کندوله، روستایی که تاریخ، فرهنگ، آیین و طبیعت را یکجا به گردشگر هدیه می‌دهد

در دل کوه‌های سرسبز دینور، روستایی آرمیده که بوی انگورهای رسیده‌اش با نوای هورامی و رنگ لباس‌های کردی در هم می‌آمیزد؛ کندوله، روستایی که تاریخ، فرهنگ، آیین و طبیعت را یکجا به گردشگر هدیه می‌دهد و تجربه‌ای می‌سازد که نه‌تنها دیدنی، بلکه ماندنی است.

میلاد عطایی فعال رسانه ای استان کرمانشاه در یادداشتی نوشت: سفر به کندوله، سفر به یک جغرافیا نیست؛ سفر به یک حس است. حسی که از همان پیچ‌وخم جاده‌های کوهستانی بخش دینور آغاز می‌شود و با نخستین تصویر از خانه‌های گلی و باغ‌های گسترده انگور، آرام‌آرام در جان آدمی می‌نشیند. اینجا، زمان با شتاب شهر بیگانه است؛ همه‌چیز با طمأنینه پیش می‌رود، درست مثل خوشه‌های انگوری که زیر آفتاب شهریور، آرام و صبور به شیرینی می‌رسند.
کندوله، روستای هدف گردشگری استان کرمانشاه، بیش از آنکه یک مقصد باشد، یک روایت زنده است؛ روایتی از همزیستی انسان، طبیعت و فرهنگ. بافت تاریخی ثبت‌ملی‌شده این روستا، با کوچه‌ها و خانه‌های گلی، گواه قرن‌ها زندگی و استمرار است.
اما کندوله فقط به گذشته تعلق ندارد؛ این روستا امروز هم زنده و پویاست. وجود چهار اقامتگاه بوم‌گردی «زَران»، «نوباغه»، «سرای الماس‌خان» و «آرتین» فرصتی فراهم کرده تا گردشگران نه‌تنها کندوله را ببینند، بلکه آن را زندگی کنند. اقامت در این خانه‌ها، یعنی بیدار شدن با بوی نان تازه، نوشیدن چای در ایوانی رو به کوهستان و شنیدن صدای زندگی که بی‌هیاهو جریان دارد.
کندوله را بسیاری با انگورهایش می‌شناسند. تاکستان‌هایی که همچون فرشی سبز دامنه روستا را پوشانده‌اند و محصولشان از مرغوب‌ترین انگورهای منطقه است. اینجا، انگور فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ بخشی از هویت روستاست. هر ساله جشنواره انگور کندوله برگزار می‌شود؛ جشنی که طعم و رنگ و موسیقی را در هم می‌آمیزد. در این روزها، روستا جان تازه‌ای می‌گیرد؛ صدای خنده، موسیقی محلی و شور مردم، کندوله را به صحنه‌ای زنده از فرهنگ تبدیل می‌کند.
اما آنچه کندوله را از بسیاری از روستاهای دیگر متمایز می‌کند، روح فرهنگی خاص آن است. مردم این روستا به زبان کردی هورامی سخن می‌گویند؛ زبانی که خود، میراثی کهن و ارزشمند است.
این تمایز فرهنگی، در پوشش مردم نیز دیده می‌شود. زنان کندوله با لباس‌های محلی کردی، از پارچه‌های رنگارنگ و چشم‌نواز، همچون گل‌هایی متحرک در کوچه‌های روستا دیده می‌شوند. رنگ‌هایی که نه‌تنها زیبایی، بلکه هویت را فریاد می‌زنند. این پوشش‌ها فقط لباس نیستند؛ روایتگر فرهنگی هستند که هنوز زنده است و با افتخار حفظ می‌شود.
آیین‌ها نیز در کندوله جایگاه ویژه‌ای دارند. تعزیه این روستا، که به ثبت ملی رسیده، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های فرهنگی آن است. تعزیه در کندوله، فقط یک مراسم نیست؛ یک تجربه عاطفی و معنوی است که مردم با تمام وجود در آن حضور دارند. این آیین، پیوندی میان نسل‌ها ایجاد کرده و بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مردم است.
چشم‌انداز کوه‌ها، باغ‌ها و آسمانی که شب‌هایش پر از ستاره است. اینجا، طبیعت هنوز بکر است و هنوز می‌توان صدای واقعی سکوت را شنید.
شاید راز ماندگاری کندوله، همین ترکیب بی‌نقص باشد؛ ترکیب تاریخ، فرهنگ، آیین و طبیعت. گردشگری که به کندوله می‌آید، فقط بازدیدکننده نیست؛ او بخشی از این روایت می‌شود. صبح‌ها با صدای خروس بیدار می‌شود، در کوچه‌های روستا قدم می‌زند، با مردم محلی هم‌صحبت می‌شود و عصرها در میان تاکستان‌ها، غروب را تماشا می‌کند.
کندوله، روستایی است که گردشگر را دعوت می‌کند به مکث؛ به دیدن، به شنیدن و به حس کردن. اینجا، عجله معنایی ندارد. هر لحظه، فرصتی است برای کشف زیبایی؛ زیبایی‌ای که در لبخند مردم، در رنگ لباس‌ها، در طعم انگور و در سکوت کوه‌ها جاری است.
در روزگاری که بسیاری از مقاصد گردشگری، هویت خود را در هیاهوی توسعه از دست داده‌اند، کندوله هنوز اصالت خود را حفظ کرده است. این روستا نشان می‌دهد که توسعه، وقتی با احترام به فرهنگ و طبیعت همراه باشد، می‌تواند نه‌تنها تهدید، بلکه فرصتی برای ماندگاری باشد.
کندوله، فقط یک روستا نیست؛ یک تجربه است. تجربه‌ای که وقتی تمام می‌شود، چیزی از آن در دل باقی می‌ماند. شاید طعم یک خوشه انگور، شاید صدای یک واژه هورامی، یا شاید تصویری از زنی با لباس رنگارنگ که در کوچه‌ای سنگی قدم می‌زند، و همین است راز کندوله؛ جایی که سفر، به خاطره تبدیل می‌شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1404112701547
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha