مریم کیان اصل مدیر گروه اجتماعی پژوهشکده مردمشناسی در یادداشتی به مناسبت هفته ملی صنایعدستی نوشت: ارسیسازی بدون شک یکی از ظریفترین و هوشمندانهترین نمونههای صنایع دستی کاربردی در تاریخ معماری است که در آن مهندسی اقلیم و هنر متعالی در هم تنیدهاند. ارسی در معماری سنتی ایران، صرفاً یک عنصر بازشو یا پنجره نیست؛ بلکه یک نظام هنری تلفیقی است که از پیوند مجموعهای پیچیده از صنایعدستی پدید میآید.
این هنر، تجمیع مهارتهای متعددی همچون گرهچینی، منبتکاری، نازکبری، قوارهبری، معرقکاری، آینهکاری و نقاشی روی شیشه، در یک وحدت ساختاری است. در این میان، دانش عمیق هندسه و اصول گرهسازی، ستون فقرات این بازشوها را تشکیل میدهد تا نقوش هندسی (اعم از شکسته و گردان) که برگرفته از الگوهای گیاهی، جانوری و باورهای کهن ایرانی هستند، با دقت ریاضی و زیباییشناختی اجرا شوند.
ارسیسازی از منظر تاریخی، از دوران صفوی تا قاجار، شاهد تنوع کیفی و کفی گستردهای بوده و در مناطق مختلف جغرافیایی ایران ریشه دوانده است. در دوره قاجار، با رواج بیشتر تکنیک قوارهبری و بهکارگیری شیشههای رنگین، ارسی به یک شاخص تعیینکننده در نمایش جایگاه اجتماعی تبدیل شد. به دلیل هزینههای بالای ساخت و نیاز به مهارتهای فوقتخصصی، سفارش ارسی تابعی از تمکن مالی بود و به همین دلیل، برخلاف الگوهای کلی، ارسی خانههای قاجاری (به استثنای مجموعه کاخ گلستان) از نظر طراحی و تزئینات، شباهت چندانی به یکدیگر ندارند. این هنر در طیف وسیعی از بناها، از کاخهای سلطنتی و خانههای اشراف و بزرگان گرفته تا اماکن مذهبی و حسینیهها در شهرهایی چون تهران، اصفهان، شیراز، قزوین، تبریز، اردبیل، سنندج، یزد و بوشهر، به عنوان زینت اصلی و مهمترین بخش فضاهای پذیرایی و تالارهای اصلی (شاهنشین) بهکار گرفته شده است.
یکی از برجستهترین ویژگیهای ارسی، نقش آن در انطباقپذیری انسان با شرایط محیطی است. ارسی در واقع یک راهکار مهندسی-هنری برای مدیریت شرایط آبوهوایی است. این بازشوها با هدف کنترل هوشمندانه نور، تلطیف تابش شدید خورشید و مدیریت دمای فضا طراحی شدهاند. در اقلیمهای گرم و خشک ایران، ارسی با سپردن نور به قطعات شیشهای رنگین و شبکههای چوبی، از ورود مستقیم اشعههای سوزان جلوگیری کرده و نوری ملایم، رنگین و آرامبخش را به فضای داخلی تزریق میکند که در پی آن جلوههای بصری عرفانی و زیباییشناختی ویژهای ایجاد میکند که مستقیماً بر سلامت روان و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان اثر میگذارد.
در نهایت، ارسیسازی پیوندی معنادار میان صنایعدستی، مردمشناسی هنر و زیستبوم برقرار میکند. صنایعدستی در قالب ارسی، به مثابه یک کد بصری عمل میکند که به جامعه یادآوری میکند چگونه با محیط زیست خود همراستا و در تعامل باشد. این هنر با بهرهگیری از مواد اولیه بومی و بازتولید الگوهای طبیعت، فرآیندی کاملاً پایدار است که با کمترین آسیب به زیست بوم، بقای فرهنگ و هویت اقوام را تضمین میکند. ارسی، تجسم زندگی متوازن میان هنر، نیاز اقلیمی و فرهنگ است.
انتهای پیام/
نظر شما