هم‌زمانی میلاد امام علی(ع) و سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی؛ بازخوانی یک پیوند تاریخی ـ فرهنگی/ نسل جوان بازتفسیرکننده فعال گفتمان عدالت و مقاومت است

تقارن میلاد امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) با سالگرد شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، بازنمایی یک پیوند عمیق تاریخی، معرفتی و تمدنی است؛ پیوندی که در آن «ولایت» و «شهادت» نه به‌عنوان مفاهیمی انتزاعی، بلکه به‌مثابه مؤلفه‌هایی بنیادین در شکل‌گیری حافظه تاریخی و هویت جمعی ایرانیان، بار دیگر در کانون توجه افکار عمومی قرار می‌گیرند.

میراث‌آریا – مائده سادات میرفندرسکی: هر سال با فرارسیدن دی‌ماه، حافظه جمعی ایرانیان بار دیگر به روزهایی بازمی‌گردد که اندوه و بهت، فضای عمومی جامعه را درنوردید؛ روزهایی که خبر شهادت سرداری بزرگ، نه‌تنها یک فقدان ملی، بلکه زخمی عمیق در جان چند نسل بر جای گذاشت. صبح ۱۳ دی‌ماه، هنگامی که رسانه‌ها خبر شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی را مخابره کردند، غمی فراگیر مرزهای جناحی، فکری و حتی نسلی را پشت سر گذاشت و مردمانی از طیف‌ها و گرایش‌های مختلف، با «پای دل» در آیین بدرقه او حضور یافتند.

اکنون که شش سال از شهادت سردار دل‌ها و همراهانش می‌گذرد، تقویم شمسی امسال شاهد تلاقی معناداری است؛ هم‌زمانی میلاد امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) با سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی. تلاقی‌ای که در بطن خود حامل معناهایی ژرف، چندلایه و قابل تأمل است؛ پیوندی میان سنت دینی عدالت‌محور و تجربه تاریخی مقاومت فعال در جهان معاصر.

در همین زمینه، مهدی شکیبایی، کارشناس ارشد رسانه و مسائل غرب آسیا، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا، این هم‌زمانی را فراتر از یک تصادف تقویمی دانست و گفت: هم‌زمانی ولادت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) به‌عنوان نماد عدالت، حکومت الهی و مسئولیت‌پذیری تاریخی، با سالگرد شهادت سرداری که در گفتمان انقلاب اسلامی نماد مقاومت فعال تلقی می‌شود، بازخوانی یک خط ممتد تاریخی است. در این تقارن، جامعه ایرانی با این پیام بنیادین مواجه می‌شود که امامت، بدون پرداخت هزینه تاریخی و شهادت، به تحقق عینی نمی‌رسد و شهادت نیز بدون اتصال به منظومه امامت، به کنشی فردی تقلیل می‌یابد.

او با تأکید بر بازتولید «گفتمان عدالت مسئولانه» در این تقارن افزود: امام علی(ع) در سطح حکومت و حاج قاسم سلیمانی در سطح میدان و ژئوپلیتیک، نمایندگان یک منطق مشترک‌اند؛ منطقی که عدالت را نه در سطح شعار، بلکه در عرصه عمل، مسئولیت‌پذیری و هزینه‌پردازی معنا می‌کند. این هم‌زمانی به جامعه یادآوری می‌کند که الگوی شیعی، صرفاً مجموعه‌ای از توصیه‌های اخلاقی فردی نیست، بلکه پروژه‌ای تمدنی با ابعاد اجتماعی، سیاسی و تاریخی است.

شکیبایی درباره چگونگی تقویت گفتمان «امامت و شهادت» در جامعه ایران تصریح کرد: در خوانش رسمی جمهوری اسلامی، سردار سلیمانی نه به‌عنوان یک فرمانده نظامی صرف، بلکه به‌مثابه تیپ شخصیتی الهام‌گرفته از سلوک علوی در عصر مدرن بازنمایی می‌شود. این بازنمایی بر محورهایی همچون ترکیب قدرت و اخلاق، مسئولیت فراتر از مرزهای جغرافیایی و زیست ساده و به‌دور از اشرافیت استوار است. همان‌گونه که امیرالمؤمنین(ع) قدرت را با تقوا همراه می‌کرد، سلیمانی نیز توان نظامی را در خدمت اهداف اخلاقی و انسانی تعریف می‌کرد.

