خاک مقدس؛ خاکستر تا ققنوس

سرزمین جغرافیای فعلی ایران در طول تاریخ همواره گذرگاه تبادل، تجارب، زایش و بالندگی فرهنگ‌هایی بوده است که از دوران پیش از تاریخ تا امروز سلسله حوادث و وقایع، کنش و واکنش‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی گواهی است آشکار بر اهمیت این خاک.

سید امیر سلیمانی رباطی مسئول میراث‌فرهنگی گردشگری و صنایع‌دستی شهرستان بشرویه در یادداشتی نوشت: شاید قدیمی‌ترین شاهد فرهنگی از زیست بشر که تاکنون در جغرافیای فعلی ایران شناسایی شده مربوط به کشف رود خراسان رضوی است که فرهنگ ابزاری آشولین مربوط به دوره پارینه سنگی قدیم در حدود ۸۰۰هزار سال پیش باشد. در دوره‌های بعد از فرهنگ‌های پارینه سنگی که مهم‌ترین آن انسان نئاندرتال با حدود زیستی ۱۵۰هزار سال پیش به گونه‌ای متمایز در بسیاری از نقاط ایران چه در کاوش‌های باستان‌شناختی هیات‌های خارجی و چه در بررسی‌های اخیر باستان‌شناسی شناسایی شده‌اند.

با گذر از این دوران و با ورود به دوران پیشا نوسنگی۱۰ هزار تا ۷ هزار سال قبل از میلاد و نوسنگی ۷ هزار تا ۵ هزار سال قبل از میلاد می‌توان گونه‌ای آگاهی منسجم یافته ناشی از رشد تجربه در غریزه و فطرت بشر مشاهده کرد دورانی که از آن به انقلاب نوسنگی یاد می‌کنند. چرا که برای اولین بار سنت‌های فرهنگی با عناصری در هم بافته نمود پیدا می‌کند که در دوران قبل از آن دیده نشده است. بشر برای اولین بار در تاریخ زندگی خود مبادرت به اهلی کردن حیوانات و گیاهان می‌کند، برای اولین بار ما شاهد تولید سفال هستیم، برای اولین بار بشر به ساختمان‌سازی و معماری روی می‌آورد که همه این موارد منشعب از آگاهی رشد یافته او است.

اگر با دید باستان‌شناسی تاریخی-فرهنگی به موضوع نگاه کنیم ایران در پیش از تاریخ و انسان پیش از تاریخ ایران در این انقلاب سهم بسیار بزرگی دارد و جبهه غرب ایران در این دوران می‌درخشد. نشانه‌هایی در دست است که برای اولین بار بز در کرمانشاه اهلی می‌شود و به موازات آن گوسفند در بین النهرین. جو و گندم به عنوان پایه و اساس رژیم غذایی در کوهپایه‌های زاگرس غربی و شرقی اهلی می‌شود. نشانه‌ها حکایت دارد که سگ به عنوان حیوان نگهبان و گاو و گاومیش در همین دوران در خوزستان اهلی می‌شوند. گیاهان پروتئینی خصوصا عدس و ماش با شواهد قرین به یقین در خوزستان اهلی می‌شوند. با صرف نظر از دوره‌های بعد از نوسنگی در جغرافیای فعلی ایران تا آغاز هزاره اول قبل از میلاد که شهرنشینی و حکومت داری به اعتلا رسیده است، شاخص‌های مهمی در هویت و ریشه و ذات ایرانیان هویدا می‌شود که ایرانیان را هرچند در دوران قبل از این تاریخ نیز سرآمد بوده‌اند اما از این تاریخ شاخصه‌ها گویا از مردمانی حکایت می‌کند که با بقیه مردم همزمان خود در بسیار مناطق جغرافیایی صاحب تمدن از جمله بین النهرین، مصر، ترکیه، آسیای میانه، جزایر یونان، هند و پاکستان فرق دارند. گویا ژنتیک جسمانی در این مردم به گونه‌ای دیگر رشد یافته است، گویا این خاک و این سرزمین دارد خود را برای تاریخی پرفراز و نشیب و برای ققنوس‌ها و خاکسترها و خاکسترها و ققنوس‌ها آماده می‌کند.

 مردمی که در قیاس با مردمان زمانشان از همه نظر تفاوت دارند، گویا برای رسالتی برگزیده شده‌اند. آغاز هزاره اول است و جهان در تجربه انسان خدایی و به تعبیر عام بت پرستی غرق است شاید چندین هزار سال از این موضوع می‌گذرد. حاکمان به معنای واقعی کلمه خدایند و قربانی انسان برای رضایت انسان خدا و بت خدا یک امر قراردادی حتمی است. در این سوی قضیه زردشت ظهور میکند و با پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک مردمان را به سویی سوق می‌دهد که آفریننده‌ای دارند که چشم‌ها او را نمی‌بینند و دست‌ها او را لمس نمی‌کنند. نمی‌شود یک شبه برای مردمی از کردار و پندار و گفتار نیک حرف زد و حیرت‌آور آنکه مردمش هم پذیرا باشند با جان و دل. شاید گذرواژه پذیرش فطری آرمانگرا با نهاد ایرانیان سازگار باشد که نهاد آن‌ها با پذیریش بت و انسان خداپرستی در تضاد است.

می‌گذرد و به دوره‌ای می‌رسیم که ایرانیان با ظهور هخامنشیان در تمام ساختارهای حکومتی، سیاسی، آیینی، اقتصادی، هنری و فرهنگی سردمدار جهانیان می‌شوند؛ دوران دوران پرستش اهورامزداست خدایی که چشم‌ها او را نمی‌بینند و دست‌ها او را لمس نمی‌کنند یک آیین یکتاپرستی که هم پادشاهانش به آن فخر می‌کنند و هم عامه مردم این جغرافیا. اعجاب‌آور است که پادشاهان تمام هستی و قدرت خود را مدیون اهورامزدا می‌دانند و به آن فخر می‌فروشند. سده‌ها می‌گذرد و گرمای یکتاپرستی به دوران تسلط ساسانیانی می‌رسد که نسب از هخامنشیان برده‌اند. هرچند در دوران پساهخامنشی با نفوذ فرهنگ یونانی و تسلط یونانیان در ایران مواجه می‌شویم و اجبار فرهنگی در بسیار از نقاط ایران آیین یکتاپرستی را تحت الشعاع قرار می‌دهد و شاید فرهنگ ایرانی همچون آتشی در زیرخاکستر نشان از نفوذ بیگانگان در انتظار گذر سده هاست تا حقایق و رسالتش را در سده‌های بعد نشان دهد. ساسانیان آمدند و با گسترش آیین یکتاپرستی پروبال فرهنگ‌های بیگانه و دست بیگانگان را از این زمین مقدس کوتاه کردند و باز اعتلا و شکوه به این زمین و مردمش بخشیدند.

گویا از میانه حکومت ساسانیان و هر چه با پایان آن نزدیک‌تر می‌شویم مردم این سرزمین باز در انتظار آزمونی دیگر خواهند بود که شاکله و هویت ذاتی اجدادی‌شان را این بار با پذیرش اسلام به نمایش می‌گذارند. گویا این دفعه رسالت مردم این سرزمین رنگ تقدس خود را بیشتر آشکار میکند، مردمی که بازگویا برای رسالتی خاص برگزیده شده‌اند اما باز با گذر از هزاره‌ها هنوز آغاز راه است و این مردم هویت ذاتی و ژنیک فطری ناشی از پذیرش خیر و تشخیص درست در بزنگاه‌ها را به خوبی آزموده‌اند اما این بار می‌خواهند سهامدار و جانبدار رسالتی شوند که با خاتم انبیا (ص) با عنوان اسلام و آخرین دین یکتاپرستی معرفی شد.

باز این آغاز راه است، چرا که این دین در سرزمین عربستان ظهور می‌کند و هرچند اسلام در سراسر شبه جزیره عربستان نهادینه می‌شود و به سرزمین‌های دیگر گسترش می‌یابد اما ماجرای دیگر شاید در بزنگاه تاریخی بعد از انتخاب امیرالمومنین علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر و حوادث بعد از آن باشد.

 در روزگاری که اسلام به ایران آمد و پیامبر اسلام همه را برابر و برادر می‌خواند تا سده‌های چهارم و پنجم هجری اعراب از ایرانیان به عنوان موالی یعنی بردگان یاد می‌کردند و با اینکه در بطن و مرکز تولد اسلام زاییده و بالیده‌اند اما همان تعصبات قومی و قبیله‌ای بار دیگر بر آن‌ها حاکم می‌شود و این بار نیز ایرانیان می‌خواهند نقش آفرینی کنند هرچند در نگاه و سیره‌ی معصومین موالی یا همان عجمان به عنوان بهترین دوستان یاد می‌شوند و آن ایرانیان هستند.

 درست بعد از وفات پیامبر اعظم است که مسلمانان بر سر جانشینی پیامبر گرد هم می‌آیند و این آغازیست بر سرنوشت دو گروهی آنان. عده‌ای با خلائف بیعت می‌کنند و عده‌ای بر مسیر امیرالمومنین. تاریخ سعادت بشر گویا از همین نقطه آغاز شده است و رسالت ایرانیان دارد رنگ و روی خود را آشکار می‌کند.

دنیای سیاست در دست امویان است و علی علیه السلام گوشه‌نشین اما با کسانی درد ودل می‌کند که از نژادش نیستند بر کسانی می‌گرید که با معصومیتش می‌داند او را شناخته‌اند و او را فهمیده‌اند بی‌آنکه بگوید کیستم و چه می‌خواهم آری اینان فارسیان هستند همانهایی که معصومان بر ایشان می‌بالند و براینان افتخار می‌کنند می‌دانند که پرچمدار حقیقت و رسالت دنیا بر مدار معصومیت به دست همین غیر عربان یعنی موالی ایرانی خواهد افتاد.

واقعه کربلا در تاریخ اسلام درست به دست اعرابی رقم خورد که از دایره‌ی معصومین و فرهنگ واقعی اسلام جدا شدند بانیان این واقعه همه مسلمان بودند و همسفره‌ی علی و اولاد او و همرکاب جدش رسول الله در جنگ با کفار و یهودیان، همه به ظن خود نماز شب خوان بودند و حافظ قرآن.

اولین واکنش‌ها پس از واقعه کربلا قیام افراد و گروه‌هایی بود که یا بعضا ایرانی بودند و یا ایرانیان در آن نقش داشتند. به موازات حکومت عباسیان که ایران بدون حکومت مرکزی و توسط گماردگان اداره می‌شد ایرانیان نقش بسیار پررنگی در زمینه‌های فرهنگی، هنری، معماری، تالیف کتب در زمینه‌های گوناگون علمی، مشاغل سیاسی رده بالا در این دوران داشتند و با اینکه دین بر مبنای تسنن در حکومت عباسیان بنیان نهاد شده بود اما ایرانیان همواره با معصومین علیه السلام ارتباط تنگاتنگی داشتند.

به طور کلی تمدن ایرانی یکی از تمدن‌های بزرگ و تاثیرگذار جهان بود ایرانیان با اقبالی گسترده به آیین اسلام درآمدند و از پیشینه فرهنگ و تمدن خویش در ساخت، رشد و شکوفایی تمدن اسلامی استفاده کردند به طوری که هویت ایرانی طی چهارده قرن در کنشی عمیق با دین اسلام به سر برده و تمامی شیون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی خود را توام با احکام، آداب و سنن اسلامی کرده است هیچ ملتی به اندازه ملت ایرانی در نشر و اشاعه این دین فعالیت نداشته و به همین جهت، تمدن اسلامی، مدیون و وام دار تمدن ایرانی است تعامل تمدن ایرانی با تمدن اسلامی، سازنده و دو سویه است نقش دانشمندانی ایرانی در شکوفایی تمدن اسلامی چشم گیرتر و برجسته‌تر از سایر اقوام است به گونه‌ای که بسیاری از مفسرین، مورخین، متکلمین و محدبین جهان اسلام ایرانی هستند.

در میان کلام اهل بیت علیهم السلام همواره نام فارسیان و ایرانیان به وضوح به چشم می‌خورد که نشان از ارادت دو سویه‌ی معصومین و ایرانیان بوده است. نمونه‌هایی مانند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در پاسخ به سؤال از آیه «ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما از دین خود برگردد بزودی خدا مردمی را می‌آورد که آن‌ها را دوست می‌دارد و آنان نیز او را دوست می‌دارند»، در حالی که به شانه سلمان می‌زد فرمود: [آنان] این مرد و هموطنان اویند. این کلام معرف پیامبر اعظم دلالت بر پیش‌بینی ستم‌های دارد که در زمان پیامبر و بعد از ایشان به اهل بیت او از سوی عربان روا می‌شد. یا در سخن معروف دیگری از پیامبر که به نبوغ ایرانیان اشاره شده است و آن دسترسی به علوم حتی اگر در ثریا باشد.

با گذر از این موضوع و بعد از اتمام امامت اهل البیت علیهم السلام و آغاز غیبت امام زمان عج جغرافیای سیاسی ایران تا آغاز حکومت متمرکز صفویان و آغاز رسمی شدن مذهب تشیع مدام در حال تنش بین حکومت‌های محلی یا حکومتهای خارج از این جغرافیا بود که حمله وحشیانه مغولان، تیمور و غیره نمونه‌هایی از آن‌هاست؛ در این برهه‌ها هنر، معماری، علوم و کتابخانه‌های عظیم هرچند به ورطه نابودی کشیده می‌شدند و بسیاری از صاحبان فنون بی‌هیچ دلیلی به صرف تشیع و ایرانی بودن به دار مجازات اویخته می‌شدند اما حکایت خاکستر و ققنوس بارها تکرار شد و نبوغ علمی و دینی ایرانیان دوباره از خاکستر برشکفت و باری دیگر ثابت کرد که این خاک مقدس است و مردم وسرزمینش برای رسالتی بزرگ برگزیده شده‌اند.

از دوران صنعتی شدن جوامع غربی که با حکومت قاجار در ایران قرابت دارد ساختار سیاسی بر دیگر ساختارهای جامعه غلبه دارد ایران توسط کشورهای صنعتی به عنوان مستعمره‌ای پر ظرفیت و صرفا با هدف چپاول و غارت منابعش انتخاب می‌گردد و در این ایام است که جدای از استعمار منابع وتاراج آن، پادشاهان قاجار اقدام به بذل خاک ایران می‌کنند و سرزمین‌های زیادی با یک عهدنامه ساده از ایران جدا می‌شوند.

 دوران حکومت پهلوی که می‌توان آن را آغاز شالوده شکل گیری رسالت ایرانیان نامید باز ساختار مذهبی بر دیگر ساختارهای جامعه غلبه پیدا می‌کند به تعبیر دیگر ایدئولوژی مذهبی بزرگترین ایدئولوژی خالص که می‌خواهد سرنوشت ایرانیان را برای همان رسالت بزرگ اماده کند با رهبری امام خمینی ره و شکل گیری جمهوری اسلامی ایران آغاز می‌شود.

دوران دوران آزمون‌های سخت است برای مردمی که سید روح الله را به عنوان رهبر خویش برگزیده‌اند رهبری آگاه و با درایت که دست سلطه گران و جانیان را از این سرزمین مقدس قطع کرد و طبیعی است که آینده‌ای پرتلاطم در انتظار مردمی باشد که با جان و دل برآرمانهای خود ایستاده‌اند.

 آغاز جمهوری اسلامی با تقویت گروهک‌های منافق و ضدانقلاب توسط کشورهای اروپایی و آمریکایی، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ۸ ساله و صرفا با هدف نابودی ایدئولوژی مذهبی برخاسته از نظام جمهوری اسلامی آغاز می‌شود. اما بار دیگر همچون تاریخ پرفراز و نشیب و استوار فرهنگی ایرانی مردمی با فرمان رهبرشان با دست خالی اما سینه‌ای لبریز از عشق به خاندان نبوت به دفاع از ناموس و مام میهن می‌پردازند که روی حسودان و جلادان را سیاه می‌کنند این بار سید روح الله زمامدار است؛ عارفی نامدار اما همرنگ با مظلومان و مستضعفان. اما تاریخ با عروج ملکوتی رهبر عالیقدر مستضعفان بار دیگر قلب‌های مردم را داغدار کرد و این طبیعت و فطرت آفرینش است گویی این عارف خردمند در کنار تمام دغدغه‌ها و رهبری همه جانبه امت اسلام برای جانشینی خود فرزندی از سلاسه‌ی اولیاء علیهم السلام را تربیت می‌کند که حیات جمهوری اسلامی، قوام آن و شکفتن اولین گل‌ها در باغ رسالت ایرانیان را مردمش در ایام زعامت او با چشم دل خواهند دید آری سید علی حسینی خامنه‌ای که به فرموده امام عظیم الشان انقلاب همانند او مانندی نیست بسیار شجاع، جسور، عالم، باکفایت، باهوش و آنچه صفات خوب در یک انسان دیده شود در او جمع شده‌اند.

مردم این بار دل‌های خود را به خلف بنیانگذار انقلاب اسلامی می‌دهند و انگار در سرنوشت‌شان است که دل بدهند آغار رهبری آیت الله سیدعلی خامنه‌ای تاآنگاه که قلوب مومنین او را امام خواندند دوران چهل‌ساله‌ای پر از تنش‌های سیاسی، حملات همه جانبه ابرقدرت‌ها و کشورهای بزرگ جهان اول است که با انواع واقسام حربه‌ها و حیله، چه در داخل و چه خارج و با قدرتمندترین رسانه‌ها سعی در تخریب و شکستن اتحاد مردم، ناامنی سیاسی و اقتصادی و بدجلوه دادن جایگاه رهبری در میان مردم شدند و از هیچ کوششی فروگذار نکردند دوره‌ای که با تحریم‌های سخت و طاقت‌فرسای استعمارگران شروع شد اما راهبرد عالمانه و درایت و هوشمندی عالی رهبری نظام در پیشبرد اهداف مقدسی که به رسالت نهایی ایرانیان ختم خواهد شد در این سال‌ها تمام توطئه‌های ددمنشانه ابرقدرت‌ها را نقش بر آب می‌کرد.

او مظلوم بود و قبل از مظلومیت شجاع بود در این سال‌ها که چهره‌های خبیث دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی خود را در تلاش برای تفرقه‌افکنی و سلب اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی و جایگاه رهبری آماده می‌کرد در مظلومیت و خفا و با بصیرتی مثال زدنی یک تنه با اهریمنان می‌جنگید و در مقابل سعی در تسلی دل مومنان داشت. مردم با تحریم‌های همه جانبه دشمنان دست و پنجه نرم می‌کنند اقتصاد جامعه با وقوع این تحریم‌ها نقش خود را در زندگی مردم به عیان نشان می‌دهد، با بوق و کرنای این اهریمنان و با نشان دادن دست‌های ابریشمی و حریری که درون آن چنگالهای زهرآگین نهفته است و ابراز مظلوم نمایی و آزادسازی ایرانیان مردم گاهی دلسرد می‌شوند اما با یک بیان خردمندانه و بهنگام سیدعلی باز قلبها آرام می‌گیرد. او بسیار مظلوم است که هم باید توطئه دشمنان اهریمنی را خنثی کند، با منافقین داخلی بجنگد و دلهای مردم را محکم نگه دارد روزهای سخت چهل‌ساله هر روزش برای او مثالی است از یک سال رنج و اندوه.

او را سید علی خامنه‌ای شناختند، با آیت الله سیدعلی خامنه‌ای جانشین امام راحل شد، قلب‌های صاف و بی‌ریا در پی شناخت جایگاه او به نایب امام زمان عج تعبیر شد، صفات و قدرت الهی و دوراندیشی سیاسی و مظلومیت او با آیت الله امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای به قلب‌ها رسوخ کرد که تا آسمانی شدنش تنها چند ماه باقی نمانده است روزهایی که ایرانیان بار دیگر خباثت و پلیدی شیطان بزرگ آمریکا و رژیم منحوس صهیونی را با جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم با چشم دیدند اما این بار همه افسوس می‌خورند که چرا دیر او را شناختند.

