علی طلوعی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان تهران در یادداشتی نوشت: گاهی حقیقت را نمیتوان صرفا در گزارشها و بیانیهها روایت کرد؛ باید آن را از نزدیک دید، در کوچههای آسیبدیده لمس کرد و در سکوت دیوارهای زخمی شهر شنید. روز دوشنبه ۳۱ فروردینماه، تهران میزبان رویدادی از همین جنس بود؛ حضوری میدانی از سفرا، کارداران، نمایندگان سازمانهای بینالمللی و خبرنگاران داخلی و خارجی که برای دیدن واقعیت جنگ رمضان، نه از پشت تریبونها، بلکه از دل شهر به میدان آمدند.
این بازدید با حضور ۵۴ نماینده از سفارتخانهها و نهادهای بینالمللی مستقر در تهران برگزار شد؛ تور تهرانگردیای که از بیمارستان گاندی آغاز شد، به منطقه مسکونی خیابان جاجرودی در میدان رسالت رسید، از مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان عبور کرد و در کنیسه رفیعنیا به پایان رسید. این چهار نقطه، صرفاً چند مکان در پایتخت نبودند؛ هرکدام نمادی از رنجی بودند که جنگ بر مردم، فرهنگ، تاریخ و زندگی روزمره تحمیل کرده است.
تهران در این نبرد، بیشترین حجم حملات را تحمل کرد؛ شهری که بیش از ۸ هزار و ۳۹۰ واحد مسکونی و ۵۷ اثر تاریخی آن دچار آسیب شد. انتخاب این نقاط در بخشهای مختلف شهر نیز حامل پیامی روشن بود؛ اینکه حمله، محدود به یک منطقه یا یک هدف خاص نبود، بلکه زندگی مردم در همه ابعاد، از خانه و خانواده تا درمان، عبادت و میراث فرهنگی را نشانه رفت.
در این میان، یکی از نخستین چهرههایی که ضرورت بهرهگیری از دیپلماسی فرهنگی برای روایت این واقعیت را بهدرستی درک و عملیاتی کرد، دکتر سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بود. این نگاه، موجب شد بازدید سفرا از آثار تاریخی، اماکن مذهبی و مراکز غیرنظامی، به الگویی مؤثر در دیپلماسی فرهنگی تبدیل شود؛ الگویی که امروز در سایر استانها نیز در حال پیگیری است.
نقش میراثفرهنگی و گردشگری در این میان، نقشی صرفا نمادین نیست؛ بلکه بخشی از قدرت نرم کشور در میدان روایتهاست. میراثفرهنگی، حافظه زنده یک ملت و زبان هویت تاریخی ایران است. وقتی یک اثر تاریخی مانند کاخ گلستان آسیب میبیند، تنها یک ساختمان صدمه نمیبیند، بلکه بخشی از اعتبار تمدنی ایران و میراث مشترک بشریت مورد تعرض قرار میگیرد. همین مسئله، جنگ را از سطح یک منازعه سیاسی فراتر برده و به مسئلهای انسانی، فرهنگی و جهانی تبدیل میکند.
گردشگری نیز در چنین شرایطی، صرفاً صنعت سفر نیست؛ بلکه یکی از مؤثرترین ابزارهای دیپلماسی عمومی و رسانهای است. جهان، کشورها را فقط از طریق اخبار سیاسی نمیشناسد، بلکه از مسیر فرهنگ، تاریخ، آثار تمدنی و تجربه زیسته ملتها آنها را درک میکند. وقتی سفرا و رسانههای خارجی از یک اثر ثبت جهانی یا یک مکان مذهبی آسیبدیده بازدید میکنند، در واقع با روایت زندهای از حقیقت مواجه میشوند که بسیار اثرگذارتر از هر گزارش رسمی است. این همان نقطهای است که گردشگری فرهنگی به ابزاری برای افشای جنایات جنگی تبدیل میشود؛ زیرا تصویر یک بنای تاریخی زخمی یا یک مکان عبادی آسیبدیده، قدرتی بیش از صدها بیانیه سیاسی در اقناع افکار عمومی جهانی دارد.
