حسین ایزدی مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مازندران در یادداشتی نوشت؛ صنعت گردشگری ایران در سالهای اخیر روزهای دشواری را پشت سر گذاشته است. فشارهای اقتصادی، کاهش سفرهای داخلی و خارجی، تعطیلی یا نیمهفعال بودن تأسیسات گردشگری و آسیب دیدن زنجیرهای از مشاغل وابسته، همگی این صنعت را به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای اقتصاد کشور تبدیل کردهاند. در چنین شرایطی، تعویق یا لغو رویدادهای مهمی مانند نمایشگاه گردشگری، اگرچه ممکن است اجتنابناپذیر باشد، اما به معنای توقف جریان برنامهریزی و بیتوجهی به فرصتهای جایگزین تلقی نمیشود.
در این میان، نوروز به عنوان بزرگترین رویداد فرهنگی و اجتماعی ایرانیان، ظرفیتی بیبدیل برای احیای گردشگری محسوب میشود. نوروز تنها یک تعطیلی چندروزه نیست؛ بلکه یک جریان فرهنگی ریشهدار است که هر سال میلیونها ایرانی را به سفر ترغیب میکند. این ویژگی منحصر بهفرد، نوروز را به مهمترین بزنگاه برای جبران بخشی از خسارتهای واردشده به صنعت گردشگری تبدیل کرده است.
بسیاری از فعالان این حوزه در ماههای گذشته، با حداقل امکانات و گاه با «چنگ و دندان»، مجموعههای خود را سرپا نگه داشتهاند. هتلها، اقامتگاههای بومگردی، دفاتر خدمات مسافرتی و راهنمایان گردشگری، همگی چشمانتظار دورهای هستند که دوباره جریان سفر جان بگیرد. نوروز میتواند همان نقطه آغاز باشد؛ فرصتی که اگر بهدرستی مدیریت شود، نهتنها به احیای اقتصادی این بخش کمک میکند، بلکه امید را به بدنه خسته صنعت بازمیگرداند.
واقعیت این است که آینده گردشگری برای اقتصاد ایران اهمیتی فراتر از یک بخش خدماتی دارد. گردشگری پیشران اشتغال، توسعه متوازن منطقهای و معرفی تصویر واقعی ایران به جهان است. کشوری با پیشینه تاریخی چند هزارساله، تنوع اقلیمی کمنظیر و فرهنگی غنی، نمیتواند از این ظرفیت عظیم غافل بماند. آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، تغییر رویکرد از گفتار به کردار است؛ از تأکیدهای تکراری بر اهمیت گردشگری به اقدامهای اجرایی، هدفمند و خلاقانه.
نمایشگاه گردشگری تهران، بدون تردید یکی از مهمترین بسترهای معرفی ظرفیتهای این صنعت بود و تعویق آن یک فرصت از دسترفته به شمار میآید. با این حال، نباید در حسرت آن متوقف ماند. اکنون زمان آن است که به طراحی و برگزاری رویدادهایی متفاوتتر، باشکوهتر و اثربخشتر در آیندهای نزدیک فکر کنیم؛ رویدادهایی که در آن نقش بخش خصوصی پررنگتر از گذشته باشد و ایدههای نو، جای کلیشهها را بگیرد.
حضور فعال بخش خصوصی میتواند جان تازهای به رویدادهای گردشگری ببخشد. استارتاپها، فعالان صنایع خلاق، هنرمندان صنایع دستی و مجموعههای نوآور، هر یک میتوانند با ارائه ایدههای جذاب، تجربهای تازه از معرفی گردشگری ایران خلق کنند. نمایشگاهها و رویدادها زمانی موفق خواهند بود که از حالت ویترینی خارج شوند و به فضایی برای تعامل، روایتگری و تجربه تبدیل شوند.
در کنار این رویدادها، تولید محتوای هدفمند برای گردشگری نوروزی اهمیتی دوچندان دارد. محتوایی که نهتنها مقاصد شناختهشده، بلکه ظرفیتهای کمتر دیدهشده ایران را معرفی کند.
محتوای گردشگری باید روایتمحور باشد؛ روایتی از تاریخ و فرهنگ ایران، از هنر دست هنرمندان صنایع دستی، از سبک زندگی اقوام مختلف و از طبیعت بینظیر این سرزمین. ایران، کشوری است که در هر گوشه آن داستانی نهفته است و گردشگری میتواند زبان روایت این داستانها باشد. معرفی این ظرفیتها، نهتنها برای گردشگران داخلی، بلکه برای مخاطبان خارجی نیز ضروری است؛ مخاطبانی که شناختشان از ایران اغلب محدود و کلیشهای است.
نباید فراموش کرد که ایران در طول تاریخ، بحرانهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. از فراز و نشیبهای سیاسی و اقتصادی تا چالشهای اجتماعی، همواره این مردم بودهاند که با ایستادگی و همبستگی، مسیر عبور از بحران را هموار کردهاند. امروز نیز گردشگری میتواند یکی از ابزارهای عبور از شرایط سخت باشد؛ صنعتی که بر پایه امید، حرکت و تعامل بنا شده است.
آنچه در نهایت باقی میماند، نه تعویق یک نمایشگاه یا لغو یک رویداد، بلکه اقدامهایی است که برای ساختن فردا انجام میدهیم. اگر امروز با نگاه واقعبینانه و در عین حال خلاقانه به گردشگری بنگریم، میتوانیم از دل محدودیتها، فرصت بسازیم. نوروز در راه است و با آن، امکان آغاز دوباره. فردا، اگر درست تصمیم بگیریم و درست عمل کنیم، بیتردید از آنِ ایران خواهد بود.
انتهای پیام/
نظر شما