حجتالاسلام والمسلمین سعید فخرزاده، پژوهشگر تاریخ در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا با تشریح ضرورتها و کارکردهای تاریخ شفاهی در سازمانها و نهادها، اظهار کرد: تجربههای سازمانی در گذشته عمدتا در قالب اسناد و مدارک اداری ثبت میشد و این اسناد پس از طی فرایندهای مربوط، بهعنوان منابع پژوهش تاریخی مورد استفاده قرار میگرفتند؛ با این حال، دسترسی پژوهشگران به این منابع همواره با محدودیتهای زمانی و اداری همراه بوده است.
او با اشاره به فاصله زمانی طولانی میان تولید اسناد و امکان بهرهبرداری پژوهشی از آنها افزود: در گذشته، دسترسی به اسناد و مدارک اداری معمولا مستلزم گذشت دستکم ۴۰ سال از زمان گردآوری آنها و خروج از چرخه بایگانی جاری بود؛ به این ترتیب، پژوهشگر برای مطالعه و بازخوانی عملکرد یک سازمان یا بررسی یک موضوع تاریخی، ناگزیر بود مدت طولانی در انتظار دسترسی به اسناد بماند. افزون بر این، بخش قابلتوجهی از اسناد و مدارکی که سازمانها در اختیار سازمان ثبت اسناد قرار دادهاند، همچنان در مرحله نگهداری و بایگانی باقی ماندهاند.
فخرزاده با بیان اینکه محدودیت دسترسی به اسناد اداری یکی از زمینههای شکلگیری و گسترش تاریخ شفاهی است، تصریح کرد: ضرورت تاریخ شفاهی تنها به دشواری دسترسی به اسناد مکتوب محدود نمیشود زیرا همه آنچه در جریان فعالیت یک سازمان رخ میدهد، در گزارشها و مکاتبات رسمی بازتاب پیدا نمیکند. اسناد اداری معمولا بخشی از اطلاعات، آمارها و گزارشهای کلی را ثبت میکنند، اما بسیاری از تجربههای فردی، شیوههای مواجهه با مسائل، فرایندهای تصمیمگیری و آموختههای حاصل از فعالیتهای اجرایی، در این اسناد انعکاس نمییابند.
او ادامه داد: تجربههای ارزشمند افراد، در صورت ثبتنشدن، ممکن است با درگذشت آنان یا مهاجرتشان برای همیشه از دسترس خارج شود. از همین رو، تاریخ شفاهی فرصتی برای ثبت و حفظ دانشی فراهم میکند که لزوما در اسناد رسمی وجود ندارد، اما در شناخت دقیقتر عملکرد سازمانها و تحلیل تجربههای مدیریتی و اجرایی آنها نقشی تعیینکننده دارد.
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر اهمیت سرمایه انسانی در سازمانها خاطرنشان کرد: امروزه سازمانها بیش از گذشته به نقش نیروی انسانی و تجربههای انباشته افراد توجه دارند. بر همین اساس، ضروری است تجربههای کسانی که در سازمانها نقشآفرین بودهاند و در شکلگیری تحولات و پیشبرد فعالیتها تأثیر گذاشتهاند، از طریق گفتوگوهای هدفمند ثبت و تدوین شود تا این تجربهها به منبعی از دانش و آگاهی برای نسلهای آینده تبدیل شوند.
تاریخ شفاهی؛ ابزاری برای تقویت ارتباط سازمانها با جامعه
فخرزاده در ادامه به یکی دیگر از کارکردهای تاریخ شفاهی اشاره کرد و گفت: هر سازمانی برای موفقیت به همراهی مردم نیاز دارد و این همراهی زمانی تقویت میشود که جامعه از اقدامات، تلاشها و دشواریهای پیش روی آن سازمان شناخت کافی داشته باشد.
او با اشاره به نمونه وزارت نیرو افزود: این وزارتخانه برای تعامل مؤثرتر با مردم باید بتواند تلاشها و فعالیتهای کارکنان خود را برای جامعه روایت کند. هنگامی که دشواریها، تجربهها و واقعیتهای فعالیت یک سازمان بهدرستی برای مردم تبیین نمیشود، نمیتوان انتظار داشت که جامعه نیز شناخت و همراهی لازم را با آن داشته باشد.
این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر اهمیت روایتگری در انتقال تجربههای سازمانی بیان کرد: بازگویی تاریخ یکی از روشهای تاریخنگاری است و تاریخ شفاهی میتواند با ثبت روایت افرادی که در متن رویدادها و تحولات حضور داشتهاند، زمینه شناخت بهتر تجربههای گذشته و انتقال آنها به مخاطبان را فراهم کند.
از مصاحبههای تاریخی تا پادکست؛ ضرورت بازآفرینی شیوههای روایتگری
فخرزاده با اشاره به ظرفیت فناوریهای نوین برای توسعه و انتشار محتوای تاریخ شفاهی اظهار کرد: میتوان از مصاحبههای چندساعته تاریخ شفاهی، پادکستهای موضوعی استخراج کرد و محتوای آنها را در قالب بخشهای کوتاهتر در فضای مجازی انتشار داد تا متناسب با علایق و نیازهای مخاطبان، امکان دسترسی گستردهتری به این روایتها فراهم شود.
او افزود: با توجه به سبک زندگی امروز و تحرک مستمر افراد، شنیدن پادکست به یکی از قالبهای قابلتوجه برای دریافت محتوا تبدیل شده است و میتواند زمینه ارتباط بیشتر مخاطبان با روایتهای تاریخی و تجربههای سازمانی را فراهم کند.
این پژوهشگر تاریخ، تعیین مخاطب هدف را از الزامات تولید محتوای موفق در این حوزه دانست و تصریح کرد: پادکستهای مبتنی بر تاریخ شفاهی باید با شناخت دقیق مخاطب و متناسب با نیازها و علایق او تهیه و تدوین شوند؛ بهگونهای که علاوه بر انتقال اطلاعات، جذابیت لازم برای حفظ ارتباط مخاطب و ترغیب او به دنبالکردن قسمتهای بعدی را داشته باشند.
ضرورت طراحی فرایند هدفمند برای تدوین تاریخ شفاهی
فخرزاده در پایان با تاکید بر اینکه اجرای طرحهای تاریخ شفاهی باید مبتنی بر برنامهریزی و فرایندی مشخص باشد، گفت: اگر سازمان یا مجموعهای قصد دارد در زمینه تاریخ شفاهی فعالیت کند، باید این کار را بر اساس یک فرایند مدون و هدفمند پیش ببرد. پیش از آغاز کار، لازم است مشخص شود که چه دادهها و تجربههایی قرار است به مخاطب منتقل شود، مخاطب هدف چه کسانی هستند و چگونه میتوان میان محتوای تولیدشده و نیازهای مخاطب ارتباط برقرار کرد.
او تاکید کرد: در چنین فرایندی، هدف از انتقال اطلاعات باید روشن و قابل تشخیص باشد و شیوه ارتباطگیری با مخاطب نیز از ابتدا مورد توجه قرار گیرد زیرا ثبت و گردآوری روایتها، زمانی میتواند به نتیجه مطلوب برسد که در چارچوب برنامهای مشخص، به تولید دانش، انتقال تجربه و برقراری ارتباط مؤثر با مخاطب منجر شود.
انتهای پیام/
نظر شما