ردپای اکولوژیک گردشگری؛ سفرهای ما چه بر سر منابع ایران می‌آورند؟

رضا غدیرزاده طوسی، پژوهشگر و مدرس در حوزه گردشگری، رئیس کمیسیون بازرسی جامعه حرفه‌ای هتل آپارتمان‌داران خراسان رضوی در یادداشتی نوشت: هر بار که چمدان سفر را می‌بندیم و راهی مقصدی تازه می‌شویم، معمولاً به منظره‌ها، بناهای تاریخی، آرامش، خرید، خوراک، اقامت و تجربه‌های تازه فکر می‌کنیم. اما کمتر پیش می‌آید از خود بپرسیم این سفر برای مقصد چه هزینه‌ای دارد. مقصد گردشگری فقط یک شهر، یک روستا، یک ساحل یا یک بنای تاریخی نیست. مقصد، یک پهنه زنده است؛ با آب محدود، خاک محدود، انرژی محدود، زیرساخت محدود و ظرفیتی مشخص برای تحمل فشار؛ و اگر این ظرفیت نادیده گرفته شود، گردشگری که قرار است در عمل به توسعه محلی کمک کند، می‌تواند به عاملی برای فرسایش منابع و تشدید ناپایداری تبدیل شود.

در سال‌های اخیر، مفهوم (ردپای اکولوژیک) به یکی از مفاهیم مهم در ارزیابی پایداری فعالیت‌های انسانی تبدیل شده است. این مفهوم به زبان ساده نشان می‌دهد انسان برای تأمین نیازهای خود، چه اندازه از ظرفیت زیستی زمین را مصرف می‌کند. وقتی این نگاه را وارد حوزه گردشگری کنیم، پرسش مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد؛ هر سفر چه مقدار آب، انرژی، فرسایش زمین، حمل‌ونقل، پسماند و انتشار کربن به همراه دارد؟ این پرسش به‌ویژه برای کشوری مانند کشور عزیزمان ایران اهمیت بیشتری دارد، کشوری که بخش بزرگی از آن با کم‌آبی، افت آب‌های زیرزمینی، فرونشست زمین و شکنندگی اکولوژیک روبه‌روست. مسئله این نیست که آثار زیست‌محیطی گردشگری ناشناخته است.

در ادبیات علمی گردشگری، سال‌هاست درباره تاثیرات سفر بر آب، خاک، انرژی، پسماند، تنوع زیستی و انتشار کربن بحث می‌شود. مسئله مهم آن است که در عمل، موفقیت گردشگری همچنان بیشتر با شاخص‌هایی مانند تعداد مسافر، ضریب اشغال اقامتگاه‌ها، میزان درآمد، حجم سرمایه‌گذاری و تعداد پروژه‌ها سنجیده می‌شود. این شاخص‌ها مهم‌اند، اما کافی نیستند. اگر در کنار آن‌ها هزینه‌های اکولوژیک سفر محاسبه نشود، ممکن است رونق ظاهری گردشگری به بهای تضعیف تدریجی همان مقصدی تمام شود که قرار است میزبان گردشگر باشد.

گردشگری، برخلاف تصور ساده‌ای که گاه از آن وجود دارد، فعالیتی کم‌اثر نیست. جابه‌جایی گردشگران، مصرف انرژی در اقامتگاه‌ها، استفاده از آب در هتل‌ها، رستوران‌ها و فضاهای خدماتی، تولید پسماند، فشار بر شبکه حمل‌ونقل، و تغییر کاربری زمین، همگی بخشی از ردپای اکولوژیک سفر هستند. در مقصدهای پرگردشگر، این فشار معمولاً فصلی و متمرکز است. یعنی در دوره‌ای کوتاه، جمعیتی بیش از ظرفیت معمول مقصد وارد آن می‌شود و مصرف آب، انرژی و خدمات شهری به‌طور ناگهانی افزایش می‌یابد. چنین وضعیتی در شهرهای کم‌آب یا دارای زیرساخت شکننده، می‌تواند آثار تخریبی فراوانی برجای بگذارد. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که آن را در کنار بحران آب و فرونشست در ایران قرار دهیم. اصفهان نمونه‌ای روشن از این وضعیت است. 

شهری که هم یکی از مهم‌ترین مقصدهای گردشگری کشور است و هم با تنش شدید آبی، افت آب‌های زیرزمینی و خطر فرونشست روبه‌روست. وقتی از گردشگری اصفهان سخن می‌گوییم، نباید فقط به میدان نقش‌جهان، سی‌وسه‌پل، هتل‌ها، صنایع‌دستی و حضور گردشگران داخلی و خارجی فکر کنیم. باید به این هم بیندیشیم که این شهر بر بستری شکننده ایستاده است. فرونشست زمین تنها یک مسئله فنی یا زمین‌شناختی نیست؛ نشانه‌ای از برهم خوردن تعادل میان مصرف و توان طبیعی سرزمین است. در چنین شرایطی، توسعه گردشگری بدون توجه به ظرفیت زیستی مقصد می‌تواند پیامدهای ناخواسته داشته باشد. گردشگر برای دیدن میراث تاریخی می‌آید، اما اگر همان میراث بر زمینی فرونشسته و آبخوانی تخلیه‌شده ایستاده باشد، آینده گردشگری نیز تهدید می‌شود. دراینجا رابطه میان گردشگری و محیط‌زیست رابطه‌ای مستقیم و حیاتی است. مقصدی که منابع آب خود را از دست می‌دهد، زیرساخت‌هایش آسیب می‌بیند، کیفیت زندگی ساکنانش کاهش می‌یابد و در نهایت جذابیت گردشگری خود را نیز از دست خواهد داد. بنابراین حفاظت از محیط مقصد، اقدامی جدا از توسعه گردشگری نیست؛ شرط ادامه حیات آن است.

پژوهش‌های مربوط به ردپای اکولوژیک گردشگری نشان می‌دهند که رشد گردشگری، اگر با مدیریت پایدار همراه نباشد، می‌تواند به افزایش مصرف منابع و تشدید انتشار کربن منجر شود. این یافته برای برنامه‌ریزی گردشگری در ایران بسیار مهم است. ما نمی‌توانیم تنها به افزایش تعداد گردشگر به‌عنوان نشانه موفقیت نگاه کنیم. باید بدانیم هر گردشگر چه فشاری بر مقصد وارد می‌کند و مقصد تا چه اندازه توان پذیرش این فشار را دارد. به بیان دیگر، هر شهر گردشگرپذیر باید افزون بر برنامه جذب گردشگر، برنامه سنجش و مدیریت ردپای اکولوژیک نیز داشته باشد. در این میان، نقش آگاهی گردشگر بسیار مهم است. مطالعاتی که درباره رابطه آگاهی از فرونشست و گردشگری مسئولانه انجام شده‌اند، نشان می‌دهند که آگاهی می‌تواند رفتار گردشگر را تغییر دهد. گردشگری که بداند مقصد او با بحران آب، فرونشست زمین یا آسیب‌پذیری میراث روبه‌روست، احتمال بیشتری دارد که رفتار مسئولانه‌تری در پیش گیرد. او ممکن است در مصرف آب دقت کند، اقامتگاه مسئولانه‌تری برگزیند، از حمل‌ونقل عمومی استفاده کند، از تولید پسماند اضافی پرهیز کند و نسبت به محدودیت‌های مقصد حساس‌تر باشد. این نوع آگاهی، مانع سفر نیست؛ بلکه راهی برای انسانی‌تر، علمی‌تر و پایدارتر کردن سفر است.

از این منظر، گردشگر فقط مصرف‌کننده خدمات نیست. او می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد. اما این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که اطلاعات درست، روشن و قابل فهم در اختیار او قرار گیرد. اگر شهری مانند اصفهان یا نیشابور با فرونشست روبه‌روست، اگر منابع آب مقصد محدود است، اگر زیرساخت‌های شهری تحت فشارند، این واقعیت‌ها باید به زبان مناسب برای گردشگر توضیح داده شود. پنهان کردن بحران، مقصد را نجات نمی‌دهد. آگاهی‌بخشی درست می‌تواند به شکل‌گیری نوعی اخلاق سفر کمک کند؛ اخلاقی که در آن مسافر خود را در برابر سرزمینی که از آن بازدید می‌کند مسئول بداند. برنامه‌ریزی گردشگری در ایران نیازمند عبور از نگاه صرفاً کمی است.

افزایش تعداد گردشگر بدون سنجش ظرفیت محیطی، شبیه افزایش برداشت از چاهی است که سطح آب آن هر سال پایین‌تر می‌رود. ممکن است در کوتاه‌مدت سودآور به نظر برسد، اما در بلندمدت بنیان مقصد را سست می‌کند. شهرهای گردشگرپذیر باید بدانند در هر فصل چه تعداد گردشگر را می‌توانند بدون آسیب جدی به منابع و زیرساخت‌ها بپذیرند. اقامتگاه‌ها باید بر اساس معیارهای مصرف بهینه آب و انرژی ارزیابی شوند. مدیریت پسماند، حمل‌ونقل پاک، بازچرخانی آب، کنترل ساخت‌وسازهای گردشگری و آموزش گردشگران باید بخشی از سیاست گردشگری باشد، نه موضوعی حاشیه‌ای و تشریفاتی.

نتیجه علمی این بحث روشن است. گردشگری زمانی پایدار است که میان منفعت اقتصادی، کیفیت زندگی جامعه میزبان و ظرفیت اکولوژیک مقصد تعادل برقرار کند. اگر این تعادل از میان برود، گردشگری به جای آنکه ابزار توسعه باشد، به عاملی برای تشدید بحران تبدیل می‌شود. ردپای اکولوژیک به ما کمک می‌کند این تعادل را ببینیم، اندازه بگیریم و درباره آن تصمیم بگیریم. آینده گردشگری ایران نه فقط به تعداد مسافران، بلکه به میزان هوشمندی ما در مدیریت منابع بستگی دارد. سفر می‌تواند تجربه‌ای زیبا، آموزنده و سازنده باشد؛ به شرط آنکه ردپای آن بر آب، خاک و میراث این سرزمین، سنگین‌تر از توان تحمل مقصد نباشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405040800494
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha