سودابه افشار، کارشناسارشد جامعهشناسی در یادداشتی نوشت: در دنیای پرمشغله امروز، مدیریتِ سرمایههای انسانی یکی از پیچیدهترین وظایف هر سازمان است.
یکی از مفاهیمی که این روزها زیاد درباره آن صحبت میشود، تابآوری است؛ اما شاید بد نباشد از زاویهای متفاوت به این موضوع نگاه کنیم: چگونه میتوانیم فضایی ایجاد کنیم که تابآوری کارکنان نه در مسیر تحمل فشارهای غیرضروری، بلکه در مسیر خلاقیت و بهرهوری بیشتر به کار گرفته شود؟ تابآوری در واقع ظرفیت هر فرد برای مدیریت چالشها است. اما برای اینکه این ظرفیت به شکوفایی برسد، نیاز به بستر حمایتی دارد.
زمانی که ساختارهایِ اداری به سمت شفافیت هرچه بیشتر حرکت میکنند، کارمندان احساس امنیت روانی بیشتری دارند. این امنیت، موتور اصلی انگیزه است. وقتی کارمند مطمئن باشد که معیارهای ارتقا و پاداشها شفاف و عادلانه است، همه انرژی فکری خود را بر بهبود عملکرد کاریاش متمرکز میکند؛ به عبارت دیگر، شفافیت ساختاری، بهترین ابزار برای جلوگیری از هدررفت سرمایههای فکری سازمان است.
یکی از ظرافتهای کار مدیریتی، مدیریت جریان اطلاعات است. گاهی در سازمانها، کانالهای غیررسمی به شکلی ناخواسته فعال میشوند که ممکن است تصمیمگیریهای کلان را تحت تأثیر قرار دهند. همه ما میدانیم که سازمان، موجودی زنده و در حالِ تکامل است و گاهی شنیدهها یا توصیههای غیررسمی ممکن است در کوتاهمدت راهگشا به نظر برسند؛ اما تجربه نشان داده است که تکیه بر ساز وکارهای رسمی و گفتوگوهای مستقیم، پایداری بیشتری برای مجموعه به ارمغان میآورد.
وقتی فضا به گونهای باشد که همه بتوانند حرف خود را بهطور رسمی و در بستری امن بزنند، نیاز به رفتارهای غیررسمی برای جلب نظر کاهش مییابد و این دقیقاً همان جایی است که فرهنگ «همکاری» جایگزین «سوءِظن» میشود. در واقع، هدف اصلی ما باید تقویت «هویت حرفهای» در سازمان باشد. هر کارمندی که در این مجموعه حضور دارد، بخشی از سرمایه ما است. وقتی تلاشهای متخصصان، بهطور شایسته دیده میشود و پیوند میان «تلاش» و «نتیجه» برای همه عیان است، یک همافزایی فوقالعاده شکل میگیرد.
حال در این فضا، تابآوری فردی به «تعهد سازمانی» تبدیل میشود؛ یعنی فرد نه به خاطر ضرورت، بلکه با اشتیاق برای رسیدن به اهداف مشترک مجموعه تلاش میکند. پیشنهاد این نوشتار، بازنگری هوشمندانه در برخی فرآیندها است. با ایجاد کانالهای بازخورد سازنده و تقویت شفافیت در تصمیمگیریها، میتوانیم از انباشت خستگیهای روانی جلوگیری کنیم.
این کار علاوه بر اینکه هزینههای خروج نیروهای متخصص را کاهش میدهد، سازمان را نیز به محیطی تبدیل میکند که در آن، هر فرد احساس میکند جایگاهش امن و تلاشش ارزشمند است.
در پایان، باید گفت که سازمان موفق، سازمانی است که در آن «تابآوری کارکنان» و «عدالت ساختاری» به موازات هم حرکت کنند. ما همه در یک کشتی نشستهایم و مقصد نهایی، موفقیت این مجموعه است. با کمی تغییر رویکرد و تکیه بر فرآیندهای شفافتر، میتوانیم از توانمندیهای نهفتهی تکتک اعضا، برایِ پروازِ بلندترِ این سازمان استفاده کنیم.
انتهای پیام/

نظر شما