ایران با اتکاء به فرهنگ و تاریخ خود، روایت نوین تمدنی تولید می‌کند/ نوروز و آیین‌های ایرانی، موتور باززایی اجتماعی و نشاط تمدنی‌اند

یک جامعه‌شناس با تاکید بر ضرورت بازشناسی عمیق هویت ملی، تاریخی و تمدنی ایران، تصریح کرد: موفقیت نظام حکمرانی در دوران پساجنگ، منوط به توانایی در فهم لایه‌های چندگانه نسل‌ها، بازتولید گفتمان فرهنگی و ایجاد ظرفیت‌های ارتباطی دوسویه با جامعه است؛ مسیری که می‌تواند ایران را به سوی بازآفرینی تمدنی و ارتقای کیفیت زیست اجتماعی سوق دهد.

مهرداد ناظری، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و جامعه‌شناس در گفت‌وگو با میراث‌آریا در تحلیلی جامعه‌شناختی از وضعیت ایران در آستانه دوران پساجنگ، بر نقش بنیادین فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی در بازسازی اجتماعی و حکمرانی اثربخش تاکید کرد و گفت: برای تحقق حکمرانی موفق در این دوره، نخستین گام، شناخت دقیق و عمیق از هویت ملی، لایه‌های نسلی و نظام‌های ارزشی جامعه ایرانی است؛ چراکه بدون این شناخت، امکان برقراری گفت‌وگوی مؤثر و تولید گفتمان مشترک میان حاکمیت و جامعه فراهم نخواهد شد.

وی با اشاره به ویژگی‌های ممتاز جامعه ایرانی در بستر تاریخی افزود: یکی از برجسته‌ترین خصایص تمدن ایرانی، قدرت دگردیسی و تحول‌زایی آن در مواجهه با بحران‌ها و نیروهای بیرونی است. تجربه تاریخی، از جمله مواجهه با حمله مغول، نشان می‌دهد که چگونه فرهنگ ایرانی توانسته است نیروهای مهاجم را در درون خود بازتعریف کرده و حتی آنان را به حاملان و حامیان فرهنگ ایرانی بدل سازد؛ این امر گویای برتری نرم‌افزاری ایران در عرصه فرهنگ و به‌ویژه ادبیات است.

ناظری در ادامه با نقد کم‌توجهی به ظرفیت‌های فرهنگی در سال‌های اخیر، تصریح کرد: ما در ارائه روایت‌های منسجم و متناسب با فرهنگ ایرانی، حتی در حوزه‌های اعتقادی، با کاستی‌هایی مواجه بوده‌ایم. از این‌رو، ضروری است نظام حکمرانی با اتخاذ رویکردی راهبردی، به تولید گفتمان بومی، پویا و عمل‌گرا در قرن جدید اهتمام ورزد. در این چارچوب، فرهنگ باید در جایگاه اولویت راهبردی قرار گیرد و اقتصاد نیز در ذیل و امتداد آن تعریف شود، نه بالعکس.

این جامعه‌شناس با تبیین مفهوم «انسان‌شناسی نوین ایرانی» به‌عنوان دومین ویژگی مهم جامعه معاصر ایران، اظهار داشت: نسل‌های کنونی ایران، حامل تجربه‌های متراکم تاریخی و اجتماعی‌اند که منجر به شکل‌گیری انسانی چندلایه، پیچیده و واجد ظرفیت‌های نوین معنایی شده است. فهم این انسان جدید، پیش‌شرط طراحی سیاست‌های کارآمد در عرصه حکمرانی است؛ چراکه توسعه زمانی محقق می‌شود که گفتمانی دوسویه، پذیرش‌گر و مبتنی بر تعامل واقعی با مردم شکل گیرد.

وی با تاکید بر اهمیت «شادی عمیق فرهنگی» به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های بازسازی اجتماعی افزود: نظام حکمرانی باید بستر تولید نشاط اجتماعی مبتنی بر فرهنگ ایرانی را فراهم کند. مناسبت‌هایی همچون نوروز، واجد ظرفیت‌های بی‌بدیلی برای باززایی اجتماعی و احیای امید جمعی هستند و می‌توانند به‌مثابه موتور محرک شادی خلاق و تمدن‌ساز عمل کنند.

ناظری در ادامه، پویایی تمدن ایرانی را برآمده از ظرفیت‌های فرهنگی جامعه دانست و خاطرنشان کرد: هم‌راستاسازی حکمرانی با نیروهای اجتماعی، مستلزم نزدیک‌شدن به بطن جامعه و شناسایی ظرفیت‌های فرهنگی آن است. در این مسیر، توسعه فرهنگی باید به‌عنوان هدف محوری در نظر گرفته شود و سایر حوزه‌ها در امتداد آن سامان یابند.

وی همچنین با اشاره به وضعیت روانی و اجتماعی جوامع پس از جنگ، گفت: در چنین شرایطی، نوعی دوگانگی میان تمایل به ویرانی و میل به آفرینش در انسان‌ها شکل می‌گیرد. وظیفه حکمرانی، هدایت جامعه به سوی سویه‌های خلاق، بازسازی معنا و احیای هویت‌های اصیل است؛ فرآیندی که می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری نسلی نوین بر پایه فرهنگ و تمدن ایرانی باشد.

این جامعه‌شناس با تاکید بر ضرورت بازتعریف هویت ایرانی در سطوح فراملی تصریح کرد: اگر بتوانیم روایت دقیق، معنادار و درونی‌شده‌ای از هویت خود ارائه دهیم، امکان بازسازی انسان ایرانی و عبور از پیامدهای فرسایشی جنگ فراهم خواهد شد. در غیر این صورت، خطر گسترش پوچ‌گرایی، افسردگی اجتماعی و گسست‌های هویتی افزایش می‌یابد.

ناظری در جمع‌بندی نهایی سخنان خود تاکید کرد: ایران در دوران پساجنگ نیازمند جهشی در حوزه خلاقیت فرهنگی، ارتقای کیفیت زندگی، تولید معناهای نوین و توسعه مهارت‌های نوظهور به‌ویژه در عرصه‌های کارآفرینی فرهنگی و ادبی است. ارائه روایت جدیدی از ایران، مبتنی بر ارزش‌های اصیل و درونی‌شده، نه‌تنها از فروپاشی امید جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند به احیای هویت‌های خانوادگی و تقویت انسجام اجتماعی نیز منجر شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405010300130
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha