مهدی محبتی، ادیب و پژوهشگر برجسته حوزه عرفان و عطارشناسی، به مناسبت ۲۵ فروردین، روز بزرگداشت فریدالدین عطار نیشابوری، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا به تبیین ابعاد راهبردی و معاصر اندیشههای این عارف بزرگ ایرانی پرداخت و تصریح کرد: عطار یکی از ستونهای بنیادین فرهنگ و عرفان ایرانی-اسلامی است که دستگاه فکری او، علیرغم گذر قرنها، همچنان با مسائل و نیازهای انسان امروز همافق و همپوشان است.
وی با اشاره به یکی از وجوه برجسته منظومه فکری عطار افزود: یکی از شاخصترین مؤلفههای عرفان عطار، تاکید بر «دوست داشتن انسان بما هو انسان» است؛ نگاهی که فراتر از مرزبندیهای اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی، کرامت ذاتی انسان را محور قرار میدهد. البته این تنها یکی از ساحتهای اندیشه اوست و آثار عطار، واجد لایههای متکثر و قابل تأملی است که میتواند در یک فرآیند تدریجی مورد بازخوانی و بازتفسیر قرار گیرد.
محبتی در ادامه با استناد به روایتی از «مصیبتنامه» خاطرنشان کرد: عطار در حکایتی درباره حضرت نوح (ع)، به ظرافتی عمیق در باب داوری و قضاوت اشاره میکند؛ آنجا که خطاب الهی، پیامبر را به تأمل در پیامدهای نابودی خلایق فرا میخواند. این روایت، حامل این پیام بنیادین است که حتی در مواجهه با ظالمان نیز نباید به قضاوت شتابزده تن داد؛ چه رسد به مؤمنان و نیکان. این سطح از تعمق اخلاقی، نشاندهنده ظرفیت بالای اندیشه عطار برای مواجهه با چالشهای اخلاقی انسان معاصر است.
این پژوهشگر عرفان، «گفتوگومحوری» را یکی از مهمترین آموزههای راهبردی عطار دانست و تصریح کرد: سه اثر محوری او، یعنی «الهینامه»، «مصیبتنامه» و «منطقالطیر»، همگی بر بنیان گفتوگو استوارند. در «منطقالطیر»، سیر سلوک از گفتوگوی هدهد با مرغان آغاز و تا مواجهه آنان با سیمرغ امتداد مییابد؛ در «مصیبتنامه» نیز سالک از خلال گفتوگو با طیفی از منابع معرفتی، از عناصر طبیعی تا پیامبران و اولیا، به حقیقت دست مییابد. این الگوی دیالوگمحور، در تقابل با سنت غالب تکگویی در فرهنگ ما، یک نوآوری معرفتی و تمدنی محسوب میشود.
وی با تاکید بر نوآوری عطار در بستر سنتی تصریح کرد: در سنتهای کلاسیک عرفانی، رابطه مرید و مراد غالبا مبتنی بر اطاعت محض بوده است؛ اما عطار با نگاهی پیشرو، «گفتوگو» را بهمثابه یک اصل معرفتی مطرح میکند. این در حالی است که حتی در ادبیات کلاسیک، چنانکه حافظ میگوید «گفتوگو آیین درویشی نبود»، عطار این قاعده را دگرگون میسازد و گفتوگو را به ابزار شناخت، حل مسئله و کشف حقیقت بدل میکند.
محبتی در بخش دیگری از سخنان خود، به جایگاه ممتاز عطار در «روایتپردازی عرفانی» اشاره کرد و گفت: عطار را میتوان پدر قصههای عرفانی دانست. در مجموع آثار او، حدود ۲۳۰۰ روایت کوتاه و بلند وجود دارد که این حجم از روایتسازی، نشاندهنده نقش بیبدیل او در صورتبندی تخیل عرفانی و انتقال مفاهیم پیچیده از طریق قصه است.
وی افزود: در حالی که برخی متفکران همعصر عطار، از جمله امام محمد غزالی، بر ساحتهای فقهی، اخلاقی و کلامی قرآن تاکید داشتند و قصص قرآنی را در حاشیه میدیدند، عطار با نگاهی متفاوت، «روح قرآن» را در داستانها جستوجو میکرد. این رویکرد، نشاندهنده درک عمیق او از کارکردهای تربیتی و روانی روایت در حیات انسانی است.
این ادیب عطارشناس در پایان، با اشاره به کارکرد درمانی روایت در جهان معاصر تصریح کرد: از منظر عطار، روایت و هنر، میتوانند التیامبخش رنجهای انسان باشند. چنانکه در مقدمه «تذکرهالاولیا» تصریح میکند، این حکایات همچون سپاهیان الهیاند که به دلهای خسته نیرو و امید میبخشند. در جهانی که انسان معاصر با بحرانهای معنایی و روانی متعددی مواجه است، بازگشت به این میراث روایی میتواند افقهای تازهای برای بازسازی امید و معنا بگشاید.
انتهای پیام/

نظر شما