او ادامه داد: امیرالمؤمنین(ع) خود را مسئول انسان می‌دانست، نه محدود به قوم یا مرز جغرافیایی؛ حاج قاسم نیز مفهوم مقاومت را به جغرافیای خاصی محدود نکرد. در کنار این‌ها، تاکید بر ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافیت، یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال نمادین میان این دو چهره تاریخی است. در این چارچوب، سردار سلیمانی به‌مثابه شاگرد مکتب علوی در تاریخ معاصر معرفی می‌شود.

این فعال رسانه‌ای درباره واکنش‌های اجتماعی به این تقارن گفت: در میان علما و نخبگان دینی، این هم‌زمانی بیشتر به‌عنوان فرصتی برای تبیین پیوند نظری میان امامت و مقاومت مورد توجه قرار گرفته است. در سطح عمومی جامعه نیز، این تلاقی واجد بُعدی هویتی و احساسی بوده و نوعی احساس تداوم تاریخی و معنوی را تقویت کرده است؛ اینکه مسیر عدالت‌خواهی علوی همچنان زنده و دارای مصداق است. در فضای عمومی و شبکه‌های اجتماعی نیز خوانش‌های متنوعی از این هم‌زمانی شکل گرفته که خود نشان‌دهنده ورود موضوع به سطح گفت‌وگوی اجتماعی است.

شکیبایی در پاسخ به این پرسش که آیا این تقارن به کنش اجتماعی عینی منجر شده است، بیان کرد: اگر این پیوند صرفاً در سطح نمادین باقی بماند، کارکردی محدود خواهد داشت؛ اما شواهد نشان می‌دهد که در مواردی به کنش اجتماعی واقعی منجر شده است؛ از افزایش مشارکت در آیین‌های مذهبی و فرهنگی گرفته تا بازتولید الگوهای کنشگری اجتماعی با الهام از مسئولیت‌پذیری علوی و شجاعت سلیمانی. در این فرآیند، مفهوم شهادت از یک رخداد تاریخی، به الگویی برای انتخاب اخلاقی در زندگی روزمره ترجمه شده است.

رییس فرهنگسرای رسانه، درباره آینده این پیوند فرهنگی و نسبت آن با الگوآفرینی اجتماعی گفت: اگر این پیوند صرفاً به روایت‌های دور از دسترس محدود شود، ممکن است با چالش‌هایی در حوزه کارکرد اجتماعی مواجه شود؛ اما در صورت مدیریت هوشمندانه، ظرفیت آن را دارد که به الگوآفرینی زنده و قابل فهم برای جامعه امروز بینجامد؛ الگویی از انسانی مسئول، شجاع، اخلاق‌مدار و زمان‌شناس. آینده این پیوند، وابسته به عمق‌بخشی گفتمانی، صداقت روایی و حفظ اصالت مفهومی آن است.

او در پایان با تاکید بر نقش نسل جوان خاطرنشان کرد: نسل جوان مخاطب منفعل این گفتمان نیست، بلکه بازتفسیرکننده فعال آن است. جوانان امروز برای ارتباط با امام علی(ع) و مفاهیم عدالت و مسئولیت، بیش از هر چیز به روایت‌های واقعی، انسانی و قابل لمس نیاز دارند. اگر پرسش‌هایی مانند «عدالت علوی امروز چه هزینه‌ای دارد؟» و «مقاومت در زندگی روزمره چگونه معنا می‌شود؟» به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد، این پیوند نه‌تنها فرسوده نخواهد شد، بلکه می‌تواند به سرمایه‌ای پایدار برای هویت فرهنگی و اجتماعی ایرانیان بدل شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1404101300823
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha