میراثآریا: قلعهای که امروز بر فراز صخرههای البرز ایستاده، اگرچه معماری دفاعی و شبکه استحکامات آن مهمترین جلوه ظاهریاش به شمار میرود، اما ارزش جهانی این مجموعه، به روایت رسمی یونسکو، در پیوند میان دفاع، اداره سرزمین، دانش و حیات اجتماعی نهفته است.
در بیانیه ارزش جهانی برجسته که مبنای ثبت این اثر در فهرست میراثجهانی قرار گرفته، بهصراحت آمده است که الموت در فاصله اواخر قرن یازدهم تا میانه قرن سیزدهم میلادی، «مرکز سیاسی، دینی، اداری و فکری» دولت نزاری اسماعیلی بوده است؛ تعبیری که نشان میدهد این مجموعه، نقشی تعیینکننده در ساماندهی حیات فکری و فرهنگی جامعه خود ایفا میکرد.
دانش؛ یکی از ارکان دولت الموت
در بسیاری از روایتهای عامه، تاریخ الموت به افسانهها و داستانهای پررمز و راز تقلیل یافته است؛ اما پرونده ثبتجهانی، روایتی مستند و متفاوت ارائه میدهد.
بر اساس ارزیابی ایکوموس، یکی از دلایل پذیرش پرونده ذیل معیار (iii) این بود که این مجموعه، گواهی کمنظیر از سنت فرهنگی نزاریان است؛ سنتی که در آن، مراکز اداره، آموزش، فعالیتهای دینی و تولید اندیشه نیز محسوب میشدند.
از همین رو، یونسکو در متن رسمی خود از الموت بهعنوان یک مرکز علمی و فرهنگی نیز یاد میکند؛ تعبیری که در کنار نقش سیاسی و نظامی، جایگاه ویژه این مجموعه را در تاریخ ایران و جهان اسلام آشکار میسازد.
آیا کتابخانهای در الموت وجود داشت؟
یکی از مشهورترین روایتهای تاریخی درباره الموت، به کتابخانه آن مربوط میشود. در این زمینه، مهمترین منبع تاریخی، عطاملک جوینی است؛ مورخی که پس از سقوط الموت در سال ۱۲۵۶ میلادی، همراه سپاه هولاکو وارد قلعه شد. او در کتاب تاریخ جهانگشا مینویسد که در الموت مجموعهای از کتابها، اسناد، نسخههای قرآن، آثار علمی و مکاتبات وجود داشت و خود پیش از نابودی بخش بزرگی از آنها، شماری از آثار را جدا و حفظ کرد. پژوهشهای جدید نیز این گزارش را یکی از مهمترین شواهد تاریخی درباره وجود مجموعهای از کتابها و اسناد در الموت میدانند. اما باید میان واقعیت تاریخی و افسانه تفاوت گذاشت. آنچه مستند است، وجود کتابها، اسناد و فعالیت علمی در الموت است.
خواجه نصیرالدین طوسی و محیط علمی الموت
یکی از چهرههای برجستهای که نام او با الموت پیوند خورده، خواجه نصیرالدین طوسی است. طوسی سالهایی از زندگی خود را در قلمرو نزاریان گذراند و بخشی از آثار علمی و فلسفی خود را در همین دوره نگاشت. هرچند درباره جزئیات حضور او در الموت، میان پژوهشگران بحثهایی وجود دارد، اما اصل ارتباط او با این محیط علمی از موضوعات شناختهشده تاریخ اندیشه اسلامی است.
اهمیت این موضوع در آن است که نشان میدهد الموت فضایی برای گفتوگوهای علمی، فلسفی و دینی نیز فراهم کرده بود؛ موضوعی که با توصیف یونسکو از این مجموعه بهعنوان «مرکز فکری» همخوانی دارد.
اندیشه در کنار استحکام
ویژگی ممتاز الموت، جمع میان دو کارکرد ظاهرا متفاوت بود؛ امنیت و دانش. همان استحکاماتی که از جامعه نزاری در برابر تهدیدهای بیرونی حفاظت میکرد، امکان استمرار فعالیتهای فکری و اداری را نیز فراهم میآورد. به همین دلیل، در متن ارزش جهانی برجسته، دفاع، اداره، دانش و زندگی اجتماعی، در کنار یکدیگر بهعنوان اجزای یک نظام منسجم معرفی شدهاند، نه عناصر جداگانه.
چرا این روایت برای ثبتجهانی اهمیت داشت؟
در روند بررسی پرونده، ایکوموس تاکید کرد که اهمیت الموت بازتابدهنده سنت فرهنگی ویژهای است که در آن، حکومت، دین، دانش و جامعه در قالب یک ساختار منسجم سازمان یافته بودند. همین نگاه، در نهایت مبنای ثبت اثر بر اساس معیار (iii) شد.
میراثی که فراتر از افسانههاست
شاید مهمترین دستاورد ثبتجهانی الموت، کنار زدن لایهای از افسانهها و بازگشت به واقعیتهای تاریخی باشد.
یونسکو، الموت را بهعنوان گواهی برجسته از یک سنت فرهنگی، یک نظام حکمرانی کوهستانی و مرکزی برای اندیشه، آموزش و سازمان اجتماعی به رسمیت شناخت.
از این منظر، اگر دیوارهای سنگی الموت از استقامت سخن میگویند، میراث فکری آن از پایداری اندیشه روایت میکند. آنچه از دل پرونده ثبتجهانی برمیآید، این است که ارزش واقعی الموت، در جامعهای نهفته است که توانست در دل کوهستان، هم دژی برای دفاع بنا کند و هم محیطی برای پرورش دانش و اندیشه؛ میراثی که پس از قرنها، همچنان یکی از مهمترین وجوه هویت جهانی این اثر به شمار میرود.
انتهای پیام/

نظر شما