عاطفه رشنویی مدیر میراث جهانی سامانه آبی شوشتر در یادداشتی نوشت: هر ساله در ۱۸ آوریل، همزمان با روز جهانی بناها و محوطهها، جامعه جهانی فرصتی مییابد تا با نگاهی ژرفتر به نقش میراث فرهنگی در پایداری اجتماعی و آیندهی انسان بیندیشد. این روز، نه تنها یادآور ارزشهای تاریخی و هویتی ملل است، بلکه بستر گفتگو درباره شیوههای نوین حفاظت و مدیریت میراث در مواجهه با چالشهای معاصر را فراهم میکند. در چنین بستری، پرداختن به مفهوم «میراث زنده بشری و تابآوری در بحرانها» اهمیتی دوچندان مییابد.
در دهههای اخیر، شتاب تغییرات اقلیمی، شهرنشینی فزاینده و دگرگونیهای اجتماعی، میراث فرهنگی را بیش از پیش در معرض مخاطرات نوظهور قرار داده است. در چنین شرایطی، ضرورت بازتعریف رابطهی انسان و میراث به عنوان یک نظام زنده بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
برای پاسخ به چالشهای چندگانه قرن بیست و یکم، شورای بینالمللی نهادهای یادمان (ICOMOS) در تعیین شعار سال جاری، بر مفهوم «میراث زنده بشری و تابآوری در بحرانها» تأکید ورزیده است. این شعار، گذار از نگاهِ صرفاً «اثر-محور»به نگاهی «انسان- محور» را در مدیریت میراث فرهنگی رقم میزند. تابآوری در این پارادایم، تنها به معنای مقاومت ساختاری در برابر مخاطرات طبیعی نیست، بلکه به معنای توانمندی سیستمهای اجتماعی-فرهنگی برای بازیابی هویت و تداوم عملکردهای خود در مواجهه با بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی است.
میراث زنده بشری، بر لبه تیز تقابل میان «میراث مادی» و «میراث ناملموس» حرکت میکند. طبق بیانیههای ملی و بینالمللی، میراث زمانی «زنده» است که فراتر از یک شیء ایستا، در زیستِ روزمره جامعه جاری باشد. در این راستا، میراث مادی (مانند تمام آثار ملموس تاریخی ) ظرفیتهای خود را تنها از طریق پیوند با دانشهای بومی، سنتهای حرفهای و الگوهای رفتاری ساکنان پیرامون آن (میراث ناملموس) بازتعریف میکند.
در واقع، تابآوری میراث، در گروِ حفظِ این «ارتباط پویا» میان کالبد تاریخی و روحِ اجتماعی آن است.
میراث بشر زمانی میتواند زنده و تابآور بماند که حاملان آن صنعتگران، حافظان آیینها، و ساکنان بومی در فرآیند حفاظت و مدیریت، نه صرفاً مخاطب، بلکه بازیگر اصلی باشند.
در بافتار جغرافیایی و سیاسی ایران، مفهوم تابآوری میراث با ابعاد پیچیدهای گره خورده است. ایران با برخورداری از لایههای متعدد تاریخی، همواره در مواجهه با بحرانهای محیطی (مانند خشکسالی و تغییر اقلیم) و نوسانات اقتصادی، الگوهای منحصر به فردی از «سازگاری فرهنگی» را تجربه کرده است. با این حال، تلاقی بحرانهای معاصر با فرسایش آثار تاریخی، ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظتی را دوچندان میکند. بیانیههای بین المللی و ملی در حوزه حفاظت، اگرچه بر حفظ اصالت تأکید دارند، اما در عصر حاضر، این اصالت باید با مفهوم «پایداری اقتصادی» گره بخورد تا بتوان از میراث به عنوان یک عامل ضربهگیر در بحرانهای معیشتی استفاده کرد.
برای تحقق اهداف تابآوری میراث زنده بشری ، گذار از رویکردهای حفاظتیِ ایستا به سمت مدیریتِ «تابآور و پویا» الزامی است. این امر مستلزم ادغام دانشهای فنی با دانشهای بومی و مشارکت فعال جوامع محلی در فرآیند تصمیمگیری است. تابآوری میراث در ایران، در گروی آن است که بتوانیم میان «حفظ ارزشهای تاریخی» و «پاسخگویی به نیازهای معاصر»، تعادلی استراتژیک برقرار کنیم؛تابآوری میراث زنده، تنها در گرو حفاظت از گذشته نیست؛ بلکه در توانایی ما برای همنوا کردن ارزشهای تاریخی با نیازهای امروز و فردای جامعه نهفته است. به گونهای که میراث، نه یک بارِ تاریخی، بلکه یک سرمایه استراتژیک برای بقای اجتماعی و اقتصادی در برابر بحرانها باشد.
انتهای پیام/

نظر شما