میراثآریا: هنوز خورشید بر آسمان تهران نتابیده بود که نبضِ خیابانهای منتهی به مصلی در میان گامهای استوار مردمی که برخی از شب گذشته به انتظار نشسته بودند، تندتر میزد. طنین تلاوت قرآن، فضای مصلی را عطرآگین کرده بود و تابوتهای پوشیده در پرچم جمهوری اسلامی ایران در جایگاه اصلی قرار داشت؛ جایی که هزاران چشم منتظر، در سکوتی آمیخته با دعا و اشک، آخرین وداع خود را با رهبر شهید جمهوری اسلامی و خانوادهاش به جا آوردند.
شریانهای اطراف مصلی نیز از همان ساعات اولیه صبح، مملو از صفوف بههمفستهای از عزادارانی بود که با در دست داشتن تصاویر، پرچمها و شعارنوشتهها، مسیر خود را به سمت جایگاه اصلی میگشودند. در این میان، تیمهای امدادی، انتظامی و خدمات شهری نیز با آرایشی منسجم، مسئولیت مدیریت این خیل عظیم جمعیت را بر عهده داشتند تا روند برگزاری این آیین ملی با آرامش و نظم برقرار بماند.
شکوه اقامه نماز و وحدت در سوگ
در ساعت مقرر، نماز میت بر پیکر آیتالله خامنهای و اعضای خانواده شهید ایشان به امامت آیتالله جعفر سبحانی اقامه شد. این مراسم در حالی برگزار شد که حضور گسترده مسئولان عالیرتبه کشور، فرماندهان ارشد نظامی، شخصیتهای برجسته حوزوی و هیئتهای بلندپایه از کشورهای اسلامی، جلوهای از اقتدار و همبستگی ملی و منطقهای را به نمایش گذاشت.
فضای مصلی، بیش از آنکه رنگ و بوی برنامهای رسمی داشته باشد، به صحنه وداعی عمومی بدل شده بود. بسیاری در سکوت اشک میریختند، گروهی قرآن به دست، غرق در دعا بودند و نوای «صلوات» در سراسر شبستان طنینانداز بود. در جایجای مصلی نیز، موکبهای مردمی و ایستگاههای امدادی با تمام توان برای خدمترسانی به حاضران بسیج شده بودند.
دیپلماسیِ عزاداری؛ حضور مقامات و هیئتهای خارجی
در میان خیل عزاداران، حضور هیئتهای دیپلماتیک کشورهای منطقه و همسایگان اسلامی، از وجوه متمایز این آیین بود. نمایندگان و مقامات ارشد دولتهای منطقه برای ادای احترام به تهران سفر کردند؛ حضوری که نشان از ابعاد فراملی این مراسم داشت و اهمیت آن را در سطوح دیپلماتیک و منطقهای برجسته ساخت. در ردیفهای نخست جایگاه نیز رؤسای سه قوه، اعضای مجلس خبرگان، فرماندهان عالی رتبه نیروهای مسلح و نخبگان سیاسی و نظامی، دوشادوش یکدیگر در صفوف نماز ایستادند تا مراسم را به صحنهای از تعاملات سیاسی-مذهبی در سطح جهان اسلام ارتقا دهند.
روایت مردم؛ از خراسان تا کرانههای جنوب
بخش اصلی این گزارش را باید در چهرههای مردم جستوجو کرد؛ زن و مرد، پیر و جوان و خانوادههایی که نسلهای مختلف را در کنار هم به این میعادگاه آورده بودند. مردی میانسال که از خراسان رضوی راهی طولانی پیموده بود تا در این وداع حضور یابد و خانوادهای از جنوب کشور که با پرچمهای در دست، تصویری از تنوع جغرافیایی و یکپارچگی ایران را به نمایش گذاشته بودند؛ اینها بخشی از هزاران روایتی بود که در گوشهگوشه مصلی جریان داشت. با اوج گرفتن گرمای هوا، خدماترسانی داوطلبان هلالاحمر و نیروهای خدماتی با دقت و سرعت بیشتری تداوم یافت تا روند برگزاری مراسم خللی نپذیرد.
بدرقهای برای روزهای پیش رو
پس از پایان نماز، مراسم وارد مرحله تازهای شد؛ تابوتها در میان حلقههای فشرده و پرشور مردم، با همراهی نیروهای تشریفاتی از جایگاه خارج شدند تا برنامههای آیین تشییع و خاکسپاری، طبق اعلام قبلی در تهران و دیگر شهرهای ایران ادامه یابد.
بازتاب جهانی؛ نگاهِ جهان به تهران
همزمان، دوربینهای رسانههای منطقهای و بینالمللی، لحظهبهلحظه این حضور حماسی را مخابره میکردند. رسانههای عربی با توصیف این آیین به عنوان یکی از بزرگترین تجمعات رسمی ایران، بر ابعاد مذهبی و سیاسی آن تاکید کردند. در همین حال، رسانههای غربی نیز در تحلیلهای خود، ضمن پوشش گسترده مراسم، آن را در چارچوب تحولات پس از دوران اخیر و آینده ساختار قدرت در ایران بررسی کردند. حضور هیئتهای عالیرتبه، بهویژه نمایندگان چین و کشورهای منطقه، به عنوان نمادی از انسجام حاکمیت و پیوندهای دیپلماتیک ایران، در کانون توجه گزارشهای تحلیلی قرار گرفت.
تهران؛ شهری در ایستایِ سوگ
چهره تهران امروز دگرگون بود؛ محدودیتهای ترافیکی اعمال شده بود و ناوگان حملونقل عمومی، بهویژه مترو، با حداکثر ظرفیت به جابهجایی سیل جمعیت میپرداخت. در ساعات پایانی، اگرچه جمعیت بهتدریج مصلی را ترک میکرد، اما هنوز گروههای بسیاری در محوطه حضور داشتند؛ برخی در حال تلاوت قرآن و برخی دیگر با نگاهی خیره به جایگاه مراسم، خود را برای همراهی با مراحل بعدی بدرقه آماده میکردند.
مراسم امروز، فارغ از تمامی تحلیلهای سیاسی، یکی از پرمخاطبترین و تاثیرگذارترین رویدادهای خبری تاریخ بود؛ رویدادی که نگاه ناظران بینالمللی را به تحولات آینده ایران معطوف کرد و به عنوان برگی از تاریخ معاصر، در حافظه جمعی ملت ایران ثبت شد.
انتهای پیام/
نظر شما