به گزارش خبرنگار میراثآریا، همزمان با نزدیک شدن به زمان بررسی پرونده ثبتجهانی «قلعه الموت و استحکامات آن» در چهلوهشتمین اجلاس کمیته میراثجهانی یونسکو، ابعاد تازهای از توان مهندسی و دانش فنی سازندگان این دژ تاریخی آشکار شده است؛ ظرفیتی که فراتر از استحکامات نظامی، از پیشرفت قابل توجه ایرانیان در مدیریت منابع آب و سازگاری هوشمندانه با محیط طبیعی حکایت دارد.
عنایتالله مجیدی، رئیس کتابخانه مرکز اسناد دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با اشاره به موقعیت منحصربهفرد قلعه الموت بر فراز صخرهای مرتفع، اظهار کرد: تامین آب برای چنین دژی، بدون برخورداری از دانش مهندسی، برنامهریزی دقیق و شناخت کامل توپوگرافی منطقه، عملا امکانپذیر نبوده است.
وی با تاکید بر اینکه شناخت نظام آبرسانی قلعه، نقشی اساسی در تبیین ارزشهای تاریخی، فناورانه و جهانی این مجموعه دارد، افزود: بررسی این سامانه میتواند درک جامعتری از جایگاه تمدنی قلعه الموت ارائه دهد و یکی از مهمترین مؤلفههای ارزش برجسته جهانی این اثر را آشکار سازد.
مجیدی با استناد به پژوهشهای میدانی، بهویژه تحقیقات زندهیاد دکتر منوچهر ستوده، گفت: تاکنون دو مسیر اصلی برای تامین آب قلعه شناسایی شده است؛ نخست، نهر «دیوجو» که آب رودخانه سیالان را از دامنه شرقی کوه هودکان منتقل میکرد و دوم، چشمه «کلدر» در دامنه شمالی قلعه. با این حال، منابع معتبر تاریخی از مسیر سومی نیز سخن گفتهاند که سالها محل اختلاف نظر میان پژوهشگران بوده است.
وی با اشاره به گزارش عطاملک جوینی در کتاب تاریخ جهانگشا افزود: جوینی از رودخانهای با نام «باهرو» یاد میکند و مینویسد از آن جوی آبی تا پای قلعه احداث شده بود و سپس آب از طریق کانالهای تراشیده در سنگ، به آبانبارهای سنگی داخل دژ هدایت میشد. اختلاف نسخههای خطی در ثبت این نام، طی سالهای گذشته دیدگاههای متفاوتی درباره هویت واقعی این رودخانه پدید آورده است.

رئیس کتابخانه مرکز اسناد دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ادامه داد: علامه محمد قزوینی احتمال داده بود که «باهرو» همان «شاهرود» باشد و دکتر منوچهر ستوده نیز آن را با نهر دیوجو یا رودخانه سیالان مرتبط دانسته بود؛ اما تطبیق دقیق نسخههای مختلف تاریخ جهانگشا با جغرافیای تاریخی منطقه، نشان میدهد این فرضیهها با چالشهای جدی مواجه هستند.
وی تصریح کرد: از منظر زبانشناسی، میان «باهرو» و «دیوجو» هیچ قرابت قابل قبولی وجود ندارد و هیچ سند تاریخی نیز از تغییر نام این رودخانه حکایت نمیکند. افزون بر آن، شاهرود در جنوب منطقه و در فاصلهای حدود ۱۵ کیلومتری از قلعه قرار دارد و با توصیفات منابع تاریخی انطباق ندارد.
مجیدی با استناد به آثار معتبر تاریخی از جمله جامعالتواریخ رشیدالدین فضلالله همدانی، زبدةالتواریخ ابوالقاسم کاشانی و نوشتههای حافظ ابرو، اظهار کرد: صورتهای مختلفی همچون «تاهرود»، «تاهرو»، «تارو» و «تاهر» همگی به رودخانهای اشاره دارند که امروز با نام «تارو» در منطقه تارولات شناخته میشود.
وی افزود: مهمترین شاهد تاریخی آن است که رشیدالدین و کاشانی به صراحت نوشتهاند آب از «کوه اندجرود» و «تل تاهرود» به قلعه منتقل میشده است؛ موضوعی که با موقعیت جغرافیایی تارولات در شمال قلعه، انطباق کامل دارد و فرضیههای پیشین درباره شاهرود یا دیوجو را تا حد زیادی تضعیف میکند.
این پژوهشگر حوزه تاریخ و جغرافیای الموت معتقد است شواهد موجود نشان میدهد اسماعیلیان در سدههای پنجم و ششم هجری، با بهرهگیری از شبکهای مهندسیشده، آب را از ارتفاعات تارولات و در مسیری نزدیک به ۱۱ کیلومتر، از طریق کانالهای سنگی، تنبوشههای سفالی و احتمالاً بخشهایی سرپوشیده، به قلعه انتقال میدادند.
به گفته مجیدی، این سامانه بیانگر شناخت عمیق سازندگان قلعه از توپوگرافی منطقه، مدیریت منابع طبیعی و توان سازماندهی حکومت اسماعیلیان محسوب میشود؛ یافتهای که به گفته وی، موجب شگفتی بسیاری از باستانشناسان و پژوهشگران فعال در حوزه مطالعات الموت شده است.
وی همچنین احتمال داد مسیر انتقال آب از امتداد کانال تاریخی میان تارولات، خشکچال، توان و گازرخان عبور میکرده است؛ مسیری که با توجه به شیب طبیعی زمین، مناسبترین گزینه برای انتقال پایدار آب به قلعه به شمار میرفته است.
رئیس کتابخانه مرکز اسناد دایرةالمعارف بزرگ اسلامی در پایان تاکید کرد: ارزش جهانی قلعه الموت در استحکامات دفاعی آن خلاصه نمیشود، بلکه نظام پیشرفته آبرسانی، مدیریت هوشمند منابع آب، معماری صخرهای و انطباق خلاقانه با محیط طبیعی، مجموعهای از ارزشهای علمی، مهندسی و تمدنی را شکل دادهاند که این اثر را در زمره شاخصترین نمونههای مهندسی و معماری ایران در قرون میانه قرار میدهد؛ ظرفیتهایی که میتواند جایگاه پرونده ثبتجهانی قلعه الموت را در یونسکو بیش از پیش تقویت کند.
انتهای پیام/
نظر شما