ایران، موزه‌ای به وسعت تاریخ؛ چرا گردشگری تمدنی را جدی نمی‌گیریم؟

با وجود گنجینه‌ای کم‌نظیر از آثار تاریخی و عناصر فرهنگی ثبت‌شده در یونسکو، ایران هنوز نتوانسته جایگاه شایسته‌ای در گردشگری تمدنی جهان پیدا کند؛ کارشناسان معتقدند مشکل نه کمبود میراث، بلکه ضعف در روایت‌گری حرفه‌ای، بسته‌بندی مسیرهای تمدنی و مدیریت یکپارچه این ظرفیت بزرگ فرهنگی و اقتصادی است.

علی اکبر بنی اسدی، پژوهشگر حوزه گردشگری در یادداشتی نوشت: در روزگاری که «تاریخ‌فروشی» به یک صنعت میلیارد دلاری تبدیل شده، ایران هنوز درگیر یک تناقض دردناک است: ما یکی از غنی‌ترین گنجینه‌های تمدنی جهان را داریم، اما در رتبه‌بندی مقاصد گردشگری تمدنی، نه در جمع ۱۰ کشور اول، که حتی در جمع ۲۰ کشور برتر هم جایگاه ثابتی نداریم. چطور ممکن است کشوری با آثار ملموس و ناملموس ثبت‌شده جهانی در یونسکو و صدها جاذبه باستانی، نتواند از این سرمایه عظیم برای توسعه اقتصادی-فرهنگی خود استفاده کند؟

پاسخ، شاید در همین پرسش نهفته باشد: ما هنوز «تمدن» را سرمایه نمی‌دانیم؛ «بار» می‌دانیم. هزینه مرمت و نگهداری موزه‌ها و بناهای تاریخی را اجبار می‌بینیم، نه فرصت، روایت تاریخ را به عهده راهنمایانی می‌گذاریم که متون حفظ کرده‌اند، اما «قصه گفتن» بلد نیستند.  

رهبر شهید در بیانیه گام دوم، محورهای «معنویت و اخلاق»، «اقتصاد»، «عدالت» و مهم‌تر از همه «علم و پژوهش» و «سبک زندگی» را ترسیم فرمودند. ایشان در ابتدای بیانیه‌ گام دوم فرمودند: «ما وارد دومین مرحله خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی شده‌ایم». پرسش اینجاست: چگونه می‌توان تا حد زیادی این ارکان را عملیاتی کنیم؟ پاسخ، رونق گردشگری تمدنی.

تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد گردشگری تمدنی  تا حد زیاد به «بسته‌سازی» و «روایت‌گری حرفه‌ای» بستگی دارد. در بسته‌سازی، هنوز «مسیر جاده ابریشم» را که از ۳۹ شهر و ۲۵ استان ایران می‌گذرد، به عنوان یک محصول مشترک استانی معرفی نکرده‌ایم یا «مسیر تمدن اسلامی ایران» با آثاری چون مسجد جامع اصفهان، مدرسه چهارباغ، بازار تبریز و صدها کاروانسرا و آب‌انبار، گنجینه‌ای کم‌نظیر از تلفیق هنر، دین و زندگی روزمره مردم. در روایت‌گری، راهنمایانمان را به جای «راوی» به «گوینده کتیبه» تبدیل کرده‌ایم به طوری که توانایی «گفتن یک داستان» را ندارند. در حالی که گردشگری تمدنی، «قصه‌گویی» محور است.

هر استانی برای جذب گردشگر، بروشور جداگانه چاپ می‌کند، بی‌آنکه کمترین هماهنگی با استان همسایه داشته باشد. در نتیجه گردشگری که می‌خواهد «تمدن ایران» را تجربه کند، با ده‌ها روایت پراکنده و بعضاً متناقض مواجه می‌شود و در نهایت، یکی دو شهر را انتخاب کرده و بقیه مسیر را حذف می‌کند.

وقتی از «گردشگری تمدنی» حرف می‌زنیم، منظورمان فقط بازدید از بنای تاریخی و دیگر جاذبه های ملموس نیست. گردشگری تمدنی، تجربه «لایه‌های هویتی» یک سرزمین است و معانی متمایزی از «گردشگری فرهنگی» و «گردشگری میراث» دارد. گردشگری تمدنی، گونه‌ای از گردشگری هدفمند، آگاهانه و روایت محور است که فراتر از گردشگری تفریحی صرف، به دنبال فهم عمیق لایه‌های هویتی، معنوی و فرهنگی یک ملت از دل آثار، آیین‌ها و مسیرهای زیست تمدنی آن است و در واقع رسانه‌ای است که شکوه تاریخ، عمق هویت و اصالت فرهنگ ایرانی-اسلامی را روایت می‌کند.  

