آتوسا مومنی رئیس مرکز میراث ناملموس ایران در یادداشتی نوشت: «موزه آنجاست که حافظه از سکوت برمیخیزد و دوباره زیسته میشود؛
نه در گذشتههای دور، که در اکنونی زنده و پیوسته، که هنوز ادامه دارد…. »
شاید موزهها، نزدیکترین تجلی همین «دوام» در حیات بشری باشند؛دوامِ حافظه در برابر فراموشی،دوامِ معنا در برابر آشوب،و دوامِ انسان در گذر بیامان زمان.
روز جهانی موزهها، تنها یک مناسبت فرهنگی در تقویم جهانی نیست؛ روز بزرگداشت حافظهٔ بشریت است؛ روز پاسداشت مکانهایی که انسان در آنها، نه فقط اشیاء، بلکه «خویشتن تاریخی» خویش را بازمییابد.
موزهها، چشم و چراغ شهرها و وجدان بیدار تمدنها هستند؛ مکانهایی که در سکوت تالارها و در میان اشیائی که گاه قرنها و هزارهها را پشت سر نهادهاند، روایتِ رنج و رستگاری انسان ادامه مییابد.هر موزه، کتاب گشودهٔ یک ملت است؛ کتابی که در آن، انسان به خاطر میآورد چه بوده است، چگونه زیسته است، چگونه اندیشیده است، چگونه ساخته است، چگونه خطا کرده است، و چگونه بار دیگر از دل تاریکیها، راه خویش را به سوی دانایی، زیبایی و بقا یافته است.
در جهان امروز، که فراموشی گاه از حافظه پیشی گرفته و شتاب مصرف، فرصت تأمل را از انسان معاصر ربوده است، موزهها به پناهگاههای معنا بدل شدهاند؛ به مکانهایی برای «به خاطر سپردن».به خاطر سپردنِ نسبت انسان با طبیعت؛به خاطر سپردنِ ظرافت دستهایی که از ابتداییترین ابزارها، باشکوهترین جلوههای هنر و تمدن را آفریدند؛به خاطر سپردنِ مسیر بلند انسان، از غار تا شهر، از سنگ تا اندیشه، از بقا تا معنا.
امروز بیش از هر زمان دیگر، جهان نیازمند موزههاست؛ زیرا موزهها تنها حافظ گذشته نیستند، بلکه آموزگاران آیندهاند. آنان به ما میآموزند که هیچ تمدنی بدون حافظه پایدار نمیماند و هیچ جامعهای بدون آگاهی تاریخی، توان ساختن آیندهای انسانی را نخواهد داشت.
از همینرو، باید سال پیش رو را سال توجهی ژرفتر به موزهها، کاخموزهها، گنجینهها و تمامی نهادهای حافظ حافظهٔ بشری دانست؛ بهویژه در روزگاری که شماری از موزهها، محوطههای فرهنگی و میراث تاریخی جهان، در سایهٔ جنگ، تخریبهای عامدانه، آسیب دیدهاند.آسیب به موزهها، تنها آسیب به بناها نیست؛ زخم وارد آوردن بر حافظهٔ مشترک انسانهاست. هر شیء تاریخیِ ازدسترفته، هر تالار ویرانشده، و هر روایت خاموششده، بخشی از گفتوگوی بشریت با خویشتن را از میان میبرد.
شاید امروز، بیش از همیشه، جهان باید در کنار موزهها بایستد؛در کنار حافظهٔ انسان؛در کنار میراث مشترک بشری.
حفاظت و صیانت از موزهها، صرفاً حفاظت از دیوارها و اشیاء نیست؛ پاسداری از فلسفهٔ انسان بودن است.انسان، تنها با ساختن شناخته نمیشود؛ با «به یاد سپردن» و «به یادگار گذاشتن» معنا مییابد.آنچه از ما برای نسلهای آینده باقی خواهد ماند، نه فقط ابزارها و بناها، بلکه دانشها، مهارتها، روایتها، ارزشهای فرهنگی و تجربههای زیستهای است که همچون مشعلی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
از اینرو، جامعهٔ جهانی، نهادهای فرهنگی، موزهها، دانشگاهها، و تمامی کنشگران حوزهٔ فرهنگ و میراث، میتوانند همکاری صمیمانه و مسئولانهٔ خویش را برای حمایت، حفاظت و مرمت و پاسداری از موزهها و میراث آسیبدیدهٔ جهان، بهویژه در سرزمینهایی که میراثشان در معرض تهدید قرار گرفته است، گسترش دهند؛ زیرا حافظهٔ فرهنگی بشر، مرز نمیشناسد و آسیب به هر بخش از این حافظه، خسارتی برای تمامی انسانیت است.
در ادبیات فرهنگی معاصر، موزه دیگر مخازن و فضای نمایش آثار کهن نیست؛ موزه، فضای گفتوگوی فرهنگها، بستر آموزش بیننسلی، و عرصهٔ بازآفرینی امید انسانی است. موزههای امروز، روایتگر «میراث زنده»اند؛ میراثی که تنها در اشیاء خلاصه نمیشود، بلکه در آیینها، مهارتها، زبانها، دانشهای بومی، سنتهای شفاهی و شیوههای زیست مردمان تداوم مییابد.
موزهها، تنها تالارهای نمایش تاریخ نیستند؛ آنها حافظان روح زماناند.
در هر ویترین، تنها یک شیء تاریخی قرار ندارد؛ بخشی از رؤیاهای انسان، رنجِ نسلها، تجربهٔ زیستهٔ ملتها و حافظهٔ مشترک بشریت نفس میکشد.موزهها، مکان توقف زمان نیستند؛ مکان تداوم معنا هستند.
آنجا که گذشته، در سکوتی نجیب، با اکنون سخن میگوید و آینده را به تأمل فرامیخواند.
آنجا که انسان درمییابد تمدن، تنها با ساختن بناها شکل نگرفته، بلکه با انتقال خرد، مهارت، زیبایی، اخلاق، روایت و امید، استمرار یافته است.جهان امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این حافظهٔ بیدار نیازمند است؛
زیرا جهانی که گذشتهٔ خویش را فراموش کند، آیندهٔ خویش را نیز گم خواهد کرد.از همینرو، پاسداری از موزهها، پاسداری از شأن انسانی و دفاع از تداوم فرهنگی بشر است؛ تلاشی مشترک برای آنکه چراغ حافظه در تاریکی فراموشی خاموش نشود و رشتهٔ پیوند نسلها، فرهنگها و تمدنها همواره استوار بماند
در این روز ارزشمند، ضمن گرامیداشت خانوادهٔ بزرگ موزهداری جهان، این مناسبت را به International Council of Museums، و به کمیته ملی ایکوم ایران ، به تمامی موزهداران، مرمتگران، پژوهشگران، مجموعهداران، راهنمایان موزه و حافظان گنجینههای فرهنگی تبریک میگویم؛و بهگونهای ویژه، این روز را به وزارت میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی ، بهعنوان بزرگترین امانتدار میراث تاریخی و فرهنگی ایران و مهمترین نهاد صیانت از موزهها و گنجینههای ملی کشور، شادباش عرض میکنم؛ نهاد برجسته ای که مسئولیت سترگ نگاهبانی از حافظهٔ تاریخی این سرزمین را بر دوش دارد .
باشد که در پرتو آگاهی، همدلی و مسئولیت مشترک انسانی، هیچ ملت و هیچ نسلی، میراث خویش را به فراموشی نسپارد؛زیرا ملتی که حافظهٔ خود را پاس میدارد، آیندهٔ خویش را نیز با فرزانگی٫ هویت و امیدی پایدار خواهند ساخت.
انتهای پیام/
نظر شما