نقش صنایع‌دستی در هویت محلی

صنایع‌دستی را می‌توان یکی از عمیق‌ترین و ماندگارترین جلوه‌های هویت محلی هر سرزمین دانست؛ جلوه‌ای که در آن تاریخ، فرهنگ، معیشت و زیست‌بوم یک جامعه به شکلی عینی و قابل لمس تجلی می‌یابد.

حسین خانی کارشناس صنایع دستی استان کرمانشاه دریادداشتی نوشت: برخلاف بسیاری از مظاهر فرهنگی که در قالب متن، آیین یا روایت شفاهی منتقل می‌شوند، صنایع‌دستی هویت را در قالب «شیء» و «کارکرد» بازنمایی می‌کند و به همین دلیل تأثیر آن بر حافظه جمعی و احساس تعلق اجتماعی بسیار عمیق‌تر است.

در وهله نخست، صنایع‌دستی بازتاب‌دهنده تاریخ و پیشینه فرهنگی هر منطقه است. نقوش، رنگ‌ها، مواد اولیه و تکنیک‌های تولید، همگی حاصل قرن‌ها تجربه زیسته و سازگاری انسان با محیط پیرامون خود هستند. برای مثال، نوع بافت در یک قالی، شکل سفال یا تزئینات فلزی، تنها حاصل ذوق فردی هنرمند نیست، بلکه نتیجه یک فرآیند تاریخی طولانی است که باورها، اسطوره‌ها و نظام ارزشی یک جامعه را در خود نهفته دارد. به این ترتیب، هر اثر صنایع‌دستی به سندی زنده از تاریخ محلی تبدیل می‌شود که بدون نیاز به واژه، روایت‌گر هویت است.

صنایع‌دستی همچنین نقشی اساسی در شکل‌گیری و تقویت حس تعلق مکانی ایفا می‌کند. زمانی که یک جامعه، محصولی را به‌عنوان نماد منطقه خود می‌شناسد، پیوندی عاطفی میان مردم و سرزمین‌شان ایجاد می‌شود. این حس تعلق، به‌ویژه در جوامع روستایی و عشایری، بسیار پررنگ است؛ جایی که صنایع‌دستی نه‌تنها یک فعالیت اقتصادی، بلکه بخشی از زندگی روزمره، آیین‌ها و روابط اجتماعی محسوب می‌شود. از این منظر، تضعیف صنایع‌دستی می‌تواند به تضعیف پیوند انسان با مکان و در نهایت به فرسایش هویت محلی منجر شود.

از بعد اجتماعی، صنایع‌دستی بستری برای انتقال دانش بومی و ارزش‌های فرهنگی میان نسل‌هاست. مهارت‌های مرتبط با صنایع‌دستی غالباً به‌صورت سینه‌به‌سینه و در چارچوب خانواده یا جامعه محلی منتقل می‌شوند. در این فرآیند، تنها یک مهارت فنی آموزش داده نمی‌شود، بلکه مفاهیمی چون صبر، دقت، خلاقیت، همکاری و احترام به طبیعت نیز بازتولید می‌گردد. بنابراین، صنایع‌دستی را می‌توان یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ سرمایه اجتماعی و فرهنگی جوامع محلی دانست.

در بعد اقتصادی، صنایع‌دستی می‌تواند به عاملی برای هویت‌سازی منطقه‌ای تبدیل شود. هنگامی که یک منطقه با یک یا چند رشته خاص صنایع‌دستی شناخته می‌شود، این محصولات به نشان هویتی آن منطقه بدل می‌گردند. این موضوع به‌ویژه در پیوند با گردشگری فرهنگی اهمیت دوچندان دارد. گردشگران به‌دنبال تجربه‌های اصیل و منحصربه‌فرد هستند و صنایع‌دستی بومی می‌تواند این تمایز را به‌خوبی نمایان سازد. در چنین شرایطی، صنایع‌دستی نه‌تنها هویت محلی را حفظ می‌کند، بلکه آن را به منبع درآمد و توسعه پایدار تبدیل می‌سازد.

در عصر جهانی‌شدن، صنایع‌دستی نقش مهمی در مقاومت فرهنگی ایفا می‌کند. گسترش تولید انبوه و کالاهای یکسان، موجب کمرنگ شدن تفاوت‌های فرهنگی و محلی شده است. در این میان، صنایع‌دستی به‌عنوان نماد تنوع فرهنگی، در برابر یکسان‌سازی فرهنگی ایستادگی می‌کند. هر کارگاه فعال صنایع‌دستی، در واقع سنگری برای حفظ هویت محلی و تنوع فرهنگی است و تعطیلی آن، تنها از بین رفتن یک شغل نیست، بلکه به‌معنای حذف بخشی از حافظه فرهنگی جامعه است.

در نهایت، صنایع‌دستی را باید پلی میان گذشته، حال و آینده دانست. حفظ و تقویت این بخش، تنها به معنای حمایت از هنرمندان نیست، بلکه سرمایه‌گذاری بر هویت، انسجام اجتماعی و پایداری فرهنگی است. اگر سیاست‌های توسعه محلی بتوانند صنایع‌دستی را به‌عنوان یک عنصر هویتی و نه صرفاً یک فعالیت اقتصادی در نظر بگیرند، آنگاه می‌توان امیدوار بود که هویت‌های محلی در برابر چالش‌های اقتصادی و فرهنگی معاصر، زنده و پویا باقی بمانند.

انتهای پیام/

کد خبر 1404110500160
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha