میراث آریا: بررسیهای مردمشناسی و مطالعات میدانی نشان میدهد سفالگری در بهده عمدتاً در اختیار زنان بوده است. زنانی که در کنار مسئولیتهای سنگین روزمره از جمله خانهداری، مشارکت در کشاورزی، برداشت خرما، کشت محصولات جالیزی و تأمین آب، با دستان خود گل را به ظرفهایی کاربردی و زیبا تبدیل میکردند. این سفالها بدون استفاده از چرخ سفالگری و با روشهای کاملاً دستی ساخته میشود؛ شیوهای که از منظر فنآوری، یادآور سنتهای بسیار کهن جنوب ایران است.
نقوش سفالهای بهده عمدتاً هندسی و سادهاند، اما در عین سادگی، هویتی شاخص و متمایز دارند. خطوط شکسته، تکرار اشکال منظم و ترکیببندیهای مینیمال، بیانگر ذهن خلاق و نظاممند زنان سفالگر است؛ زنانی که بیآنکه آموزش رسمی دیده باشند، در بستر تجربه و انتقال شفاهی، به مهارتی کمنظیر دست یافتهاند. این نقوش نهتنها تزئینی، بلکه حامل معنا و بخشی از روایت فرهنگی منطقهاند.

شواهد باستانشناسی بهدستآمده از محوطههای پیرامون دشت بهده، قدمت سفالگری در این منطقه را به هزاره پنجم پیش از میلاد میرساند. بررسی سفالهای سطحی، بقایای استقراری و پایههای آتشدان کشفشده در محدودههای تاریخی، نشاندهنده تداوم زیست و اهمیت این دشت در ادوار مختلف، از پیشاتاریخ تا دوره ساسانی است. این پیوستگی تاریخی، سفالگری بهده را از یک مهارت محلی به حلقهای از زنجیره بلند تمدنی در سواحل خلیج فارس تبدیل میکند.
در پژوهشی که با رویکرد مردمنگارانه انجام شده، گروههای مختلفی مورد گفتوگو قرار گرفتهاند؛ از استادکاران قدیمی که در حافظه اهالی به عنوان «استاد» شناخته میشوند تا زنانی که بهعنوان همکار خانوادگی در فرآیند آمادهسازی گل، شکلدهی و پخت سفال مشارکت داشتهاند. همچنین با مردان میانسال روستا درباره خاطرات کودکی و نقش سفال در اقتصاد خانواده گفتوگو شده و حتی افرادی که در حملونقل و فروش ظروف سفالی نقش داشتهاند، روایتهای خود را بیان کردهاند. حاصل این گفتوگوها، تصویری زنده از چرخه کامل تولید تا عرضه سفال در بهده است.
چارو تنها یک فعالیت اقتصادی نبوده، بلکه بستری برای همبستگی اجتماعی و ارتقای جایگاه زنان در ساختار روستا به شمار میرفته است. درآمد حاصل از فروش ظروف سفالی، سهم مهمی در اقتصاد خانوار داشته و زنان را به بازیگرانی فعال در معیشت محلی تبدیل کرده است. به این ترتیب، سفالگری بهده را میتوان نمونهای شاخص از پیوند میان میراث فرهنگی و توانمندسازی اجتماعی دانست.
این هنر-فنآوری با عناصر فرهنگی دیگری نیز درآمیخته است. شعر و آوازهای محلی که در شبهای کار و پخت سفال خوانده میشد، بخشی از حافظه جمعی مردم را شکل داده است. روایتها حکایت از شبهایی دارد که کودکان دست در دست هم، در کنار شعلههای آتش و در فضای گرم کارگاههای سنتی، ترانههایی میخواندند که هنوز بخشهایی از آن در ذهن نسلهای میانسال باقی مانده است. چنین خاطراتی نشان میدهد که سفالگری در بهده صرفاً یک حرفه نبوده، بلکه آیینی اجتماعی با کارکرد فرهنگی گسترده محسوب میشده است.

از نظر جغرافیایی، بهده در دشت میانکوهی و در فاصلهای اندک از آبهای خلیج فارس قرار گرفته و از شمال و جنوب به رشتهکوههای زاگرس جنوبی محدود میشود. این روستا در محدوده شهرستان پارسیان واقع شده و بهدلیل موقعیت طبیعی خود، در گذشته از طریق گذرگاههای کوهستانی با نواحی شمالی و از طریق مسیرهای دشت با سواحل در ارتباط بوده است. وجود آبراهههای فصلی و منابع آبی، زمینه شکلگیری سکونتگاههای تاریخی را در این دشت فراهم کرده است.
اقتصاد بهده بر پایه کشاورزی، دامداری و نخلداری شکل گرفته و در کنار آن، صنایع دستی همچون سفالگری و بافت محصولات برگ خرما رواج داشته است. معماری بومی روستا با استفاده از سنگهای رودخانهای، ملات گل، اندود کاهگل و پوشش سقف با تیرهای چوبی گز و تنه نخل، جلوهای از سازگاری هوشمندانه با اقلیم گرم و خشک منطقه را نشان میدهد. کاربرد ساروج در سازههای آبی همچون آبانبارها نیز نشاندهنده دانش بومی پیشرفته در مدیریت منابع آب است؛ دانشی که با مفهوم «چارو» همپیوندی معنایی دارد.

با توجه به مجموعه این ویژگیها، سفالگری دستساز بهده واجد ظرفیت بالایی برای ثبت در فهرست میراث ناملموس کشور است. این هنر نهتنها نماینده تداوم یک فنآوری کهن است، بلکه جلوهای از نقشآفرینی تاریخی زنان در شکلدهی به اقتصاد و فرهنگ سواحل خلیج فارس به شمار میرود. کارشناسان بر این باورند که ایجاد مرکز مطالعات سفال، توسعه کارگاههای آموزشی و برندسازی محصولات سفالی بهده میتواند به تقویت صنایع دستی، رونق گردشگری فرهنگی و پایداری اقتصادی جامعه محلی بینجامد.
«چارو» در بهده، روایت پیوستگی گذشته و حال است؛ روایتی از دستانی که گل را به تاریخ بدل کردهاند و از زنانی که بیهیاهو، بخشی از هویت فرهنگی هرمزگان را در قالب ظرفهایی ساده اما ماندگار حفظ کردهاند.
عکس از اصغر بشارتی
انتهای پیام/

نظر شما