آتوسا مومنی رئیس مرکز میراث ناملموس در یادداشتی که در اختیار میراث آریا قرار داد نوشت: تبیین چرخه آیینی و جایگاه ایران در پرونده چندملیتی نوروز:
۱. نوروز؛ چرخهای آیینی، نه یک مناسبت تقویمی
نوروز یک روز یا یک تاریخ صرف نیست. چرخهای آیینی و زمانمند است که از آیینهای پیشانوروزی آغاز میشود، در لحظه تحویل سال به رسمیت میرسد و در آیینهای پسانوروزی به تداوم و پایداری میانجامد. معنا و کارکرد اجتماعی نوروز تنها در پیوستگی همین مراحل شکل میگیرد و هر قرائتی که آن را به جشن تقویمی فروبکاهد، تصویری ناقص از این میراث زنده به دست میدهد.
۲. جایگاه پرونده جهانی نوروز و نقش مدیریتی ایران
پرونده جهانی نوروز نمونهای شاخص از همکاری فرهنگی چندملیتی است. ثبت نخستین آن با مشارکت هفت کشور انجام شد و از همان آغاز، به ابتکار ایران و با تأکید و توافق کشورهای مشارکتکننده، مسئولیت مدیریت و هماهنگی پرونده بر عهده ایران قرار گرفت.
در سالهای بعد، با پیوستن کشورهای جدید، پرونده گسترش یافت و این روند با الحاق مغولستان ادامه پیدا کرد. تداوم نقش مدیریتی ایران، بازتاب پذیرش جایگاه تاریخی، فرهنگی و دانشی این سرزمین در پاسداری از نوروز و حفظ انسجام این میراث چندملیتی است. امروز نوروز در شمار گستردهترین پروندههای چندملیتی میراث فرهنگی ناملموس قرار دارد.
۳. آیینهای پیشانوروزی؛ تولید معنا و تنظیم اجتماعی
آیینهای پیشانوروزی ستون نخست چرخه آیینی نوروزند. در این مرحله، جامعه پیش از ورود به زمان نو، از نظر فرهنگی، اجتماعی و نمادین آماده میشود. آیینهایی چون یلدا، خانهتکانی و چهارشنبهسوری هر یک در شکلگیری انتظار جمعی، پالایش نمادین و تقویت پیوندهای اجتماعی نقش دارند.
چهارشنبهسوری جایگاهی ویژه دارد؛ آیینِ عبور از وضعیت فرسوده به وضعیتی نو. کارکرد آن در تخلیهی کنترلشدهی هیجانها و تولید شادیِ مشروع نهفته است و بخشی جداییناپذیر از معماری فرهنگی نوروز ایرانی به شمار میآید.
۴. لحظه نوروز؛ تثبیت معنا و مشروعیتیابی زمان نو
لحظه تحویل سال، آغاز مطلق چرخه نیست؛ لحظه تثبیت معناست. معناهایی که پیشتر شکل گرفتهاند، در این زمان به رسمیت شناخته میشوند و «زمان نو» مشروعیت مییابد. گردهماییهای خانوادگی، همزمانی کنشها و تکرار نمادهای مشترک، نوروز را به تجربهای همگانی و انتقالپذیر بدل میکند.
۵. آیینهای پسانوروزی؛ تداوم معنا و پیوند فرهنگ و طبیعت
آیینهای پسانوروزی مرحله پایانی چرخهاند و تداوم معنا را تضمین میکنند. در فرهنگ ایران، روز طبیعت روشنترین نمود این مرحله است. این آیین جامعه را به دل طبیعت میبرد و پیوند بنیادین فرهنگ و محیط زیست را بهصورت زیسته بازمینماید؛ نوروز با واگذاری معنا به طبیعت ادامه مییابد.
۶. نوروز در ایران؛ کاملترین و پرپروبالترین تجلی چرخه آیینی
هرچند نوروز در سیزده کشور گرامی داشته میشود، تجربه ایرانی آن کاملترین و پرپروبالترین صورت چرخه آیینی این میراث صلحآفرین است. در ایران، نوروز نظامی آیینی با مراحل روشن و پیوسته دارد که از پیشانوروز آغاز میشود و در پسانوروز به کمال میرسد.
در میان این گستره، آیینهای چهارشنبهسوری و روز طبیعت تنها در جغرافیای فرهنگی ایران بهصورت مستمر، زنده و ساختارمند حضور دارند. این دو آیین نشان میدهند نوروز ایرانی چرخهای کامل از تنظیم اجتماعی، شادی مشروع و پیوند پایدار فرهنگ و طبیعت است. از همین رو ایران نهتنها خاستگاه تاریخی نوروز، بلکه کانون زنده و تداومیافتهی کاملترین بیان آیینی آن به شمار میآید.
۷. نوروز؛ میراث صلحمحور و گشوده به مشارکت
گسترش تدریجی پرونده نوروز و تمایل کشورها برای پیوستن به آن، نشانه ظرفیت صلحآفرین این آیین است. نوروز زبان مشترک گفتوگو و همزیستی است؛ گشودگی آن نه نشانه کمهویتی، بلکه حاصل غنای مفهومی و انعطاف فرهنگی میراثی ریشهدار است.
۸. جمعبندی
نوروز چرخهای آیینی و منسجم است که هر مرحلهاش نقشی همسنگ در تولید، تثبیت و تداوم معنا دارد. تجربه ایرانی نوروز، با انسجام چرخه و نقش مدیریتی ایران به تأکید و توافق کشورهای مشارکتکننده، الگویی روشن از پاسداری مشترک و همزیستی مسالمتآمیز ارائه میدهد؛ زنده، معنادار و الهامبخش.
نکته پایانی
ثبت جهانی نوروز در قالب یک پرونده چندملیتی، بههیچوجه پایان مسیر پاسداری از این میراث زنده نیست؛ بلکه آغاز تعهدی روشن و چندلایه است. تمامی آیینهای پیشانوروزی، لحظه نوروز و آیینهای پسانوروزیِ مندرج در پرونده ثبت جهانی نوروز، بهمثابه اجزای تفکیکناپذیر یک چرخه آیینی واحد، واجد تکلیفاند؛ تکلیفی که اقتضا میکند هر یک از این اجزا، بندبهبند، در دستور کار پاسداری، ترویج و انتقال بیننسلی قرار گیرند. تنها در این صورت است که ثبت یک پدیده فرهنگی در فهرست میراث بشری، از سطح شناسایی نمادین فراتر میرود و به بازتابی معتبر از تعهد ما نسبت به میراث فرهنگیمان تبدیل میشود؛ تعهدی که نه در لحظه ثبت، بلکه در تداوم حیات اجتماعی و فرهنگی این آیینها معنا
مییابد.
این یادداشت بر پایه منطق و محتوای پرونده ثبت جهانی نوروز در چارچوب کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو تنظیم شده است ودر صورت نیاز ارجاعات معتبر و موثق آن قابل ارائه است .
آتوسا مومنی
انتهای پیام/
نظر شما