فرنگیس میرزایی دمیرچی، دکترای باستانشناسی، مسئول پژوهش موزههای استان آذربایجانشرقی و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با میراث آریا و در خصوص آغاز مطالعات انجام شده درباره دوره اشکانی در شمالغرب ایران گفت: مطالعات از سال ۱۳۹۵ و با طرح این پرسش آغاز شد که چرا هیچ محوطه اشکانی در غرب دریاچه ارومیه به ثبت نرسیده و این تصور که اشکانیان در این منطقه حضور نداشتهاند، غالب بود. بر همین اساس، مطالعات کتابخانهای، بررسی نقشهها و دادههای ثبتشده منطقه آغاز شد تا وضعیت شناخت محوطههای این دوره مورد ارزیابی دقیقتری قرار گیرد.
مسئول پژوهش موزههای آذربایجانشرقی درباره روند این پژوهشها بیان کرد: پس از انجام مطالعات مقدماتی، با اخذ مجوز از پژوهشگاه میراثفرهنگی بررسیهای میدانی در غرب دریاچه ارومیه آغاز شد که نتیجه آن موفق به شناسایی ۱۴ محوطه متعلق به دوره اشکانی در شهرستان ارومیه برای نخستین بار شدیم. این یافتهها که نتایج آن در محافل علمی و پژوهشی ارائه شده، نشان داد که حضور اشکانیان در منطقه وجود داشته و مسئله عدم وجود دادهها، ناشی از کمبود پژوهشهای میدانی بوده است.
میرزایی در خصوص ادامه مطالعات و بررسی محوطههای شرق دریاچه ارومیه نیز اظهار کرد: در ادامه، حدود ۵۰ محوطه از میان بیش از ۳۳۰ محوطه ثبتشده در شرق دریاچه ارومیه بهصورت انتخابی و بر اساس ویژگیهای استقراری مورد مطالعه قرار گرفت تا بتوان الگوهای استقرار و نحوه پراکنش محوطههای این دوره را بهتر تحلیل کرد.
او اهمیت قلعه زهاک هشترود در مطالعات دوره اشکانی را کمنظیر عنوان کرد و گفت: قلعه زهاک بدون تردید یکی از شاخصترین آثار دوره اشکانی در شمالغرب ایران است که با شماره ۴۲۹ در سال ۱۳۴۵ در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده و از نظر موقعیت جغرافیایی، وسعت و ویژگیهای طبیعی شرایطی کمنظیر دارد.
میرزایی در تشریح ویژگیهای جغرافیایی و طبیعی این محوطه افزود: قلعه زهاک حدود ۱۰ کیلومتر طول و بین یک تا دو کیلومتر عرض دارد و از سه طرف توسط رودخانههای قرانقو و شورچای احاطه شده است؛ موضوعی که باعث شکلگیری یک شبهجزیره طبیعی شده و امنیت قابل توجهی برای محوطه فراهم میکرده است. تنها مسیر دسترسی به محوطه از سمت جنوبغربی بوده و شواهد وجود ساختارهای تدافعی نیز در همین بخش مشاهده میشود.
مسئول پژوهش موزههای استان آذربایجانشرقی درباره اهمیت منابع آبی این منطقه نیز گفت: وجود رودخانهها علاوه بر ایجاد شرایط دفاعی، امکان تأمین آب برای استقرارهای طولانیمدت را فراهم میکرده و همین موضوع یکی از عوامل اصلی شکلگیری استقرار در این منطقه بوده است.
او در ادامه با اشاره به کاوشهای باستانشناسی انجام شده در قلعه زهاک اظهار کرد: تاکنون چند فصل کاوش باستانشناسی به سرپرستی مرحوم جواد قندگر در این محوطه انجام شده که نتایج آن به شناسایی شواهد مربوط به چند دوره تاریخی کمک کرده است.
این مدرس دانشگاه درباره پرسشهای موجود پیرامون کاربری قلعه زهاک گفت: یکی از مسائل مهم این است که آیا با یک قلعه دفاعی، مرکز مذهبی و تشریفاتی یا یک شهر گسترده روبهرو هستیم. وسعت زیاد محوطه احتمال وجود یک استقرار جمعیتی وسیع را مطرح میکند، اما از سوی دیگر میزان بقایای معماری کشفشده تاکنون نسبت به وسعت محوطه محدود است و همین مسئله باعث میشود هنوز نتوان درباره ماهیت دقیق آن اظهارنظر قطعی کرد.
میرزایی در توضیح نام تاریخی این محوطه نیز بیان کرد: تاکنون سند مکتوب مستقیمی درباره نام اصلی این مکان به دست نیامده است. نام «زهاک» بیشتر برگرفته از روایتهای محلی و ارتباط آن با «آژدهاک» است. البته برخی پژوهشگران با استناد به نوشتههای بطلمیوس احتمال دادهاند که این محوطه همان «فاناسپا» باشد، اما برای اثبات این فرضیه همچنان به دادههای بیشتری نیاز داریم.
او تداوم استقرار در این محوطه در دورههای مختلف تاریخی را نکتهای حائز اهمیت ویژه عنوان کرد و گفت: موقعیت قلعه زهاک نسبت به تخت سلیمان و قلعه بختک لیلان که هر دو از محوطههای مهم ساسانی هستند، میتواند نشاندهنده اهمیت این منطقه در دوره ساسانی نیز باشد و همین موضوع لزوم ادامه مطالعات را دوچندان میکند.
مسئول پژوهش موزههای استان آذربایجانشرقی در خصوص چالشهای موجود در زمینه دورهبندی سفالهای منطقه اظهار کرد: یکی از مشکلات اساسی در مطالعات شمالغرب ایران، تفکیک سفالهای پیشااشکانی از سفالهای شاخص دوره اشکانی است. برخی گونههای سفالی موسوم به «سبک اردبیل» در دوره اشکانی نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند، اما نمیتوان آنها را بهطور انحصاری متعلق به این دوره دانست و همین مسئله تاریخگذاری دقیق محوطهها را با دشواری مواجه میکند.
او با تأکید بر ضرورت استفاده از روشهای نوین در مطالعات باستانشناسی بیان کرد: روشهای تطبیقی در باستانشناسی همواره درصدی از خطا را به همراه دارند و به همین دلیل استفاده از متدهای روز دنیا مانند مطالعات آزمایشگاهی، تاریخگذاری دقیق، سنجش از دور و مطالعات ژئوفیزیک میتواند به پاسخ دقیقتر بسیاری از پرسشهای موجود کمک کند.
مسئول پژوهش موزههای استان آذربایجانشرقی و مدرس دانشگاه در پایان، در با اشاره به لزوم ایجاد مرکز مطالعات اشکانی با محوریت قلعه زهاک گفت: در حال حاضر مطالعات مربوط به دوره اشکانی و دورههای پیش و پس از آن در شمالغرب ایران متولی مشخص و دائمی ندارد و پژوهشها بهصورت پراکنده انجام میشود. ایجاد یک مرکز تخصصی با محوریت قلعه زهاک میتواند ضمن ساماندهی پژوهشهای مستمر، به تکمیل نقشه باستانشناسی کشور، حفاظت بهتر از آثار تاریخی و حتی فراهم شدن زمینه ثبت جهانی این محوطه در قالب منظر فرهنگی کمک کند.
انتهای پیام/

نظر شما