علی افضلی، رئیس اداره میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان دماوند در یادداشتی نوشت: صنایعدستی برای بسیاری از فعالان این حوزه، صرفاً یک شغل یا منبع درآمد نیست، بلکه بخشی از هویت فردی و فرهنگی آنان به شمار میرود. هنری که با دست، صبر و اندیشه شکل میگیرد و هر اثر آن حامل روایت، خاطره و تجربهای زیسته است. در میان شلوغی و سرعت زندگی امروز، صنایعدستی فرصتی برای مکث، تأمل و بازگشت به ریشهها فراهم میکند.
مسیر ورود به دنیای صنایعدستی اغلب از علاقهای درونی آغاز میشود؛ علاقهای که از سالهای کودکی یا نوجوانی شکل میگیرد و بهتدریج با آموزش، تجربه و آزمونوخطا به مهارت تبدیل میشود. در این مسیر، بسیاری از هنرمندان بدون پشتوانه مالی یا امکانات آموزشی گسترده، تنها با اتکا به تلاش شخصی و عشق به هنر، راه خود را ادامه میدهند. همین موضوع باعث میشود هر اثر صنایعدستی، نتیجه سالها صبر، یادگیری و تعهد باشد.
استان تهران بهعنوان پایتخت کشور، جایگاه ویژهای در حوزه صنایعدستی دارد. تنوع رشتهها، حضور هنرمندان متعدد و دسترسی به بازارهای مختلف، از ظرفیتهای مهم این استان است. در عین حال، هزینههای بالای تولید، رقابت گسترده و نبود حمایت پایدار، چالشهایی جدی برای فعالان این حوزه ایجاد کرده است. بسیاری از هنرمندان در کارگاههای کوچک یا حتی فضاهای خانگی فعالیت میکنند و تلاش دارند با حداقل امکانات، کیفیت آثار خود را حفظ کنند.
در فرآیند خلق آثار صنایعدستی، تنها مهارت فنی اهمیت ندارد، بلکه نگاه هنری و ارتباط اثر با فرهنگ و زندگی مردم نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. استفاده از نقوش الهامگرفته از طبیعت، داستانهای کهن، عناصر بومی و تجربههای روزمره، باعث میشود اثر نهایی فراتر از یک شیء تزئینی باشد و به حامل معنا تبدیل شود. صنایعدستی زمانی میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند که هم اصالت داشته باشد و هم با نیازها و سلیقههای امروز همخوانی پیدا کند.
یکی از دغدغههای مهم هنرمندان صنایعدستی، موضوع بازار فروش و معرفی آثار است. شرکت در نمایشگاهها فرصت مناسبی برای دیدهشدن و ارتباط مستقیم با مخاطب فراهم میکند، اما مقطعی بودن این رویدادها، امنیت شغلی هنرمندان را تضمین نمیکند. نبود شبکه توزیع منسجم، دشواریهای صادرات و هزینههای بالای مواد اولیه، ادامه فعالیت را برای بسیاری از هنرمندان سخت کرده است و در برخی موارد، منجر به تعطیلی کارگاهها میشود.
با این حال، صنایعدستی همچنان ظرفیت بالایی برای نقشآفرینی فرهنگی و اقتصادی دارد. آثار دستساز، برخلاف تولیدات صنعتی، دارای روح، تفاوت و هویت هستند و همین ویژگی، آنها را برای مخاطبان داخلی و خارجی جذاب میکند. صنایعدستی میتواند بهعنوان پل ارتباطی میان گذشته و حال عمل کند و روایتگر فرهنگ ایرانی در قالبی ملموس و ماندگار باشد.
آموزش و انتقال تجربه به نسل جوان، یکی دیگر از موضوعات اساسی در این حوزه است. اگر صنایعدستی به نسلهای بعد منتقل نشود، بخشی از هویت فرهنگی جامعه بهتدریج فراموش خواهد شد. ایجاد انگیزه، فراهمکردن فرصتهای آموزشی و نشاندادن مسیر واقعی فعالیت در این حوزه، میتواند نقش مؤثری در حفظ و تداوم هنرهای سنتی داشته باشد. جوانان باید بدانند که صنایعدستی اگرچه مسیر آسانی نیست، اما میتواند به رضایت درونی و جایگاهی ماندگار منجر شود.
صنایعدستی، هنر زندگی است؛ هنری که با دست ساخته میشود، اما ریشه در دل و فرهنگ دارد. حمایت هدفمند، برنامهریزی اصولی و توجه جدی به هنرمندان، میتواند زمینهساز شکوفایی بیشتر این حوزه در استان تهران و شهرستانهای تابعه باشد. حفظ و تقویت صنایعدستی، در حقیقت پاسداری از هویت، خلاقیت و میراث فرهنگی نسلهای مختلف است.
انتهای پیام/
نظر شما