رضا تربتی فعال گردشگری در یادداشتی نوشت: تصور کنید نه با چمدان، بلکه با کمدی پر از لباسهای مختلف سفر میکنید. نه برای دیدن منظرهها، بلکه برای پوشیدنشان. اینجا مقصد، یک جغرافیا نیست؛ یک هویت است. این، دنیای شگفتانگیز «گردشگری لباس» است؛ سفری که در آن، پارچهها سخن میگویند، سوزنها داستان میدوزند و تو گویی با پوشیدن یک لباس محلی، برای لحظاتی در پوست مردمانی دیگر میخزی. از کیمونوی ابریشمی کیوتو تا قبای پشمین بربرها در کوههای اطلس، از ساری رنگارنگ زنان هندی تا پونچوی مکزیکی؛ اینجا، لباس، ویزای شما برای ورود به عمیقترین لایههای یک فرهنگ است. سفر همیشه درباره «دیدن» نبوده است. گاهی درباره «حس کردن» است. و چه حسی میتواند عمیقتر از حس کردن وزن ابریشم بر شانههایتان، بوی چرم دباغیشده به روش سنتی، یا صدای جیرجیر کفشهای چوبی روی سنگفرشهای یک روستای قدیمی باشد؟
اینجاست که مفهوم «گردشگری لباس» (Fashion Tourism یا Clothing Tourism) متولد میشود. این شاخهای نوپا و پویا از گردشگری تجربی است که در آن، لباس و پوشاک محلی، نه به عنوان یک سوغات، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای درک فرهنگ، تاریخ و روحیه یک سرزمین عمل میکند.
این سفر، فراتر از خرید یک تیشرت از برج ایفل است. این درباره زندگی کردن در قالب یک «دیگری» فرهنگی است. وقتی یک «هانبوک» کرهای میپوشید و در قصر گیونگ بوک گون سئول قدم میزنید، تنها یک توریست عکسگرفته نیستید؛ برای لحظاتی، بخشی از تاریخ امپراتوری چوسون میشوید. وقتی در اسکاتلند یک کیلت (دامن مردانه اسکاتلندی) به تن میکنید، تنها یک پارچه طرحدار نمیپوشید؛ نمادهای قبیلهای، تاریخ مبارزات و غرور یک ملت را بر دوش میکشید.
چرا گردشگری لباس اینقدر جذاب است؟
۱. فراتر از سطح:
توریست معمولی به یک موزه میرود و به مجسمهها نگاه میکند. توریست لباس، به موزه میرود و سپس به یک کارگاه میرود تا ببیند آن پارچه چگونه بافته، چگونه رنگآمیزی و چگونه دوخته میشود. او به دنبال «چگونگی» و «چرایی» است. چرا رنگ قرمز در لباس عروس هندی اینقدر مهم است؟ (نماد شگون، عشق و تبارداری). چرا لباسهای سنتی مردان عشایر ایران گشاد و پرچین است؟ (به دلیل اقلیم گرم و خشک و نیاز به تهویه هوا). این پرسشها، دروازهای به سوی انسانشناسی، اقلیمشناسی و باورهای مذهبی میگشاید.
۲. تجربهای کاملاً شخصی و اینستاگرامی:
در عصر رسانههای اجتماعی، مسافران به دنبال محتوای منحصربهفرد هستند. عکس شما با یک لباس سنتی رنگارنگ در مکانی تاریخی، بسیار گیراتر و داستانپردازانهتر از یک سلفی ساده است. این نوع سفر، محتوایی غنی، آموزنده و بصری خلق میکند که مخاطب را مجذوب خود میکند.
۳. احیای صنایع دستی و اقتصاد محلی:
این نوع گردشگری، مستقیماً به نفع صنعتگران محلی، بافندگان، رنگرزان و خیاطان سنتی است. وقتی یک گردشگر حاضر است برای یک «پونچو»ی دستباف پرویی هزینه کند، نه تنها یک سوغات خریده، بلکه از یک خانواده هنرمند حمایت کرده و انگیزه آنان را برای ادامه این حرفه سنتی افزایش داده است.
مقاصد رویایی برای یک توریست لباس:
بیایید به چند مقصد برجسته سفر کنیم و ببینیم چگونه میتوانیم جهان را از طریق لباسهایشان کشف کنیم.
