اسماعیل خاکسار شهمیرزادی، پژوهشگر گردشگری در یادداشتی نوشت: صنعت گردشگری به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد خدماتی، همواره در معرض نوسانات تقاضا، تغییر رفتار مصرفکننده و تحولات اقتصادی قرار دارد. تجربه جهانی نشان میدهد که بازار سفر ماهیتی چرخهای دارد و دورههای رونق و رکود مقطعی، بخشی طبیعی از حیات این صنعت به شمار میرود. آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این نوسانات است. رکودهای کوتاهمدت اگر با برنامهریزی هدفمند و سیاستگذاری هوشمند همراه شوند، نهتنها تهدید محسوب نمیشوند، بلکه میتوانند به فرصتی برای بازآرایی ساختارها، ارتقای کیفیت خدمات و آمادهسازی صنعت برای جهش بعدی تبدیل گردند.
در شرایط اخیر، الگوی تصمیمگیری گردشگران دستخوش تغییر شده است. سفرها هدفمندتر شدهاند، حساسیت نسبت به نسبت هزینه به فایده افزایش یافته و گرایش به سفرهای کوتاهمدت، نزدیکمقصد و قابل مدیریت بیشتر دیده میشود. همزمان، تقاضا برای تجربههای خاص، شخصیسازیشده و دارای ارزش افزوده رشد کرده است. این تحولات به معنای توقف گردشگری نیست، بلکه بیانگر تغییر ماهیت تقاضاست؛ تغییری که عرضهکنندگان خدمات باید آن را به رسمیت بشناسند و محصولات خود را متناسب با آن بازطراحی کنند.
در چنین فضایی، مقصدهایی موفقتر عمل میکنند که بتوانند خدمات منعطف، تقاضامحور و قابل تنظیم ارائه دهند. شخصیسازی تجربه سفر، طراحی بستههای ترکیبی، تمرکز بر جاذبههای کمترشناختهشده و توسعه تجربههای موضوعمحور، از جمله راهکارهایی است که میتواند پویایی بازار را حفظ کند. ایران با برخورداری از تنوع اقلیمی کمنظیر، میراث فرهنگی ملموس و ناملموس گسترده، ظرفیتهای طبیعتگردی، گردشگری سلامت و گردشگری خوراک، توان بالایی برای پاسخگویی به الگوهای جدید سفر دارد. بهرهبرداری هوشمندانه از این ظرفیتها میتواند حتی در دورههای احتیاط بازار نیز جریان تقاضا را زنده نگه دارد.
یکی از عوامل کلیدی در عبور از دورههای رکودی گردشگری، نقش سیاستهای حمایتی دولت است. این حمایتها صرفاً به کمکهای مالی مستقیم محدود نمیشود، بلکه مجموعهای از اقدامات تسهیلگرانه را در بر میگیرد. کاهش بروکراسی اداری، تسریع در صدور مجوزها، ایجاد پنجره واحد خدمات گردشگری و شفافسازی فرآیندهای نظارتی، میتواند هزینههای عملیاتی فعالان این حوزه را کاهش داده و انگیزه ادامه فعالیت را افزایش دهد. در شرایطی که بسیاری از کسبوکارهای گردشگری با فشار نقدینگی مواجهاند، همین اصلاحات ساختاری میتواند نقش حیاتی ایفا کند.
در حوزه مالی نیز ابزارهای حمایتی هدفمند اهمیت ویژهای دارند. اعطای تسهیلات کمبهره برای بهسازی مراکز اقامتی، حمایت از سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال و فناورانه، و ارائه مشوق برای ارتقای استانداردهای خدمات، به افزایش کیفیت عرضه کمک میکند. تجربه نشان داده است که تسهیلات کوچک، سریع و قابل دسترس برای بنگاههای خرد و متوسط گردشگری، در دورههای کاهش تقاضا نقش تعیینکنندهای در حفظ اشتغال و تداوم فعالیت ایفا میکند. این نوع حمایتها، بیش از پروژههای بزرگ و پرهزینه، مستقیماً بر تابآوری صنعت اثر میگذارند.
در کنار حمایت از عرضه، سیاستهای تحریک تقاضا نیز اهمیت زیادی دارد. اجرای طرحهای تشویقی سفر داخلی، بستههای تخفیفی فصلی، برنامههای سفر سازمانی و خانوادگی و همکاری با بخش خصوصی برای طراحی پیشنهادهای ارزشمند، میتواند سطح حداقلی تقاضا را در بازار حفظ کند. این اقدامات نهتنها به گردش مالی کسبوکارها کمک میکند، بلکه فرهنگ سفر مستمر را نیز تقویت کرده و مانع از گسست ارتباط مردم با مقاصد گردشگری میشود.
بازاریابی مقصد در سطح ملی و بینالمللی یکی دیگر از محورهای مهم حمایت دولتی است. تولید محتوای حرفهای، کمپینهای دیجیتال چندزبانه، حضور هدفمند در نمایشگاهها و رویدادهای تخصصی، و همکاری با پلتفرمهای توزیع سفر، میتواند تصویر مقصد را تقویت کرده و بازارهای جدیدی ایجاد کند. همافزایی میان نهادهای دولتی، انجمنهای حرفهای و بخش خصوصی در این زمینه، اثربخشی اقدامات ترویجی را بهطور محسوسی افزایش میدهد و از پراکندگی منابع جلوگیری میکند.
تحول دیجیتال نیز به عنوان یک اهرم راهبردی نقش فزایندهای در عبور از نوسانات بازار دارد. توسعه سامانههای رزرو آنلاین، فروش مستقیم خدمات، مدیریت دادههای مشتری و استفاده از ابزارهای تحلیل رفتار بازار، موجب افزایش بهرهوری و کاهش هزینه جذب مشتری میشود. حمایت از دیجیتالیسازی و هوشمندسازی کسبوکارهای کوچک محلی میتواند قدرت رقابت آنها را به شکل محسوسی ارتقا دهد و فاصله میان بنگاههای بزرگ و کوچک را کاهش دهد.
در کنار زیرساختها و سیاستها، سرمایه انسانی یکی از مهمترین مؤلفههای تابآوری صنعت گردشگری است. کیفیت تجربه سفر، بیش از هر چیز به عملکرد نیروی انسانی وابسته است. برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت در حوزههایی مانند مدیریت درآمد، کنترل هزینه، طراحی تجربه مشتری، بازاریابی دیجیتال و بستهسازی خدمات، به مدیران و کارکنان کمک میکند تا با منابع محدود، عملکرد بهتری داشته باشند. برنامههای آموزشی مشترک میان نهادهای دولتی و مراکز علمی میتواند نقش مهمی در ارتقای مهارتهای حرفهای و بهروزرسانی دانش فعالان این حوزه ایفا کند.
توسعه گردشگری تخصصی نیز راهبردی مؤثر برای ایجاد ثبات در بازار است. حوزههایی مانند گردشگری سلامت، اکوتوریسم، گردشگری رویداد، گردشگری آموزشی و فرهنگی، معمولاً تقاضایی پایدارتر و هدفمندتر دارند. تمرکز سیاستهای حمایتی و سرمایهگذاری بر این بخشها، ضمن ایجاد تنوع در سبد محصولات گردشگری، میتواند ریسک وابستگی به یک نوع تقاضا را کاهش داده و پایداری بلندمدت صنعت را تقویت کند.
در نهایت باید پذیرفت که رکودهای مقطعی بخشی جداییناپذیر از چرخه بازار گردشگری هستند. آنچه مسیر آینده را تعیین میکند، میزان آمادگی برای مواجهه با این دورههاست. رویکردهای نوآورانه، انعطافپذیری در طراحی محصول، و همکاری نزدیک میان دولت و بخش خصوصی میتواند این چالشها را به فرصت تبدیل کند. بازآرایی گردشگری در دوره نوسان سفر، به معنای بازنگری در مدلهای کسبوکار، ارتقای کیفیت تجربه مهمان و حرکت به سوی بازارهای هدفمندتر است.
با تکیه بر ظرفیتهای متنوع گردشگری کشور، توسعه زیرساختهای هوشمند، تقویت سرمایه انسانی و اجرای سیاستهای حمایتی هدفمند، میتوان مسیر پویایی و رشد پایدار صنعت گردشگری را هموار ساخت. آینده این صنعت نه در انتظار بازگشت شرایط گذشته، بلکه در خلق مدلهای جدیدی از سفر، تجربه و ارزشآفرینی نهفته است؛ آیندهای که در آن، انعطافپذیری و نوآوری به مهمترین مزیت رقابتی مقاصد تبدیل خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما