سیدعباس مصطفوی، مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در یادداشتی در تسنیم با عنوان "میراث راهبردی رهبر شهید؛ از هویت ملی تا افق آینده ایران" به تبیین ابعاد فکری و مدیریتی رهبر شهید انقلاب اسلامی و تأثیر این میراث بر هویت ملی، فرهنگ و آینده کشور پرداخته است.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
"در تاریخ ملتها، شخصیتهایی وجود دارند که نقش آنان به واسطه منظومه فکری، شیوه حکمرانی، نوع مواجهه با بحرانها و تاثیرگذاری بر حافظه تاریخی جامعه، به بخشی از هویت یک ملت تبدیل میشوند. آیین تشییع و تدفین رهبر شهید انقلاب اسلامی، فارغ از هر تحلیل سیاسی، فرصتی برای بازخوانی این میراث فکری و تامل درباره نسبت میان رهبری، سرمایه اجتماعی، فرهنگ، هویت ملی و آینده ایران است.
رهبر شهید انقلاب اسلامی در طول دهههای مسئولیت خود، کوشید مفهوم رهبری را از جایگاه صرفا مدیریتی فراتر برده و آن را با مسئولیت تاریخی، اخلاق سیاسی و پیوند با مردم تعریف کند. در بسیاری از بحرانهای داخلی و منطقهای، حضور مستقیم، پیگیری مستمر و اهتمام به حفظ انسجام ملی از ویژگیهایی بود که در تحلیلهای گوناگون درباره شیوه مدیریت معظمله مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد، تصویری از رهبری ارائه میکرد که در بزنگاههای حساس، میدان مسئولیت را بر حاشیه امن ترجیح میدهد.
یکی از مؤلفههای برجسته این منظومه فکری، مردممحوری بود. در سخنان و سیاستگذاریهای معظمله، مردم سرمایه اصلی اقتدار ملی تلقی میشدند. تاکید بر عدالت اجتماعی، حمایت از اقشار کمبرخوردار، کاهش فاصله طبقاتی، تقویت اقتصاد مولد، اقتصاد دانشبنیان و جهش تولید، همگی در چارچوب همین نگاه قابل تحلیل است؛ نگاهی که توسعه را با کرامت انسانی، مشارکت اجتماعی و تقویت سرمایه ملی پیوند میزد.
در عرصه سیاست خارجی نیز، مفهوم «عزت، حکمت و مصلحت» بهعنوان یکی از مهمترین چارچوبهای نظری معظمله برای جمهوری اسلامی مطرح شد؛ الگویی که تلاش داشت میان حفظ منافع ملی، واقعبینی در مناسبات بینالمللی و صیانت از استقلال کشور توازن برقرار کند. در این چارچوب، دیپلماسی و مقاومت بهعنوان دو ابزار مکمل در تأمین منافع ملی قابل تفسیر بودند؛ رویکردی که طی سالهای بعد و حتی در همین جنگ رمضان، در مواجهه با تحولات منطقهای و بینالمللی، بارها مورد استناد تحلیلگران قرار گرفت.
از دیگر ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید، توجه به فرهنگ، ادبیات و بهرهگیری از تمثیل در تبیین مسائل پیچیده بود. روایت مشهور دیدار با سعد حریری و اشاره به رمان «گوژپشت نوتردام» و شخصیت «اسمرالدا» ــ که در منابع مختلف نقل شده است ــ از همین منظر قابل توجه است. فارغ از جزئیات روایت، آنچه اهمیت دارد، شیوه استفاده از یک اثر ادبی برای توضیح یک مسئله سیاسی و امنیتی است؛ رویکردی که نشان میداد ادبیات و فرهنگ، در نگاه معظمله، ظرفیتی برای گفتوگو، اقناع و انتقال مفاهیم راهبردی به شمار میرفت.
در حوزه هویت ملی نیز، رهبر شهید همواره بر پیوند میان ایران، اسلام و میراث تاریخی این سرزمین تاکید داشت. در این نگاه، هویت ایرانی و هویت اسلامی در تعامل با یکدیگر معنا مییافتند. صیانت از فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، توجه به زبان فارسی، پاسداشت میراثفرهنگی و تمدنی و تاکید بر وحدت ملی در برابر شکافهای اجتماعی و فرهنگی، از محورهایی بود که در مواضع و سخنان معظمله بازتاب مییافت.
در سطح منطقهای، مسئله فلسطین و تحولات غرب آسیا جایگاه ویژهای در منظومه فکری معظمله داشت. دفاع از حقوق ملت فلسطین، تاکید بر مسئولیت کشورهای منطقه در قبال این مسئله و توجه به پیامدهای انسانی و امنیتی منازعات، از موضوعاتی بود که بهطور مستمر در مواضع معظمله دیده میشد و بخشی از رویکرد کلان معظمله نسبت به تحولات منطقه را شکل میداد.
همچنین، صبر راهبردی را میتوان یکی از مهمترین مؤلفههای شیوه تصمیمگیری رهبر شهید دانست. در بسیاری از بزنگاههای حساس، تاکید بر پرهیز از واکنشهای شتابزده، ارزیابی دقیق شرایط و اتخاذ تصمیم در زمان مقتضی، نشاندهنده نگرشی بود که مدیریت بحران را بر پایه محاسبه، آیندهنگری و حفظ منافع بلندمدت تعریف میکرد. چنین رویکردی، در کنار تاکید بر وحدت ملی، انسجام اجتماعی و حفظ آرامش عمومی، به بخشی از میراث مدیریتی معظمله تبدیل شد.
در عرصه داخلی نیز، نامگذاری سالهای متوالی با محورهای اقتصادی، علمی، فرهنگی و تولیدی، نشاندهنده تلاشی مستمر برای جهتدهی به افکار عمومی، نخبگان و دستگاههای اجرایی بود. این نامگذاریها، صرفنظر از میزان تحقق آنها، بیانگر این واقعیت بودند که توسعه کشور نیازمند تمرکز بر اولویتهای ملی و همافزایی میان دولت، جامعه و نهادهای مدنی است.
آیین باشکوه تشییع و بدرقه رهبر شهید، علاوه بر جنبههای عاطفی، جلوهای از اهمیت حافظه تاریخی در جامعه ایران بود. چنین آیینهایی، صرفنظر از برداشتهای سیاسی، بخشی از روایت تاریخی یک ملت را شکل میدهند و در حافظه جمعی نسلهای آینده باقی میمانند؛ حافظهای که در آن، شخصیتها با میراثفرهنگی، اخلاقی و اجتماعی خود سنجیده میشوند.
میراث رهبر شهید انقلاب اسلامی را میتوان در پیوند میان هویت ملی، فرهنگ، مردممحوری، توجه به عدالت، آیندهنگری و تلاش برای حفظ انسجام کشور تحلیل کرد. داوری نهایی درباره هر شخصیت تاریخی، بیتردید بر عهده تاریخ و پژوهشگران خواهد بود؛ اما آنچه امروز آشکار است، آن است که بررسی اندیشه و تجربه مدیریتی معظمله، همچنان میتواند موضوعی مهم برای پژوهشهای دانشگاهی، مطالعات راهبردی و گفتوگوهای نخبگانی درباره آینده ایران و نسبت میان رهبری، فرهنگ و توسعه ملی باشد.
در امتداد این میراث، رهبری جدید انقلاب اسلامی، آیتالله سیدمجتبی خامنهای(مدظلهالعالی)، خلف معظمله و ادامهدهنده همان خطمشی و منظومه فکری است؛ رویکردی که بر حفظ انسجام ملی، صیانت از منافع کشور، توجه به فرهنگ، مردممحوری و تداوم مسیر ترسیمشده در چارچوب آرمانها و سیاستهای کلان نظام جمهوری اسلامی تاکید دارد."
انتهای پیام/

نظر شما