در طول دوران رهبریش که دشمن خبیث و جانی مردم را بر علیه او فریب می‌داد تقویت و بنیه دفاعی و علمی ایرانیان روز بروز توسط او پیش می‌رفت و او را باید ازبزرگترین رهبران تاریخ جهان دانست و این موضوع در طول ماه‌های اخیر نه تنها برای یک به یک ما ایرانیان بلکه برای تمام جهانیان ثابت شد اما افسوس‌هایش باقیست و بر دل‌ها چنگ می‌زند که چرا او را دیر شناختیم امام سیدعلی گویی بر رسالت نهایی که خداوند بر دوش ایرانیان نهاده و تخم آن را در قلبهای آن‌ها نهفته است لباس زیبایی پوشانید که همگان آگاه شدند که باز گویی این مردم برای رسالتی مهم مبعوث شده‌اند.

گویا سخنان اهل بیت نبوت در مورد ایرانیان دارد به وقوع می‌پیوندد و به فرموده پیامبر اگر شما (اعراب) در دین سستی کنید خداوند مردمی را می‌آورد که دین را به شما می‌آموزند. این بار به یقین می‌شود گفت این خاک مقدس است و مردمش رسالتی بزرگ بر دوش دارند. در عالم هستی و درمیان جمعیت چند میلیاردی مسلمانان تنها ایرانیان و بخشی کوچک در کشورهای عربی که به غیبت امام عصر (عج) ایمان دارند و برای آمدنش دست به دعا دارند اما غلبه کمّی تسنن بر دین اسلام خارج از مرزهای ایران و در راس آن حکومت حکام خودفروخته‌ی عربی چهره نفاق و دورویی حکومت معاویه و علی علیه السلام صدر اسلام را در این روزها بار دیگر می‌توان دید.

تاریخ تکرار می‌شود و ریا و نفاق اموی در مقابل روشنا و مظلومیت علی (ع) به عنوان رهبر و وصیت شده‌ی جانشینی پیامبر بار دیگر در حال تکرار است. این بار با شهادت مظلومانه امام سیدعلی خامنه‌ای فرزندش سید مجتبی خامنه‌ای به رهبری نظام مقدس جمهوری اسلامی برگزیده می‌شود. اما این بار چهل سال زمان نیاز ندارد که مردم به درایت و مظلومیت و شهامت و شجاعت امام شهید پی ببرند و بلکه این بار مردم قدرشناس نه با لقلق زبانی بلکه با دل، جانشینش را با نام آیت الله امام سید مجتبی حسینی خامنه‌ای صدا می‌زنند، این بار دل‌ها حاکم است و به فرموده امام شهید مردم برای امر مهمی مبعوث شده‌اند و به یقین پیروزی از آن این مردم است. با انتخاب نمی‌شود شب‌ها را در خیابان ماند و یاد امام شهید را گرامی داشت و بر مقاومت تاکید کرد بلکه انتخاب در این برهه انتخاب فرای زمین است خود بخواهی یا نخواهی قلبت برای سربلندی ایران می‌تپد و انتظار می‌کشی شبی دیگر شود تا صدای رهبر شهیدت را از بلندگوها بشنوی و در این رسالت مهم که با عنوان مبعوث شدگان تعبیر شده باردیگر شرکت نمایی و به ایرانی بودنت با جان و دل فخر بفروشی.

اما چرا این خاک مقدس است و رسالت نهفته در این پهنه‌ی جغرافیایی جهان چیست و نقش ایرانیان در این رسالت چگونه است لیکن باید به مراجع تاریخی رجوع کنیم؛ در روایات گاه از ایرانیان با عناوین اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان و دیگر شهرهای مشهور در آن دوره یاد کرده اند. در متن روایات از مردمی با عنوان «اهل مشرق» سخن گفته شده که بنا بر نظر بسیاری منظور از اهل مشرق مردم ایران هستند. در روایاتی دیگر آمده است بیشترین یاران مهدی آل محمد صلوات الله علیهم را ایرانیان تشکیل می‌دهند. بسیاری از یاران حضرت مهدی عج از اهالی مرورود، مرو، طوس، مغان، جابروان، اصطخر، فاریاب، طالقان، سجستان، نیشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، ری، کرمان و غیره هستند.

این خاک مقدس است…

هر ایرانی باید بداند…

انتهای پیام/

کد خبر 1405023002303
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha