمدنی این سرزمین به جهانیان ارائه شود.
وی در پایان، پیام ثبت جهانی الموت را چنین بیان کرد: تمدنها، حاصل گفتوگوی طولانی انسان با سرزمیناند.
او افزود: الموت به ما میآموزد که تاریخ تنها در بناهای باشکوه خلاصه نمیشود، بلکه در لایههای پنهان زمین، حافظه مردم، دانش بومی، شیوههای زیستن، مسیرهای کهن، باغها، آب و کوهستان جاری است. ثبت جهانی، دعوتی است برای آنکه این روایت را با دقت، فروتنی و مسئولیت بیشتری بخوانیم؛ نه فقط برای شناخت بهتر گذشته، بلکه برای ساختن آیندهای که بر شانههای همین میراث استوار خواهد بود.
رئیس مرکز میراث ناملموس ایران ابراز امیدواری کرد که پس از ثبت جهانی، الموت تنها مقصدی برای بازدید از چند قلعه تاریخی نباشد، بلکه به مدرسهای برای شناخت رابطه انسان، طبیعت و فرهنگ تبدیل شود؛ سرزمینی که هر پژوهشگر، دانشجو و بازدیدکننده پس از ترک آن، درکی عمیقتر از مفهوم تداوم، هویت و مسئولیت نسبت به میراث مشترک بشری با خود به همراه داشته باشد.
انتهای پیام/
نظر شما