توریستراتژیک؛ مانیفست نوین حکمرانی در مناطق مرزی ایران

دیاکو عباسی، عضو هیئت علمی گردشگری، دانشگاه علوم وتحقیقات در یادداشتی نوشت: در دنیای در حال گذار امروز، مرزها دیگر صرفاً خطوطی برای جدایی یا سنگرهایی برای دفاع نظامی نیستند؛ بلکه به کانون‌های استراتژیک تولید ثروت و امنیت نرم بدل شده‌اند. مفهوم «توریستراتژیک» (Touristrategic) با پیوند زدن ضرورت‌های ژئوپلیتیک به ظرفیت‌های صنعت گردشگری، الگویی نوین را پیش‌روی ایران می‌گذارد تا با تکیه بر موقعیت بی‌نظیر خود در میان ۱۵ کشور همسایه، از «اقتصاد انزوا» به سمت «هاب لجستیکی و سلامت جهانی» حرکت کند. یادداشت حاضر با نگاهی به نظریات مدرن این حوزه، به تبیین این فرصت بی‌بدیل ملی پرداخته است.

یادداشت را با این جمله از یک سرمایه گذار شروع می کنیم: چیزی که بیشتر از امنیت سرمایه برای من مهم است مدیریت شفاف ریسک سرمایه‌گذاری است. این جمله یک سرمایه‌گذار سنگاپوری، رمز موفقیت مناطق توریستراتژیک را فاش می‌کند.   

گردشگری یک فعالیت جهانی فراگیر و به طور فزاینده‌ای تأثیرگذار است که با مناظر و چشم اندازها تعامل دارد و آنها را به شیوه‌های جدیدی شکل می‌دهد. «دهکده‌های گردشگری سلامت» و «شهرهای گردشگری-تاریخی». ساختارهای تثبیت‌شده‌ای هستند که این اشکال فضایی نوظهور را در بر می‌گیرند. با این حال، در میان این نامگذاری‌های جغرافیایی، تغییرات و پیکربندی‌های فضایی که از تقاطع فزاینده بین گردشگری و ژئوپلیتیک ناشی می‌شوند، نادیده گرفته شده‌اند. تحقیقات گردشگری در حوزه موضوعات مرتبط با «ژئوپلیتیک جدید» با توجه به بی‌ثباتیها، جنگها و عدم قطعیتهای ناشی از تلاش آمریکا برای جلوگیری از کاهش اجتناب‌ناپذیر نفوذش در جهان، در کنار تلاش به ویژه کشورهای ابرقدرت برای دستیابی به منابع طبیعی کمیاب و تغییرات اقلیمی، ضرورتی به‌موقع و انکار ناپذیر است.

«سرزمین‌های Touriststartegic یا استراتژیک گردشگری» برای توصیف مکان‌های مرزی در حال تحول به کار می‌رود، که در آن‌ها دولت‌ها برای دستیابی به اهداف قلمروسازی، بین نیروهای جهانی شدن، ملی‌گرایی و قدرت سخت و نرم، تعادل برقرار می‌کنند. یکی از اشکال فضایی نوظهور مهم ناشی از این دوگانگی ژئوپلیتیکی، که در سرزمین‌هایی نزدیک به مرزهای بین‌المللی زمینی یا دریایی رخ می‌دهد. چنین مکان‌هایی اغلب در نزدیکی مسیرهای تجاری استراتژیک ایجاد می‌شوند، که ممکن است جمعیت اقلیت‌های فرهنگی قابل توجهی نیز در خود داشته باشند. گسترش گردشگری در این مناطق مرزی به طور فزاینده‌ای با شناخت دولت از نقش‌هایی که گردشگری می‌تواند در پیشبرد منافع ژئوپلیتیکی ایفا کند، "القا" می‌شود.

در این رابطه نظریه بنیادین: گردشگری به مثابه کالا و میدان قدرت مورد توجه قرار می گیرد. جایی که فضاهای گردشگری معاصر دیگر صرفاً بستر رخدادهای لوکس تفریحی نیستند، بلکه محصول تعامل دیالکتیکی بین «ارزش اقتصادی» (که گردشگری دنبال می‌کند) و «ارزش امنیتی/سیاسی» (که ژئوپلیتیک دنبال می‌کند) هستند. پیکربندی جدید زمانی ایجاد می‌شود که این دو نیرو هم‌گرا یا واگرا شوند.

مکانیسم کلیدی ایجاد پیکربندی‌های فضایی این مکانها به این شکل است که ژئوپلیتیک به جای جلوگیری از ورود گردشگران بین‌المللی یا بی تفاوتی نسبت به خروج گردشگران داخلی (که اغلب با انگیزه‌هایی تامین نشده در محیط داخلی کشور سفر می‌کنند، و خروج آنها علاوه بر پیامدهای منفی اقتصادی-تجاری، میتواند پیامدهای امنیتی نیز به همراه داشته باشد)، تلاش می‌کند که از طریق ساختارهای فضایی، مدیریت هدایت‌شده‌ای از جریان گردشگران طراحی کند. که نتیجه فضایی آن ایجاد حباب‌های گردشگری (Tourism Bubbles) در مناطقی است که امنیت بالا و کنترل شدید دارند، اما برای حرکت آزادانه گردشگر (چه داخلی چه خارجی) طراحی شده‌اند. با این رویکرد مرزهای ما از کاربری صرفا خط مقدم امنیتی، به خط مقدم دیپلماسی عمومی و ارزش افزوده اقتصادی، و ماندگاری سرمایه‌گذاران و گردشگران داخلی تبدیل می‌شوند. در نظریه‌های نوین ژئوپلیتیک از این پدیده با عنوان «مناطق مرزی استراتژیک گردشگری» یا توریستراتژیک هاب یاد می‌شود.

از زاویه ای دیگر این مفهوم با این پیشفرض که امنیت از طریق توسعه حاصل می‌شود، نه از طریق انزوا. می تواند به اقتصاد مردم نواحی مرزی از طریق جذب گردشگر داخلی یا خارجی رونق بخشد، تمایل به قاچاق یا اقدامات خصمانه را کاهش دهد. به این ترتیب، گردشگری به عنوان ابزاری برای «امنیت‌سازی نرم» تبدیل می‌شود.

در پایان موقعیت جغرافیایی ممتاز ایران برای ایجاد مناطق «توریست- استراتژیک» نه فقط یک مزیت، که یک فرصت بی‌نظیر جهانی است. برخلاف نمونه‌هایی مانند هاینان چین که پیشرو در ایجاد چنین زونهایی است، تنها به یک دریا دسترسی دارد. ایران در همسایگی ۱۵ کشور قرار دارد و به طور همزمان به ۴ منطقه ژئواستراتژیک متصل است. نکته مهم فقط عدد ۱۵ نیست، بلکه تنوع سطح توسعه، نیازهای درمانی و قدرت خرید در این همسایگان است. مجاورت با همسایگانی با جمعیتی حدود ۲۸۰ میلیون نفری که عمدتا با ضعف زیرساختهای درمانی و سلامت مواجه هستند. که این تنوع به ایران اجازه می‌دهد تا یک «پرتفوی مدیریت خوشه‌های توریست- استراتژیک» به ویژه در حوزه سلامت طراحی کند. ایران درهای خود را به روی چهار جهان متفاوت (اسلاوهای شمال، بحران‌زدگان غرب، توده‌های شرق و ثروتمندان جنوب) باز می‌کند. یک سرمایه‌گذار هوشمندانه، ایران را نه به عنوان یک «کشور»، بلکه به عنوان یک هاب لجستیکی سلامت جهانی می‌بیند که در آن می‌تواند پرتفویی از سرمایه‌گذاری‌های کمریسک (شمال) تا پرریسک-بازده بالا (غرب) را طراحی کند.  این پدیده نیازمند یک رویکرد حکمرانی تحول‌آفرین در سطوح بالا و استراتژیک حاکمیت است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405031601222
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha