عبدالمهدی همتپور، پژوهشگر پژوهشکده باستان شناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و سرپرست پایگاه میراث ملی کاخ مروارید در یادداشتی نوشت: ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو، از نگاه بسیاری، نتیجه تدوین یک پرونده و تصویب آن در کمیته میراث جهانی است؛ اما در واقع، پرونده ثبت جهانی آخرین حلقه زنجیرهای از مطالعات، مستندسازی و پژوهشهای علمی است که گاه طی چند دهه شکل میگیرد.
دستورالعملهای اجرایی کنوانسیون میراث جهانی نیز تصریح میکنند که هر پرونده نامزدی باید بر پایه شناسایی دقیق ارزشهای اثر، مطالعات تطبیقی، مستندسازی، تعیین حدود، ارزیابی اصالت (Authenticity)، تمامیت (Integrity) و تدوین نظام مدیریت استوار باشد؛ فرآیندی که بدون دادههای علمی معتبر امکان تحقق ندارد.
پرونده ثبت جهانی قلعه الموت و استحکامات وابسته نمونهای روشن از این رویکرد است. در این پرونده، هفت قلعه تاریخی به عنوان یک میراث زنجیرهای معرفی شدهاند که ارزش آنها نه در تکتک بناها، بلکه در شبکه دفاعی، سیاسی و فرهنگی آنها در محدوده طبیعی مشخص تبیین شده است. کمیته میراث جهانی نیز در چهلوهشتمین اجلاس خود، این مجموعه را بر اساس معیار (iii) در فهرست میراث جهانی ثبت و «بیانیه ارزش جهانی برجسته» آن را تصویب کرد.
اما آنچه در پرونده ثبت جهانی به صورت نقشه، جدول، تحلیل و استدلال دیده میشود، حاصل نگارش چندماهه یک پرونده نیست؛ بلکه محصول انباشت تدریجی دادههایی است که طی سالها بررسیهای میدانی، کاوشهای باستانشناسی، مطالعات معماری و تحلیلهای منظر فرهنگی به دست آمدهاند. در واقع، باستانشناسی در این فرایند تنها ابزار کشف آثار نیست، بلکه مهمترین سازوکار تولید دانش درباره میراث فرهنگی است.
ارزیابی رسمی ICOMOS نیز بر همین موضوع تأکید میکند. در گزارش ارزیابی، ضمن اشاره به پژوهشهای باستانشناسی و اقدامات حفاظتی انجامشده در قلعه الموت و لمبسر، تصریح شده است که این مطالعات به تثبیت ساختارها و درک منسجم شبکه دفاعی و ارزشهای تاریخی مجموعه کمک کرده و ویژگیهای لازم برای انتقال ارزش جهانی برجسته را حفظ کردهاند.
از منظر روششناسی، مسیر تبدیل دادههای باستانشناختی به پرونده ثبت جهانی را میتوان در چند مرحله خلاصه کرد. نخست، بررسیهای میدانی و پیمایشهای باستانشناسی، مؤلفههای اصلی اثر را شناسایی میکنند. سپس کاوشها، مطالعات معماری و تحلیل یافتهها، توالی تاریخی، فناوری ساخت، کارکرد و روابط فضایی میان عناصر را روشن میسازند. در مرحله بعد، این دادهها مبنای تدوین «بیانیه ارزش جهانی برجسته»، تعیین عرصه و حریم، ارزیابی اصالت و تمامیت و طراحی برنامه مدیریت قرار میگیرند؛ همان مؤلفههایی که دستورالعملهای اجرایی یونسکو برای پذیرش هر پرونده ثبت جهانی ضروری میدانند.
به همین دلیل، ثبت جهانی را باید نتیجه طبیعی یک نظام پژوهشی منسجم تلقی کرد. هرچه دادههای باستانشناسی دقیقتر، مستندتر و جامعتر باشند، امکان تبیین ارزش جهانی اثر و دفاع از آن در فرآیند ارزیابی بینالمللی نیز بیشتر خواهد بود.
تجربه الموت نشان داد که کیفیت پرونده ثبت جهانی، بازتاب مستقیم پژوهشهایی بود که طی ۲۵ سال، ۱۶ فصل کاوش باستانشناسی در قلعه الموت انجام شد. چنانچه همین کاوشهای ارزشمند باستانشناسی نبود شاهد قرار گرفتن الموت، هگمتانه و تخت سلیمان در فهرست آثار جهانی یونسکو نبودیم. لذا منافع ملی ایجاب میکند که بیش از پیش پروژههای مهم باستانشناسی کشور، مورد توجه قرار گیرند.
انتهای پیام/

نظر شما