بیمارستان گاندی، نخستین مقصد این تور، نماد حمله به امنیت انسانی و سلامت عمومی بود. بیمارستانها در حقوق بینالملل بشردوستانه، بهویژه بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹)، از حمایت ویژه برخوردارند و هرگونه آسیب به آنها، نقض آشکار حقوق جنگ محسوب میشود. بازدید سفرا از این مرکز درمانی، تنها یک بازدید ساده نبود؛ بلکه مستندسازی یک واقعیت تلخ بود که نشان میدهد جنگ، حتی حرمت درمان و جان بیماران را نیز نادیده گرفته است.
در خیابان جاجرودیِ میدان رسالت، تصویر جنگ چهرهای انسانیتر پیدا میکرد. خانههای آسیبدیده، خانوادههای داغدار و روایت زندگیهایی که ناگهان متوقف شدند، بیش از هر سخنرانی سیاسی، قدرت اثرگذاری بر افکار عمومی جهان را دارند. هیچ تصویری به اندازه خانهای ویران و کودکی بیپناه، نمیتواند وجدان جهانی را بیدار کند. سفرا در این نقطه، جنگ را از پشت گزارشها خارج کردند و آن را با چشم خود دیدند.
کاخ گلستان، بهعنوان میراث جهانی، یادآور این حقیقت بود که جنگ فقط ساختمانها را تخریب نمیکند؛ بلکه گاه حافظه تاریخی ملتها را هدف میگیرد. این مجموعه، بخشی از هویت تمدنی ایران و میراث مشترک بشریت است. آسیب به چنین بنایی، تنها خسارت به یک کشور نیست، بلکه تعرض به تاریخ و فرهنگ جهانی است. دیپلماسی فرهنگی دقیقاً از همینجا معنا پیدا میکند؛ جایی که دفاع از یک بنا، دفاع از حافظه یک ملت است.
در کنیسه رفیعنیا، پیام این بازدید عمیقتر شد. آسیب به یک مکان عبادی متعلق به جامعه کلیمیان ایران، نشان داد که این حملات هیچ مرزی میان هویتهای مذهبی قائل نیست. این رخداد ثابت کرد که مسئله رژیم صهیونیستی، نه فقط با یک ملت، بلکه با اصل همزیستی انسانی و احترام به ادیان است. حضور در این کنیسه، پاسخی روشن به روایتهای یکجانبهای بود که تلاش میکنند حقیقت را وارونه بازنمایی کنند.
حضور همزمان سفرا از کشورهای اروپایی، آسیایی و آفریقایی، در کنار خبرنگاران داخلی و خارجی، این رویداد را به تلفیقی از قدرت رسانه و دیپلماسی تبدیل کرد. در جهان امروز، جنگ تنها در میدان نظامی تعیین نمیشود؛ روایتها نیز بخشی از میدان نبرد هستند. اگر قدرت نظامی حافظ امنیت سرزمین است، میراثفرهنگی و گردشگری حافظ تصویر جهانی آن و دیپلماسی فرهنگی، پاسدار حقیقت آن است.
این تور، صرفاً یک برنامه تشریفاتی نبود؛ بلکه بخشی از راهبرد مشروعیتسازی ایران در عرصه بینالمللی بود؛ راهبردی برای آنکه جهان بداند ایران آغازگر جنگ نبوده، اما قربانی مستقیم جنایات جنگی بوده است. حقیقتی که وقتی از زبان سفرا و در قاب رسانههای جهانی روایت شود، میتواند بسیار فراتر از هر بیانیه سیاسی اثرگذار باشد. امروز، همانقدر که میدان اهمیت دارد، روایت میدان نیز سرنوشتساز است.
انتهای پیام/

نظر شما