سید حسین امیر کلالی کارشناس گردشگری در یادداشتی نوشت: گاهی باید کمی جابهجا شد تا فرو نریزیم، این روزها حال جامعه را نه از تیتر خبرها، که از مکث آدمها میتوان خواند. در گفتوگوهای کوتاهی که زود به سکوت میرسد.
سایه تهدیدهای بیرونی و سخن جنگ، ناآرامیهای اخیر و فشار سنگین معیشت، همزمان بر ذهن مردم نشسته است. نتیجه فقط احتیاط اقتصادی نیست؛ نوعی خستگی روانی جمعی است و نخستین چیزی که در چنین شرایطی از زندگی کنار گذاشته میشود، «رفتن» است. علوم اجتماعی سالهاست نشان میدهد جوامع در دورههای بحران، بیش از هر چیز به «تعامل اجتماعیِ چهرهبهچهره» نیاز دارند؛ به تجربههای مشترک در فضای عمومی.
وقتی این تجربهها کاهش مییابد، اضطراب فردی به اضطراب جمعی تبدیل میشود و جامعه، پیش از آنکه از نظر اقتصادی آسیب ببیند، از نظر روانی فرسوده میشود.
در فرهنگ ایرانی، سفر همیشه به معنای جابهجاییِ دور و پرهزینه نبوده است.
راهها، بازارها، زیارتها و دیدارها کارکردی فراتر از اقتصاد داشتهاند؛ آنها سازوکارهای تاریخیِ تنظیمِ اضطراب اجتماعی بودهاند.
کاروانسرا فقط محل استراحت مسافر نبود؛ شبکهای از اعتماد بود. بازار فقط مرکز مبادله کالا نبود؛ محل اطمینان یافتن از ادامه حیات اجتماعی بود.
به همین دلیل در دورههای ناامنی نیز راهها کاملاً خاموش نمیشد، جامعه برای دوام آوردن، نیاز داشت «جریان زندگی» را لمس کند.
امروز نیز مسئله گردشگری تنها رونق صنعت نیست؛ مسئله حفظ پیوند اجتماعی است. در شرایط فشار اقتصادی، سفر میتواند شکل خود را تغییر دهد: کوتاهتر، نزدیکتر و سادهتر
شود.
یک بعدازظهر در موزهای محلی، قدمزدن در بافت تاریخی، نشستن در میدان یک شهر قدیمی یا رفتن به روستایی نزدیک، نه یک تفریح پرهزینه، که بازسازی ارتباط اجتماعی است.
چنین تجربههایی کارکردی فراتر از فراغت دارند. آنها «تابآوری اجتماعی» میسازند؛ یعنی توان جامعه برای حفظ تعادل روانی و امید، حتی زمانی که شرایط بیرونی نامطمئن است. گاهی جامعه برای ادامه دادن به تصمیمهای بزرگ نیاز ندارد؛ به حرکتهای کوچک نیاز دارد.
انتهای پیام/

نظر شما