۱. ژاپن: زیباییشناسی در چند لایه
سفر به ژاپن بدون تجربه پوشیدن کیمونو، مانند سفر به رم بدون دیدن کلوسئوم است. کیمونو تنها یک لباس نیست؛ یک اثر هنری متحرک است.
کیوتو: پایتخت فرهنگی ژاپن، بهترین مکان برای این تجربه است. در محلهی تاریخی گیون، میتوانید یک کیمونوی ابریشمی اصیل اجاره کنید. فرآیند پوشیدن خودش یک مراسم است: ابتدا ناگاجوبان (لباس زیر)، سپس کیمونو، پس از آن ابی (کمربند پهن و سفت) و در نهایت زیورآلات. وقتی با کیمونو و پاپوشهای گتا (کفش چوبی) در خیابانهای سنگفرششده قدم میزنید، درک بهتری از حرکات موزون و آرام گیشاها پیدا خواهید کرد. شما مجبورید صاف بایستید، آهسته راه بروید و با وقار رفتار کنید. کیمونو به شما میآموزد که زیبایی در قید و بند است.
۲. هند: انفجار رنگ و معنا
هندوستان یک گالری هنری زنده از منسوجات است. هر منطقه، هر ایالت و حتی هر روستا، سبک و طرح مخصوص به خود را دارد.
راجستان: در شهر آبی جودپور یا صورتی جیپور، میتوانید یک «ساری» ابریشمی رنگارنگ بپوشید. ساری، معمولاً ۶ متر پارچه است که به شیوهای خاص دور بدن پیچیده میشود. پوشیدن آن نیاز به مهارت دارد. اما وقتی آن را میپوشید، احساس میکنید یک ملکه یا یک الهه باستانی هستید. نقشونگارهای پرکار، آینهدوزیها و رنگهای درخشان ساری، بیانگر شادی، زندگی و تنوع فرهنگی بینظیر این سرزمین است.
تجربه تور بافت: در روستاهای کوچک، میتوانید در کارگاههای بافت سنتی حاضر شوید و ببینید چگونه پنبه را به نخ و نخ را به پارچهای زیبا تبدیل میکنند. حتی میتوانید در رنگرزی با مواد طبیعی مانند زردچوبه، حنا و نیل مشارکت کنید.
۳. کشورهای عربی: شکوه باد
لباسهای سنتی خاورمیانه، هوشمندانه برای تطابق با آبوهوای سخت طراحی شدهاند.
امارات متحده عربی/عمان: پوشیدن یک «دشداشه» سفید (برای مردان) یا یک «عبایه» سیاه (برای زنان) تجربهای است که غرور و اصالت را به شما منتقل میکند. دشداش، با پارچه نخی سبک، بدن را در برابر گرمای طاقتفرسا خنک نگه میدارد. پوشیدن آن و قدم زدن در بازارهای سنتی دبی یا مسقط، به شما حس تعلق به فرهنگ مهماننواز عربی را میدهد. حتی میتوانید یک «کُل» (حلقهای که دشداش را روی سر ثابت میکند) و یک «عقال» (حلقه سیاه روی کل) را امتحان کنید تا ظاهری کاملاً اصیل پیدا کنید.
۴. پرو و بولیوی: جادوی آند
در ارتفاعات کوههای آند، لباس تنها پوشش نیست؛ یک زبان است.
کوسکو (پرو): زنان بومی کچوا و آیمارا، «پولورا» (دامنهای چندلایه) و «بومبر» (پانچوهای رنگارنگ) میپوشند. هر روستا، طرح و رنگ مخصوص به خود را دارد، بنابراین میتوان از روی لباس، محل زندگی فرد را تشخیص داد. کلاههای نمدی و دستدوزیهای پیچیده، داستانهایی از اساطیر، طبیعت و تاریخ را روایت میکنند. پوشیدن یک پونچوی دستباف پشمی در هوای سرد ماچو پیچو، نه تنها شما را گرم میکند، بلکه شما را به طور نمادین به مردمانی که قرنها در این سرزمین زندگی کردهاند، پیوند میزند.
۵. اروپای مرکزی: میراث فاخر
باواریا (آلمان): در جشنواره معروف اکتبرفست، پوشیدن یک «دیرندل» (لباس زنانه با پیشبند) یا «لودن» (شلوار چرمی مردانه) بخشی از سرگرمی است. این لباسها که ریشه در زندگی روستایی دارند، امروزه نماد شادی، رفاقت و فرهنگ بایرنی شدهاند.
هلند: در روستاهای کوچکی مانند وولندام یا مارکن، میتوانید کفشهای چوبی معروف (Klompen) را بپوشید و یک لباس سنلی هلندی با کلاه مخصوص به سر کنید. این تجربه، شما را به قرنها قبل، زمانی که این لباسها، کارکرد روزمره داشتند، میبرد.
گردشگری لباس در ایران: گنجینهای پنهان
ایران با تنوع قومی و فرهنگی بینظیرش، بهشت یک توریست لباس است. هر گوشه از این سرزمین، یک دنیای رنگی و بافت متمایز دارد.
کردستان: پوشیدن یک لباس زنانه کردی با دامنهای چیندار رنگارنگ و سربندهای منجوقدوزی شده، تنها پوشیدن یک لباس نیست؛ پوشیدن نماد رشادت، آزادگی و شادی است. شما میتوانید در یک مراسم عروسی محلی شرکت کنید و در رقص محلی با این لباسها غرق شوید.
سیستان و بلوچستان: لباسهای بلوچ، شاهکارهایی از سوزندوزی هستند. نقشهای پیچیده که اغلب قرمز، نارنجی و سبز هستند، با دقت و حوصله دوخته میشوند. پوشیدن یک «پیراهن بلوچی» و قدم زدن در کنار ارگ بم، تجربهای عرفانی و فراموشنشدنی است.
لرستان: لباسهای محلی لری، با دامنهای پرچین و کلاههای زنانه مخصوص، بیانگر زندگی عشایری و پیوند عمیق با طبیعت است.
تورهای بافت فرش: حتی میتوان این مفهوم را گسترش داد. شرکت در یک تور که در آن مسافران به یک روستا میروند و فرآیند کامل بافت یک فرش ایرانی، از رنگرزی پشم تا بافت گرهای، را از نزدیک میبینند و حتی در بخشی از آن مشارکت میکنند، خود نوعی گردشگری لباس در مقیاس بزرگتر (پوشش زمین) است.
چگونه یک توریست لباس مسئولیتپذیر باشیم؟
این نوع سفر، با فرهنگ بومی پیوند عمیقی دارد، بنابراین رعایت ادب و احترام ضروری است:
قبل از پوشیدن یک لباس، درباره معنای نمادین آن، زمان و مکان مناسب برای پوشش آن تحقیق کنید. برخی لباسها برای مراسم مذهبی یا خاص هستند.
به دنبال منابع معتبر باشید: لباسها را از فروشگاهها یا افراد محلی که به فرهنگ خود احترام میگذارند، اجاره یا خریداری کنید، نه از فروشگاههای توریستی بیهویت.
احترام بگذارید، نه تمسخر: هدف، تجربه و درک است، نه مسخره کردن یا کلیشهسازی. با لباس با وقار رفتار کنید.
اجازه بگیرید: همیشه قبل از عکسگرفتن از افراد محلی با لباس سنتی، از آنان اجازه بگیرید.
نتیجهگیری:
گردشگری لباس، عمیقترین و انسانیترین شکل سفر است. این سفر، مرز بین «ناظر» و «مشارکتکننده» را از بین میبرد. وقتی لباس یک فرهنگ را میپوشید، در حال گفتوگوی غیرکلامی با آن فرهنگ هستید. شما به آنان میگویید: «من برای سنتهایتان ارزش قائلم، میخواهم شما را درک کنم و برای لحظاتی کوتاه، بخشی از داستان شما باشم.» در نهایت، این نوع سفر به ما یادآوری میکند که در زیر تمام تفاوتهای ظاهری، پارچه مشترک انسانیت، بافته شده از عشق به زیبایی، هویت و داستانسرایی، همه ما را به هم پیوند میزند. پس در سفر بعدی، چمدانتان را سبک کنید و دلتان را برای پذیرش یک هویت جدید باز بگذارید. جهان را بپوشید و بگذارید جهان، شما را بپوشاند.
انتهای پیام/

نظر شما