ایران از این نظر جزو ۱۰ کشور نخست جهان است: ۲۸ اثر ملموس در فهرست جهانی یونسکو، ۲۴ عنصر ناملموس و صدها محوطه باستانی که هنوز حتی حفاری نشده‌اند. در دل این گنجینه‌های خاموش، ظرفیتی نهفته است که می‌تواند همزمان چند رکن بیانیه گام دوم انقلاب را محقق کند: از رونق اقتصادی و عدالت توزیعی در استان‌های کمتربرخوردار گرفته تا تعمیق معنویت و سبک زندگی ایرانی-اسلامی در مواجهه روایی با تاریخ. فاصله ما تا تبدیل شدن به مقصد گردشگری تمدنی، نه در کمبود آثار که در فقر «روایت» و نبود «بسته‌های تمدنی» معنادار است.

برای برون‌رفت از این وضعیت، باید سه چرخش اساسی را بپذیریم. نخست، چرخش از «اثرنگری» به «مسیرنگری»: به جای آنکه تخت جمشید را جاذبه‌ای جدا تبلیغ کنیم، باید «مسیر تمدن هخامنشی» را از پاسارگاد تا شوش و هگمتانه طراحی کنیم و گردشگر را در یک سفر پیوسته، سیر تحول معماری، آیین و قدرت را لمس دهد. «مسیر تمدن اسلامی ایران» که از کاروانسراهای کویر مرکزی آغاز می‌شود، از بازار تبریز و گنبد سلطانیه می‌گذرد و به مدارس تاریخی اصفهان می‌رسد، می‌تواند داستان پیوند عرفان، اقتصاد و هنر را در بستر زندگی روزمره مردم روایت کند. «مسیر تمدنی جاده ابریشم» نیز که قلب تپنده تبادل کالا و فرهنگ در طول تاریخ بوده، می‌تواند با بسته‌بندی یکپارچه‌ای از مسیرهای باستانی، کاروانسراهای میان‌راهی و بازارهای تاریخی و مساجد کهن، گردشگر را در سفری فرامرزی اما با محوریت ایران همراه کند. از سوی دیگر، «مسیر تمدنی زیارت» با محوریت بارگاه‌های مقدس همچون حرم امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س) و شاهچراغ (ع) و پیوند آن با آیین‌های دیرپای مذهبی، مدارس علمیه تاریخی و معماری معنوی، ظرفیت بی‌بدیلی برای روایت تمدن اسلامی-ایرانی از دریچه ایمان و هنر دارد. این بسته‌سازی چنداستانی، نیازمند هماهنگی فرابخشی و خروج از ذهنیت بسته جزیره‌ای استان‌هاست.  

دوم، چرخش از «گوینده کتیبه» به «راوی تمدن»: راهنمای گردشگری ما باید فراتر از حفظ سال ساخت بنا، بتواند نسبت یک محراب گچ‌بری شده با ذائقه زیبایی‌شناختی یک عصر را توضیح دهد، قصه وقف‌نامه یک آب‌انبار را با مفاهیم عدالت اجتماعی گره بزند و زائر تاریخ را در تجربه زیسته یک بازار سنتی غوطه‌ور کند.  

چرخش سوم و شاید مهم‌ترین آن، فهم گردشگری تمدنی به‌مثابه رسانه تمدن‌ساز است. بیانیه گام دوم از «تمدن‌سازی» سخن می‌گوید و تمدن، پیش از آنکه با خشت و آجر ساخته شود، در ذهن‌ها و دل‌ها روایت می‌شود. وقتی یک گردشگر آیین‌های محرم را در بافت تاریخی یزد تجربه می‌کند، یا یک جوان ایرانی با سفر روایی در مسیر جاده ابریشم، امتداد هویت خود را از  سرخس تا جلفا  لمس می‌کند، در واقع «سبک زندگی» و «معنویت» نه در قالب بخشنامه، که در زمینه تجربه زنده منتقل می‌شود. اقتصاد این گردشگری نیز عدالت‌محور است: پول به رستوران‌های لوکس پایتخت نمی‌رود، بلکه در سفره اقامتگاه‌های بوم‌گردی سیستان، روستاهای پلکانی ماسوله و کاروانسراهای بازسازی‌شده کویر جاری می‌شود و محرومیت‌زدایی فرهنگی-اقتصادی را همزمان رقم می‌زند.

جهان امروز تشنه روایت‌های اصیل است و کمتر کشوری به قدر ایران می‌تواند داستانِ پیوستگیِ تاریخ و معنویت را در یک ظرف تمدنی عرضه کند. شرط لازم آن است که «حفاظت» را از «بهره‌برداری خردمندانه» جدا ندانیم، مدیریت یکپارچه مقصدهای تمدنی را جایگزین بخشی‌نگری دستگاه‌های متولی کنیم، و به جوانان خلاق حوزه رسانه و کسب و کارهای نوپا میدان دهیم تا با واقعیت افزوده، پادکست‌های روایی و تورهای موضوعی، لایه‌های پنهان تمدن ایران را به زبان عصر دیجیتال ترجمه کنند. آن‌گاه است که موزه به وسعت تاریخ، به دانشگاهی برای تمدن‌سازی و موتور محرکی برای اقتصاد هویت‌بنیان بدل خواهد شد، و ایران به عنوان یکی از قطب‌های اصلی گردشگری تمدنی، جایگاه شایسته خود را در نقشه فرهنگی جهان باز خواهد یافت.  

انتهای پیام/

کد خبر 1405022802021
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha