فریده مجیدی خامنه، رئیس پژوهشکده مردمشناسی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا در آستانه بررسی پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته» با تشریح ابعاد مردمشناختی این اثر تاریخی، ثبت جهانی را فرآیندی علمی، استاندارد و مبتنی بر معیارهای بینالمللی دانست که بهصورت مستمر مورد بازنگری و روزآمدسازی قرار میگیرد.
وی با اشاره به سازوکار ثبت آثار در یونسکو تصریح کرد: آثار میراثفرهنگی ملموس و ناملموس بر اساس ضوابط مصوب، در سه فهرست «میراث جهانی»، «میراث نیازمند پاسداری فوری» و «اقدامات پاسدارانه مطلوب» جای میگیرند و هر اثر برای ثبتجهانی باید مجموعهای از معیارهای فرهنگی یا طبیعی و شاخصهای تخصصی ذیل این معیارها را احراز کند.
رئیس پژوهشکده مردمشناسی با تاکید بر جایگاه ممتاز جمهوری اسلامی ایران در نظام میراثجهانی اظهار داشت: تعداد آثار ثبتشده ایران در فهرستهای یونسکو، کشور را در میان ۱۰ کشور برتر جهان قرار داده است؛ جایگاهی که حاصل ظرفیتهای کمنظیر تمدنی، تاریخی و فرهنگی ایران و نیز تلاش مستمر متخصصان حوزه میراثفرهنگی است.
مجیدی خامنه با بیان اینکه پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته» بهخوبی معیارهای فرهنگی یونسکو را پوشش میدهد، افزود: مطالعات مردمشناختی و مستندسازی دانشها، باورها، سنتها و روایتهای محلی، نقش تعیینکنندهای در استخراج و تبیین ارزشهای برجسته جهانی این اثر داشته و پشتوانهای علمی برای تقویت پرونده ثبت جهانی بهشمار میآید.
وی قلعه الموت را دستاوردی بیبدیل از نبوغ مهندسی و دانش بومی ایرانیان توصیف کرد و گفت: این مجموعه تاریخی، با پیشینهای غنی در حوزههای فرهنگی، تاریخی و طبیعی، نمونهای ممتاز از تعامل هوشمندانه انسان با محیط پیرامون و تجلی فناوریهای پیشرفته بومی در دورههای تاریخی است.
رئیس پژوهشکده مردمشناسی با اشاره به نامهای تاریخی این قلعه از جمله «بلدهالاقبال»، «دارالملک اسماعیلیان»، «کرسی دیلم»، «تخت دیلمان»، «قلعه قیصرخان» و «قلعه گازرخان»، خاطرنشان کرد: تنوع این نامها، بازتاب جایگاه رفیع و نفوذ گسترده این دژ در حافظه تاریخی و فرهنگ عامه مردم منطقه است.
وی افزود: در روایتهای محلی، ساختار طبیعی و معماری قلعه به شتری تشبیه شده که بر زمین آرمیده است؛ تصویری که نشاندهنده پیوند عمیق میان ذهنیت جمعی جامعه محلی و سیمای طبیعی این اثر تاریخی است. هرچند برخی روایتها پیشینه قلعه را به دوره اسطورهای کیومرث نسبت میدهند، اما بخش عمده حافظه تاریخی و ادبیات شفاهی پیرامون این مجموعه، به دوران حضور حسن صباح و حکومت اسماعیلیان بازمیگردد.
مجیدی خامنه، معماری، فناوری و سازمان فضایی الموت را از برجستهترین وجوه ارزشمند این اثر دانست و گفت: براساس روایتهای محلی، شبکهای از راهها و تونلهای مخفی، ارتباط میان بخشهای مختلف دژ و همچنین ارتباط آن با دیگر استحکامات منطقه را برقرار میکرده که بیانگر سطح بالای مهارتهای مهندسی و طراحی دفاعی در آن دوران است.
وی یکی از مهمترین مصادیق دانش بومی در الموت را نظام انتقال آب و مواد غذایی برشمرد و افزود: بر پایه روایتهای محلی، شیر تولیدشده در مناطق مرتفع اطراف شاتان با بهرهگیری از سامانه تنبوشه به قلعه منتقل میشد؛ فناوریای که با اتکا به اختلاف ارتفاع و اصول فیزیکی، امکان انتقال سیالات را با کمترین هزینه زمانی، اقتصادی و انسانی فراهم میکرد و گواهی روشن بر شناخت دقیق ساکنان قلعه از قواعد مهندسی و طبیعت بهشمار میرود.
رئیس پژوهشکده مردمشناسی ادامه داد: نظام ذخیرهسازی آب، حفاظت از منابع حیاتی، شیوههای صیانت از خزاین، آگاهی از نجوم و رصد ستارگان، مهارت در ضرب سکه و دانش گیاهشناسی، از دیگر مؤلفههایی هستند که در روایتهای تاریخی و مردمی به ساکنان الموت نسبت داده میشوند و تصویری از جامعهای دانشمحور و برخوردار از فناوریهای متناسب با شرایط محیطی ارائه میکنند.
وی همچنین ادبیات شفاهی را از مهمترین شاخصهای فرهنگی در ارزیابی آثار جهانی دانست و اظهار کرد: افسانهها، باورهای مردمی و روایتهای تاریخی مرتبط با الموت، بخش مهمی از هویتفرهنگی این مجموعه را شکل میدهند. داستان مشهور «سه یار دبستانی» میان حسن صباح، حکیم عمر خیام و خواجه نظامالملک، اگرچه از سوی برخی پژوهشگران محل تردید دانسته شده است، اما در فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی ایرانیان جایگاهی ماندگار یافته و در آثار ادبی و رسانهای جهان نیز بازتاب گستردهای داشته است.
مجیدی خامنه در پایان تاکید کرد: پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته» روایت مستندی از تداوم تمدن ایرانی، دانش بومی، حافظه فرهنگی و میراث ناملموسی است که در کالبد این دژ تاریخی تبلور یافته و میتواند بهعنوان یکی از شاخصترین نمونههای تعامل انسان، فرهنگ و طبیعت در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شود.
انتهای پیام/

نظر شما